
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
تبیین نسبت میان تعینات وجودی و وحدت حقیقت هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی میدانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی میکند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین میرسد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطههای فیض در عالم ملکوت تأکید میکند تا مخاطب از نگاههای سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
3منظور از آیۀ ﴿اللهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها﴾
بنابراین وقتی که میفرماید: ﴿ٱللَهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ حِينَ مَوۡتِهَا﴾ این همان اراده و انزال قدرت افناء است که از ناحیۀ پروردگار میآید و آن قدرت برای انتزاع روح از بدن إعمال میشود و بدون ارادۀ پروردگار حتی یک برگ از درخت نمیافتد. این معنای ﴿ٱللَهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ﴾ است. پس بدون ارادۀ پروردگار هیچ مسئلهای انجام نمیشود تا چه برسد به انتزاع روح از بدن که برای خودش حسابوکتابی دارد. بعد که میفرماید: ﴿قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ﴾ آن ارادۀ پروردگار در وجود حضرت عزرائیل تجلی پیدا میکند و حضرت عزرائیل است که إعمال قوۀ این امحاء را در اینجا محقق میکند و بهوسیلۀ او متحقق میشود. بعد حضرت عزرائیل همین مسئله را نسبت به ملائکهای که در تحت فرمان او هستند و وضعیت این ملائکه با وضعیت ملائکۀ دیگر فرق میکند [دارد].
مثلاً داریم که آن رسلی که به جانب لوط یا برای ابراهیم آمدند برای عذاب بودند همۀ اینها ملائکۀ عذاب بودند که درعینحال بشارت به حضرت اسحاق دادند. خب اینها که برای امحا آمدند آیا جدای از دستور حضرت عزرائیل بودند یا در تحت فرمان حضرت عزرائیل این عمل انجام میشود؟ نه، فرق نمیکند. این در تحت فرمان اوست. نهاینکه در تحت فرمان او بهعنوان دستور دادن که شما آنجا برو. اینکه حضرت عزرائیل در این قالب و در این هیئت این را انجام میدهد کأنّ خود حضرت عزرائیل در این عمل ﴿وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهَا حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٖ﴾1 دخالت و شرکت دارد. نهاینکه فرض بکنید در اینجا بنشینند و یک هیئتی را بفرستند و بگویند شما به نمایندگی ما در کشورها برو و از طرف ما صحبت کن. خب این دیگر إعمال ندارد بلکه میفرستد. یک دستورالعمل به او میدهند و یک کاغذ مینویسند و میگویند که برو طبق این دستورالعمل در فلانجا صحبت کن و در آنجا حرف بزن یااینکه وکیلی که از طرف موکل میرود در دادگاه صحبت میکند بر طبق همان مفادی که بین موکل و وکیل تقریر شده است میرود انجام میدهد اما خود موکل که نمیآید در دادگاه و محکمه صحبت کند بلکه وکالت میدهد که برو انجام بده و البته وکیل بدون اذن و بدون اجازۀ موکل نمیتواند صحبت کند و اگر هم صحبت کند مورد مؤاخذه است که برخلاف تقریر آمده صحبت کرده است. این مسئله به جای خود محفوظ است ولکن نسبت به این مسئله خود حضرت عزرائیل هم حضور دارد؛ یعنی در عین اینکه این ملائکه این را انجام میدهند، آن وجود خودشان و آن قدرت و توان خودشان را از حضرت عزرائیل دارند و آن حضرت عزرائیل هم از ناحیۀ پروردگار دارد و این را خود حضرت عزرائیل ادراک میکند که این وجودی که الآن دارد، از خود ندارد. ما این را ادراک نمیکنیم؛ چون ما در حجاب هستیم این مسئله را ادراک نمیکنیم ولی او که به این معانی رسیده این حقیقت را ادراک میکند و هیمنطور ملائکهای که دارند این را انجام میدهند آنها هم یک همچنین مسئلهای را انجام میدهند و نظر استقلالی به فرماندۀ خود ندارند و نظرشان نظر آلی و نظر طولی است. این مسئله که الآن حضرت عزرائیل در این رتبه قرار دارد این عبارت از همان حد وجود است و عبارت از همان ماهیت است یعنی آن قدرت و آن خصوصیات و صفاتی که در این وجود خدای متعال قرار داده و این قدرت و این هیمنه باعث میشود که او را از سایر ملائکه جدا کند و سایر ملائکه را به مسائل دیگر خداوند وا میدارد و این وجود را به سایر... آن حدود وجودی برای این شخص میشود.
- . سوره هود (11) آیه 82:
ترجمه: «چون فرمان (قهر) ما در رسید دیار آن قوم نابکار را ویران و زیر و زبر ساختیم و بر سر آنها مرتب سنگ گل (هلاکت کننده) فروریختیم.» (محقق)
- . سوره هود (11) آیه 82:
