اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵۹۶

0
اسفار

المرحلة الرابعة في الماهية و لواحقها و فيه فصول فصل(1) في الماهية ج 2 مرحله 4 فصل اول 07-10-1429

نسخه عربی

جلسه ۵۹۶

3
  •  سؤال: این برهان خدشه پیدا می كند

  •  جواب: نه برهان نیست. من می خواهم بگویم كه در اینجا فرق نمی كند. بین این دو مطلبی را كه مرحوم علامه آمدند توضیح دادند این توضیح به اصطلاح هر دو یكی است. یعنی در واقع چه سؤال بشود از ما هو، چه سؤال بشود از ما بِهِ الشیء هُوَ هوُ، هر دو یكی است این منظور من است. لذا صدرالمتالهین هم كه در اینجا آمده گفته كه پاسخی كه در جواب ما به الشیء، هُوَ هو است عام است نسبت به پاسخی كه در جواب ما هو است. آن برمیگردد فقط به ماهیه الشیء، این هم به وجود و هم به ماهیت برمیگردد. عرض بنده اینست كه این هر دو یكی است چون شیئی كه در اینجا هست چه بیاوری چه نیاوری در دل سائل آن شئ منطوی هست. بالاخره وقتی كه سائل سؤال می كند از ما هو، معنایش اینست كه ما هذا الشیء فی ذاته؟ این شئ توی قلبش است حالا در آنجا گفته ما هو، آن گفته ما به الشیء هو هو فرق نمی كند. شئ در اینجا وجود خارجی كه نیست كه بگوید این وجود خارجی متشخص، ما هو؟ شئ یعنی همان ما به الشیء شیئاً كه حتی در مورد باری تعالی هم داریم كه شیء لاكَالأشیاء كه از شاء یشیء می آید، شاء یشئ، مشئ یعنی مورد خواست، مورد توجه و مورد اشاره. و خواست را هم شئ می‌گویند. شئ به خاطر اینكه مورد توجه و مورد اشاره ومورد خواست انسان است و لذا در مورد خدای تعالی در خطبات امیرالمؤمنین داریم ﴿شیء لاكالاشیاء﴾، شئ به معنای ماهیت نیست شئ به معنای چیست؟ به معنای تشخص است، هر چیزی كه قابل برای تشخص است، حالا این تشخص چه ماهیت داشته باشد مثل ممكنات چه ماهیت نداشته باشد مثل وجود باری، فرقی دیگر در اینجا نمی كند. لذا اگر شما از ما هو می‌خواهید خود آن حقیقت را در نظر بیاورید و ذاتیات شئ را بدون شئ در نظر بگیرید قطعاً این مسئله خلاف است چون سائل اول شیئیت را مورد نظر آورده، یعنی شیئی كه در خارج هست یا در خارج می تواند باشد بنا بر یك قضیه مفروضه شرطیه این چه خصوصیاتی دارد و چه آثاری دارد؟ پس شئ همیشه هست حالا در اینجا به اسم آورده شده، به تلفظ آورده شده، و در سؤال از ما هو تلفظ ندارد. باز شیئیت در جای خودش مورد لحاظ است. سؤال: یعنی ممتنع بالغیر و محال ذاتی ماهیت ندارد؟ جواب: ندارد. یك مفهوم است ماهیت ندارد. چیزی كه ممتنع است، شما برای عدم چه ماهیتی تصور می كنید؟ هیچ، چون ماهیت ندارد، عدم است، وجودی كه ماهیت ندارد آن مساوی با عدم است. منظورم از ماهیت همان تشخص است، اعم از اینكه ماهیت باری باشد یا اینكه متشخصات خارجیه باشد كه الحق ماهیته انیته باشد، چه مبدعات در مراتب تشكیك در وجود خودش ماهیت است یا اینكه در مورد صورت و ماده كه تركیب از جنس و فصل باشد خودش موجب ماهیت است ولی چیزی كه عدم است، چیزی كه معدوم است، خیر. ببینید یك وقت شما حیوانی را در ذهن خودتان تصور می كنید كه آن حیوان معدوم است ولی شما به آن حیوان در ذهن خودتان وجود دادید. حالا كه وجود دادید، ماهیتش را ترسیم می كنیم. می گویید: من یك حیوانی را در ذهنم ترسیم كردم و میخواهم این حیوان را در صورتی كه امكانات داشته باشم با این تكنیك امروز با این وسایل امروز می خواهم یك گوسفندی و غنمی را در خارج با تركیبات ژن و این مسایل جدید امروزی، یك غنم شش پای سه سرِ پانصد كیلویی می خواهم در اینجا بنده تولید كنم. اینهم خصوصیاتش است، نقشة این را هم می كشید می گذارید جلو به همه هم نشان می دهید. این در اینجا وجود پیدا كرده است یعنی، منتهی وجود خارجی پیدا نكرده، وجود ذهنی است آن وجود ذهنی شما باز دارای ماهیت است، گرچه در خارج نیست ولی ممكن است كه در خارج تحقق پیدا بكند. وقتی كه یك گوسفند سه سر شش پای پانصد كیلویی هم بیایند درست بكنند شما می‌گویید: همینی كه من در ذهن آوردم الان در خارج است. و به عبارةٌ اخرای دیگر شما این نقشه ای را كه می خواهید بكشید برای ساختمان، ساختمان كه هنوز وجود خارجی ندارد، چطور شما نقشه را می كشید؟ یك مهندسی كه می نشیند و یك نقشه می كشد مگر غیر از این است كه بر می دارد چند تا خط این طرف و چند تا خط آن طرف و در اینجا دستشویی را قرار می دهد، آن جا را حمام می گذارد در آنجا اتاق خواب می گذارد و اونجا را سالن بعد می گوید: آقا از این خوشت می آید یا نمی آید؟ شما سؤال می كنید این ساختمانی كه می خواهی برای من درست بكنی چندتا اتاق دارد؟ این ساختمان چند متر است؟ شمالی است؟ جنوبی است؟ فرض كنید خصوصیاتش چیست؟ دو طبقه است؟ یك طبقه است؟ در كدام قسمت شهر واقع است؟ مصالحی كه می خواهی در این ساختمان به كار ببری چیست؟ این ساختمان چند سال دوام دارد؟ چه جوری می خواهی بسازی؟ آیا با شیروانی می خواهی بسازی؟ یا مسطح می خواهی درست كنید؟ این خصوصیاتی كه شما درست می كنید همه سؤال از ماهیت است. در حالی كه هنوز وجود ندارد. شما كه این سؤالات را می كنید بر چه اساسی است؟ بر اساس یك امر موجود، منتهی آن امر موجود یك امر ذهنی است.