
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
تبیین نسبت میان تعینات وجودی و وحدت حقیقت هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی میدانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی میکند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین میرسد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطههای فیض در عالم ملکوت تأکید میکند تا مخاطب از نگاههای سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی میدانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی میکند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین میرسد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطههای فیض در عالم ملکوت تأکید میکند تا مخاطب از نگاههای سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
12اینها که ضد فلسفه هستند اینجا فرار میکنند! همینجا دم پل خر بگیری1 است! پل خر بگیری همینجا است! [میگویند که] آقا عنایت است. میگوییم که بله، عنایت است ولی این عنایت چیست؟ وجود حق متعال که ماهیت ندارد و حقّ متعال ماهیتهُ إنّیتهُ. آن حبل و واسطهای که در اینجا هست، آن عنایت، قدرت، اراده، لطف و آن فیض به قول شما، هرچه دلتان میخواهد اسم بگذارید آنچه که الآن در اینجا هست آن وجود پروردگار ـ مگر ما غیر از وجود چیز دیگری در خدا داشتیم؟! نداشتیم! ـ وجودش وجود بحت است، مگر غیر از این وجود بحت و بسیط چیز دیگری هست که این شیء خارجی را ایجاد و درست کند؟!
بنابراین این وجود، معلول برای این میشود. پس این تشکیک در این مرتبۀ خارج از وجود ـ حالا مجردات بماند آن که اصلاً هیچ ـ الآن خود نفس حضور خارجی و عینی حضرت حق در این کتاب هست که الآن این را که دارم میبینم دارای وزن است. اگر آن حضور حضرت حق نبود این اصلاً وزن نداشت! هیچ چیزی نبود و محو میشد و شما دیگر الآن در اینجا هیچ چیز نمیدیدید. آن وجود حضرت حق است که الآن این در اینجا هست والاّ اگر این را بیندازم [بدون آن چیزی نیست] ـ بیندازیم خیلی مایه میبرد! قیمتش چند تومان است؟! ـ همین وجود حضرت حق در اینجا به این است که ما میبینیم. اگر این وجود حضرت حق نبود من جناب سید بزرگوار آقای ... ـ أعلی الله مقامه ـ را نمیدیدم! یکدفعه تا نگاه میکردم میدیدم اِ اینکه دیوار است! کجاست؟! چه شد؟! آن وجود خودش را جمع کرد تا آن وجود خودش را جمع میکند یکدفعه شما هیچ ظهوری نمیبینید!
تلمیذ: ما باید کثرات را موهوم بدانیم؟
استاد: موهوم نمیدانیم جان من!
تلمیذ: آقای کمپانی حرفشان سر همین بود که اشکال پیش آمده است...
استاد: گفت:
نشانی دادهاندت از خرابات *** که: «التوحید إسقاط الإضافات»2 - . امثال و حکم، دهخدا، ج1، ص 511.
پل خر بگيری يعني جايي که هيچ راه فراري ندارد. در قديم هرگاه حاکم شهري با بهانهگيري قصد سوءاستفاده و نان رساندن به مأمورانش را داشت، حکم به مال بگيري ميداد که بهترين محل آن جلوي پل دروازه شهر يعني تنها راه ورود و خروج بود. مأموران حاکم جلوي اين پل ميايستادند و هر کارواني را که قصد داخل يا خارج شدن داشت متوقف ميکردند و اموال مردم را که معمولاً بارخر بود، ميگرفتند و آنها را رها ميکردند. اين بود که مردم به آن پل ميگفتند: پل خر بگير و آدمهاي بدحساب را به آنجا حواله ميدادند. (محقق) - . گلشن راز، ص ٨٥؛ گلشن اسرار، ج ۱، ص 119.
- . امثال و حکم، دهخدا، ج1، ص 511.
