اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی

تبیین حقیقت ماهیت و نسبت آن با وجود و آثار خارجی

14٬090
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از بنیادی‌ترین مباحث فلسفی، یعنی نسبت میان «ماهیت» و «وجود» می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌هایی که ماهیت را امری صرفاً عدمی می‌دانند، استدلال می‌کنند که اگر ماهیت عدم محض باشد، نمی‌تواند منشأ آثار و تفاوت‌های ملموس در عالم خارج باشد. در این گفتار، با بهره‌گیری از مثال‌های عینی و استدلال‌های عقلی، تبیین می‌شود که چگونه وجود در مقام تنزل و بروز، تعیناتی می‌یابد که ما از آن‌ها به ماهیات تعبیر می‌کنیم. این بحث، نقشه راهی برای درک دقیق‌تر تشکیک در وجود و توحید افعالی است. در نهایت، استاد بر این نکته تأکید می‌ورزند که میان عقل، شهود و شرع هیچ‌گونه تعارضی وجود ندارد و فهم صحیح مبانی فلسفی، مقدمه‌ای ضروری برای رسیدن به مراتب عالی شهود و سلوک الی‌الله است.

ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از بنیادی‌ترین مباحث فلسفی، یعنی نسبت میان «ماهیت» و «وجود» می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌هایی که ماهیت را امری صرفاً عدمی می‌دانند، استدلال می‌کنند که اگر ماهیت عدم محض باشد، نمی‌تواند منشأ آثار و تفاوت‌های ملموس در عالم خارج باشد. در این گفتار، با بهره‌گیری از مثال‌های عینی و استدلال‌های عقلی، تبیین می‌شود که چگونه وجود در مقام تنزل و بروز، تعیناتی می‌یابد که ما از آن‌ها به ماهیات تعبیر می‌کنیم. این بحث، نقشه راهی برای درک دقیق‌تر تشکیک در وجود و توحید افعالی است. در نهایت، استاد بر این نکته تأکید می‌ورزند که میان عقل، شهود و شرع هیچ‌گونه تعارضی وجود ندارد و فهم صحیح مبانی فلسفی، مقدمه‌ای ضروری برای رسیدن به مراتب عالی شهود و سلوک الی‌الله است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی

7
  • دلیل حجیت عقل

  • بسیاری از مبانی و موازین و قوانین ما مقیاس فلسفی دارد و به‌خاطر همین عقل حجت است! برای همین قضیه است حالا چه خدا در قرآن بگوید و چه نگوید! آن امیرالمؤمنین علیه‌السّلام که در روز غدیر پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم دستش را بالا برد این مبنای فلسفی دارد حالا اگر امیرالمؤمنین روز غدیر نبود خب ما باید از چه کسی [تبعیت] کنیم؟!

  • فرض‌ می‌کنیم اصلاً روز غدیر نبود، تمام اصول اسلام مبنای فلسفی و عقلانی دارد. تمام مبانی اسلام از اعتقادات گرفته تا همۀ اینها مبنای عقلی دارد. اگر فرض کنیم که روز عید غدیری اصلاً نبود ﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُم﴾1 نبود یا ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ﴾2 نبود در موارد مختلف رسول خدا امیرالمؤمنین را به‌عنوان خلیفه بعد از خودش «إنَّ هذا أخی و وَصّیی و خَلیفَتی مِن بَعدی»3 [معرفی نمی‌کرد] و اگر هیچ‌کدام از اینها نبود و ما بعد از پیغمبر بودیم، الآن پیغمبر را دفن کردیم و بدن مبارک حضرت را در زیر خاک قرار دادیم، حالا باید سراغ چه کسی برویم؟! از اینهایی که در مدینه هستند؛ ابوبکر، عمر، عبدالرحمن بن عوف، سلمان، مقداد، ابوذر، ابوهریرۀ بی‌پدرومادر‌ و سمرة بن جندب که پیغمبر گفتند: شجره و نخلش را از خانۀ همسایه بکنند و جلوی او بیندازند؟!4 همین [شخص] در دربار شام رفت و خدا‌ می‌داند هزاران حدیث این سمرة بن جندب وضع کرد و بعد که والی شد در بصره یا در یک جای دیگر آن‌قدر از شیعیان کشت و اطفال آنها را سر‌ ‌برید!5 همین راوی حدیث از رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم! همین عالی‌جناب! اینها افتخارات اسلام هستند!! اگر همۀ اینها نبود؛ اگر قضیۀ غدیر نبود ما بودیم و این عمر و جناب ابوبکر که ایستاده ریشش تا عانه رسیده و عمامه هم گذاشته که از این در‌ نمی‌تواند بیرون برود! این یک مورد بود. آن عمر گوساله‌اش هم پشت ‌سرش ایستاده و منتظر است که این خلیفه بشود و او هم بعداً بیاید و مسند را بگیرد و همین‌طور... یک علی ‌بن ‌أبی‌طالب مظلوم بندۀ خدا با چندتا از همان سلمان و اینها که بودند آنجا رفته است. اگر ما بودیم و هیچ چیز نبود چه باید بکنیم؟! عقل به ما چه‌ می‌گوید؟! یعنی واقعاً این افرادی که‌ دنبال [ابوبکر و ... هستند] عقل ندارند!

    1. . سوره مائده (٥) آیه ٣. امام شناسی، ج ٢، ص ١٧٨:
      «امروز من دین شما را کامل نموده و نعمت خود را بر شما تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد.»
    2. . سوره مائده (5) آیه 67. امام شناسی، ج 5، ص 234:
      «اى رسول ما! تبليغ کن و برسان به مردم آنچه را که از جانب پروردگارت به تو نازل شده است!...»
    3. . المراجعات، ص 272؛ مطلع انوار، ج 8، ص 203:
      «إنّ هذا أخی و وصیّی و خلیفتی فیکم، فاسمَعوا له و أطیعوا!»
    4. . الکافی، ج 5، ص ۲۹۲؛ تهذیب الأحکام، ج ۷، ص ۱4۷.
    5. . تاريخ الطبري، ج 5، ص 237؛ انساب الاشراف، ج 5، ص 211. امام شناسی، ج 18، ص 349.
/