
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
تبیین نسبت میان تعینات وجودی و وحدت حقیقت هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی میدانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی میکند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین میرسد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطههای فیض در عالم ملکوت تأکید میکند تا مخاطب از نگاههای سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
5کیفیت قبض روح ائمه و اولیاء علیهمالسلام
این سلسله مراتب که ما در انتظامات وجود مادی خود همین سلسله مراتب را درنظر داریم این سلسله مراتب در همین عوالم مافوق هم وجود دارد لذا داریم که در هنگام قبض روح نسبت به بعضی از عرفا و اینها هر ملکی نمیتواند در آنجا برود و در آنجا مطلب دیگر فرق میکند؛ در بعضی از روایات هم که داریم بعضی از افراد را خود خداوند بهسمت خود میکشاند این اشاره به این مطلب است اینکه عزرائیل از پیغمبر اجازه میگیرد1 اما راجع به بقیه اجازه نمیگیرد در آن این نکته است که این اجازه اجازۀ [تشریفاتی] نیست بلکه این نحوۀ وجود رسول خدا یک نحوهای است که خود آن نفس رسول خدا تا نسبت به این مسئله قیام و اقدام نکند این قضیه انجام نخواهد شد و همینطور این مسئله راجع به خود ائمه علیهمالسّلام هم هست منتها خب از باب اینکه موقعیت رسول خدا متمایز نسبت به آنها باشد این مطلب راجع به او آمده است و همینطور راجع به اولیاء و عرفای الهی اینطور نیست که جناب عزرائیل بدون اجازۀ آنها نسبت به ارتحال بتواند آن مقدمات عادی را انجام بدهد. تمام اینها از روی اجازه و خواست این افراد تحقق خارجی پیدا میکند ولی نسبت به افرادی که در مرتبۀ پایین از مراتب ایمان هستند ملائکه نسبت به آنها از این نقطهنظر متفاوت هستند.
تمایز بین افراد بهواسطۀ تفاوت در میزان سعه و قدرت نفس
این دو عالم همینطور گتره نیست که شما فقط خیال بکنید یک عزرائیلی گفتند و بعد هم حالا آن هر کاری دلش بخواهد انجام میدهد. تمام اینها روی حسابوکتاب است. برگشت مسئله به روح و نفس و میزان سعۀ قدرت نفس است که باید از این تعلق خارج بشود و این میزان اشداد و ضعفی که در مراتب ملائکه و اشیاء خارجی هست همین است که ما از او تعبیر به اشداد در وجود و تشکیک در وجود میکنیم زیرا هرچه هست از اوصاف خارجیۀ وجود از اوصاف، ملکات، بروزات و ظهورات همۀ اینها نفسش از وجود است و اگر این وجود از نقطهنظر تعین خارجی در یک مرتبه باشد پس دیگر در اینجا تمایز بین افراد معنا ندارد. اگر از نقطهنظر تعین خارجی دارای مراتب مختلفی باشد پس در اینجا هر مرتبهای برای خودش در مقایسه نسبت به مرتبۀ بعد و نسبت به مرتبۀ قبل دارای اختلاف و تمایز خواهد بود.
- . الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۲5۸ـ ۲5۹؛ البدایة و النهایة، ج 5، ص ۲۹۷.
