اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵۹۶

0
اسفار

المرحلة الرابعة في الماهية و لواحقها و فيه فصول فصل(1) في الماهية ج 2 مرحله 4 فصل اول 07-10-1429

نسخه عربی

جلسه ۵۹۶

2
  •  با توجه به مطالبی كه راجع به ماهیت خدمت رفقا عرض شد به نظر می رسد كلام مرحوم علامه در اینجا محل تأمل است جهتش این است كه همانطوری كه به نظر می رسد در مورد ماهیت، سائل نظر به وجود ماهیت ندارد بلكه نظر سائل در مورد ماهیت به خصوصیات و متمایزات و ممیزات و مشخَصات و مشخِصات این عین خارجی است بر فرض قضیة شرطیه یعنی بر فرض وجود موضوع در قضیة شرطیه، به طور كلی وقتی كه سائل سؤال می كند كه این قرص چیست؟ به خصوصیات و به آثار این قرص كار دارد، باینكه این قرص موجود است؟ یا موجود نیست؟ كاری ندارد، فقط می خواهد تفاوت بین این دارو و سایر داروها را متوجه بشود و این تفاوت به ذاتیات شئ بر می گردد گر چه از باب اتفاق این شئ خارجی گاهی وجود گاهی پیدا كرده مثل اینكه در جلوی ما داروئی وجود دارد یا اینكه این شیء خارجی اصلًا وجود ندارد همانطوری كه گفتم یكسال دیگر می خواهند بسازند یعنی فرض الوجود است در این مورد كه لو فُرِض وجوده چه خاصیتی دارد؟ اگر این وجودش بعد بخواهد تحقق پیدا بكند الان موجود نیست اگر بعد بخواهد تحقق پیدا بكند این فرقش با سایر داروها چیست؟ كه قیمتش گرانتر است؟ و چه خصوصیتی دارد؟ می گوییم كه این دارو یك خواصی دارد كه بقیه داروها كه مانند این هستند این خواص را ندارند! و قرار است كه آمپولش را سال دیگر بسازند یا قرصش را سال دیگر بسازند در سؤال هیچ وقت وجود مّد نظر نیست لذا همیشه بزرگان گفته اند كه انسان بعد از سئوال به ما هوَ به خصوصیت آن شئ پی برد بعد سؤال می كند كه این هست یا نیست؟ این كه سؤال می كند هست یا نیست؟، این سؤال را بعد از سؤال از ماهیت را میپرسد، شما وقتی كه می خواهید بروید دارو را از داروخانه بخرید چطور می روید بخرید؟ آیا می روید یك شیشه را از داروخانه بر می دارید و بعد می گوید آقا پولش را بگیر یا خیر اول می روید به پزشك داروخانه می گویید: من دارای فلان ناراحتی هستم این قسمت از بدنم، كبدم، روده ام، سینه ام، قلبم درد می كند. ازخصوصیات شما سؤال می كند و شما برای او بیان می كنید وقتی كه خصوصیات را گفتید سؤال می كنید آیا یك همچین داروئی كه برای این بیماری هست وجود دارد یا ندارد؟ آن وقت او می گوید هست یا نیست. اول از هست دارو سؤال نمی كنید! اول سؤال می كنید اگر بخواهم داروئی برای این بیماری بخرم چه داروئی باید باشد؟ می گوید فرض كنید داروئی باید باشد كه درآن پتاسیم باشد، ید باشد و یا مواد پائین آورنده فشار خون باشد، ماده ای كه ضد انعقاد كلسترول وچربی درپلاكتهای عروق باشد این دارو با این خصوصیت به درد شما می خورد یك خورده فكر می كنید می گوئید حالا آقا شما این دارو را دارید؟ از اول كه نمی روید این دارو را بردارید اول ماهیت این دواء و خصوصیت این دواء باید برای شما مشخص بشود بعد آن وقت از وجود خارجی سؤال می كنید؟ این آن نكته مخفی است كه انسان وجود را همیشه در مرتبه متأخر از سؤال قرار می دهد نه در مرتبه متقدم. بنابراین با توجه به این مطلب دیگر فرقی نیست چه اینكه ما تفسیرماهیت را جواب سؤال ما هو بیاوریم كه صرف نظر از وجود و عدم وجود خارجی است یا اینكه تفسیر ماهیت را در سؤال ﴿ما به الشئ هوَ هو﴾ بیاوریم كه آن شیء كه در اینجا هست آن شی چه خصوصیاتی دارد چه آثاری دارد در واقع مرحوم آخوند و مرحوم علامه رضوان اللَه علیهما، شیء را به عنوان امر و عین وجود خارجی فرض كرده اندو پاسخ از ما به الشئ هو هو را پاسخ از سؤال وجود متشخص قرار داده اند. لذا گفته اند كه این وجود متشخص كه دارای یك وجود خارجی است این وجود متشخص چه آثاری و چه ذاتیاتی دارد؟ سائل بگوید كه ﴿هذا الشیء ما هو فی ذاته؟﴾ كه سؤال از ما به الشی هو هو است و شیئیت یك تعین خارجی است كه این تعین خارجی اعم است از وجود خارجی و اعم از وجود مفروض است لذا در اینجا مرحوم آخوند می فرماید این تفسیر دوم عام و خاصِ مطلق است نسبت به تفسیر اول، تلمیذ: متشكل است آن تعین و تشخصی كه می فرمایید آن وجود هم منطوی و مخفی است، اما سائل به آن التفات ندارد؟. استاد: ببینید اصلًا به طور كلی ما از ماهیتی كه سؤال می كنیم، ماهیتی كه در هوا است را كه سؤال نمی كنیم ماهیتی كه پا در هوا و بدون هیچ انتساب بوجود كه مورد سؤال نیست و به درد ما نمی خورد او یك امر عدمی است. اگر امری وجود پیدا نكند پس بنابراین سؤال از ماهیت هم سؤال بیخود و لغو خواهد بود، قطعاً وقتی كه سؤال می كند از ماهیت یك شئ وجود او را در نظر دارد نه اینكه صرف خصوصیات و آثار را با قطع نظر از وجود! نه! وقتی كه سؤال می كند آیا یك چنین دارویی كه دارای این خصوصیات باشد هست یا نیست؟ یعنی چه دارویی برای مرض من مفید است و باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟ خصوصیات موجوده مد نظرش است یا خصوصیات معدومه؟ خصوصیات معدومه كه به درد مرض من نمی خورد پس قطعاً سؤالی كه سائل از او می كند از ماهیت است و وجود او مفروغ عنه است. یعنی كاری به آن ندارد لذا حتی نسبت به اعیانی كه وجود خارجی ندارند از آنها هم سؤال می كند چون محتمل الوجود است، متوقع الوجود است؟ چون توقع وجودش را دارد از الان می رود سؤال می كند. اسمش را توی لیست می نویسد كه وقتی كه این دواء آمد زودتر برای من بفرستی، درحالیكه هنوز دواء نیست. هنوز دارو نیست. چرا می رود این كار را می كند؟ به خاطر اینكه مسئله وجود و عین خارجی، لازمه سؤال از ماهیت است. وقتی كه من ندانم یك شئ در خارج اصلًا وجود ندارد و این یك امر عدمی است و اصلًا هم وجود پیدا نخواهد كرد این خودش عدم مطلق است بنابراین چگونه سؤال ازاین قضیة ای میكنم؟ مگر اینكه فرض كنید كه خود انسان بخواهد از خودش یك شیئی را بتراشد در عالم تخیل، در عالم ذهن خودش. سؤال: فرق بین التفات و عدم التفات است نه ماهیت و وجود، جواب: نه، همین، سؤال: چون به آن وجود مخفی التفات ندارد بعد ملتفت می شود. جواب: عرض بنده در اینجا اینست كه سائل اصلًا كاری به وجود ندارد. حتی در شیئی كه معدوم هم هست وجود متوقعش مورد نظر است. یعنی در آن كنه ذاتش، در آن خفاء ذاتی، آن وجود متأخر، آن مورد نظر هست ولی اصلًا به آن كاری ندارد. می گوید این الان وجود داشته باشد یا نداشته باشد، من از اول باید ببینم كه این عین خارجی چه خاصیتی دارد؟ بعد آنوقت می روم سراغش. حالا این موجود هست بروم بخرم یا موجود نیست صبر كنم. به امر عدمی كه هیچوقت ماهیت تعلق نمی گیرد. یعنی هیچوقت سائل نمی آید از یك امر عدمی سؤال بكند.