
ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
تبیین حقیقت ماهیت و نسبت آن با وجود و آثار خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از بنیادیترین مباحث فلسفی، یعنی نسبت میان «ماهیت» و «وجود» میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری صرفاً عدمی میدانند، استدلال میکنند که اگر ماهیت عدم محض باشد، نمیتواند منشأ آثار و تفاوتهای ملموس در عالم خارج باشد. در این گفتار، با بهرهگیری از مثالهای عینی و استدلالهای عقلی، تبیین میشود که چگونه وجود در مقام تنزل و بروز، تعیناتی مییابد که ما از آنها به ماهیات تعبیر میکنیم. این بحث، نقشه راهی برای درک دقیقتر تشکیک در وجود و توحید افعالی است. در نهایت، استاد بر این نکته تأکید میورزند که میان عقل، شهود و شرع هیچگونه تعارضی وجود ندارد و فهم صحیح مبانی فلسفی، مقدمهای ضروری برای رسیدن به مراتب عالی شهود و سلوک الیالله است.
ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
4حالا مثال ثبوتیاش را بخواهیم بزنیم فرض کنید ماء مطلق یا ماء مقید را بخواهیم مثال بزنیم؛ آب مطلق که همان آب است یا بگویید که آب قراح یا آب هندوانه یا آب خربزه یا آب سیب و هویج، همۀ این آبهایی که مثال میزنیم آن معنای میعانی که در ماء مطلق است را دارد یا ندارد؟! همین را دارد بهاضافۀ سیب، هندوانه، خربزه و انگور و امثالذلک، یا آب قراح یا آب شور و گِل آلود، آن اضافه یک مطلب دیگری غیر از آن میعانی است که در آن هست. آن آبی که در اینجا اضافه شده است و مضاف است باید آن حقیقت مائیت مطلقه را واجد باشد و اگر واجد نباشد شما دیگر نمیتوانید به این آب بگویید، مثلاً سنگ میگویید یا خود میوه را در اینجا مثال میزنید نهاینکه بخواهید آن حیثیت را در اینجا بیاورید.
حالا آن فرقی که بین عدم مطلق با عدم زید و عدم این کتاب و عدم این لیوان هست در چیست؟ آیا در ماهیت عدمیت فرق است یااینکه نه، فرق فقط در اطلاق و قید است؟ این همان است منتها مقید شده و از آن جایی که هیچ اثری برای عدم مطلق نیست آیا میتوانیم این اثر لازمه و حقیقت عدمیت را نسبت به عدم مقید لحاظ نکنیم و بگوییم که عدم مقید دارای اثر است؟! عدم مطلق هیچ اثری ندارد؛ لا یُخبر عَنه و لا یَکونُ موضوعاً و لا یَکونُ ذا أثرٍ و لا یَکونُ ذا تَأثیرٍ و عِلّةٍ و فِعلٍ خب این عدم الأثریتی که در عدم مطلق هست همان عدم الأثریت در زید و در این عدم مقید است، هیچ تفاوتی نمیکند.
بنابراین اگر آنچه را که شما در کتب قوم میبینید و وقتی صحبت و سؤال میشود میبینید همین مطلب در ورد اللسان هست این مسئله که عدم ماهیت جنبۀ عدمی دارد و عدم است اگر اینطور باشد پس این خواص و آثار از کجا آمده است؟! سؤال ما این است! ما که غیر از وجود و ماهیت چیز دیگری نداریم! اگر وجود است و این اثر برای وجود آمده، آن وجود وجود بحت و بسیط است و این آثار را ندارد! این اختلاف بین رنگهای مختلف که بهخاطر وجود نیست اگر بهخاطر وجود هست پس در ذات پروردگار هم ترشی، شیرینی، مربا و نوشابه هست! بالأخره همۀ اینها آثاری است که ما داریم میبینیم دیگر! نوشابههای مختلف؛ نوشابههای شرعیه و غیر شرعیه همۀ اینها از ماهیات آمده است خود وجودِ بیچاره که اینها را ندارد!! خود آن وجود پروردگار که آن ذات بسیط و صرف و اطلاقی هست، آنجا که دیگر نوشابه نیست! آنجا دیگر پپسی که حرام یا حلال باشد، تلخ و سیاه و سفید آن باهم فرق کرده باشد نیست! آنجا نه نوشابه هست و نه شربت بهلیمو و نه جوهرنمک و این حرفها! هیچکدام از اینها نیست! آنچه که در آنجا هست یک معنای بسیط بدون رنگ، بدون شکل، بدون طعم و بدون ظهور است.
