
ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
تبیین حقیقت ماهیت و نسبت آن با وجود و آثار خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از بنیادیترین مباحث فلسفی، یعنی نسبت میان «ماهیت» و «وجود» میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری صرفاً عدمی میدانند، استدلال میکنند که اگر ماهیت عدم محض باشد، نمیتواند منشأ آثار و تفاوتهای ملموس در عالم خارج باشد. در این گفتار، با بهرهگیری از مثالهای عینی و استدلالهای عقلی، تبیین میشود که چگونه وجود در مقام تنزل و بروز، تعیناتی مییابد که ما از آنها به ماهیات تعبیر میکنیم. این بحث، نقشه راهی برای درک دقیقتر تشکیک در وجود و توحید افعالی است. در نهایت، استاد بر این نکته تأکید میورزند که میان عقل، شهود و شرع هیچگونه تعارضی وجود ندارد و فهم صحیح مبانی فلسفی، مقدمهای ضروری برای رسیدن به مراتب عالی شهود و سلوک الیالله است.
ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
1درس پانصد و نود و سوم
بحث راجع به مسئلۀ ماهیت و کیفیت ثبوتش در ارتباط با وجود (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث ماهیت و وجود اصل و اساس کلیۀ مسائل فلسفی
صحبت در مسئلۀ ماهیت و وجود، و کیفیت ارتباط ماهیت و وجود بود، بهنظر میرسد که در آن حدی که رفع ابهام از ماهیت شود بیان شد. دلیلی که ما در این مدت خیلی روی این قضیه تأکید میکردیم دو مسئله بود؛ یکی اینکه این قضیه اصل و اساس کلیۀ مسائل فلسفی است؛ یعنی بحث ماهیت و وجود یک مبحثی است که خب فرض کنید اگر این در عالم فقط وجود بحت و بسیط بود و هیچ تعینی نبود آن موقع گرفتاری هم نبود، خدا خودش بود و خودش و هرطور هم میخواست با خودش راه میآمد! مطلبی بود که دراینصورت اینهمه نقض، ابرام، اثبات، تعدد وجودات، تعدد ظهورات و اختلاف بین وجود بسیط و وجود مرکب و اینها نبود. دیگر اصالت ماهیت و اعتباریت ماهیتی مطرح نبود و خود ذات پروردگار بدون هیچ تعین و بدون هیچ قیدی بود و همان وجود بالصرافه در آن مرتبۀ ذات خودش تحقق داشت و طبعاً این مطالب هم نبود دیگر! اصلاً انسانی نبود که بیایند و در سر و کلۀ همدیگر بزنند که آیا ماهیت اصالت دارد یا حقیقت؟! ولی همۀ اینها بعد از این شد که آن ذات به مرتبۀ تعینات و تقیدات تنزل پیدا کرد و اختلاف تعینات موجب اختلاف در تفکر و تخیلات و توهمات شد که دارید میبینید!
پس مسئلۀ ماهیت و وجود اصل و اساس همۀ مطالب است؛ یعنی اگر شما بخواهید در بحث فعل و انفعال صحبت کنید صحبت از ماهیت و وجود است، در علیت و معلولیت صحبت از ماهیت و وجود است، در تشکیک صحبت از ماهیات و وجود است در الهیات بِالمعنی الأخص بحث از ماهیت و وجود است. بالأخره در بحث الهیات بالمعنی الأخص، ذات پروردگار در مقام حضور مورد ارزیابی قرار میگیرد نه از نظر هوهویت ذات. اسماء و صفاتی که در الهیات مورد بحث قرار میگیرد تمام آنها بهلحاظ حضورش در عالم کثرات است. از این نقطهنظر طبعاً این بحث ماهیات و وجود هست. برگشت تضاد و تناقض و تمام آنچه را که از وجود و آثار وجود در فلسفه مورد بحث قرار میگیرد به شناخت واقعی قضیۀ وجود و ماهیت است و همین مطلب است که باعث شده است خیلی اختلاف بیفتد. این یک مطلبی است که خب این اصل و اساس است و باید ما واقعاً ماهیت را بشناسیم و ارتباط آن را با وجود بدانیم و اگرچه از نظر شهود این معنا برای ما مدرک نشده باشد ولی از نقطهنظر تفکر فلسفی خود را قریب به این حقیقت و مسئلۀ وجود و ماهیت بکنیم. این مطلب اول بود.
