اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصالت وجود و حقیقت شئونات هستی

تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی و علم عنایی حق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، مباحث بنیادین فلسفی پیرامون اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت ماهیت را بررسی می‌کنند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از ابهامات و سردرگمی‌های علمی در فلسفه ناشی از عدم درک صحیح حقیقت وجود است، به نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت می‌پردازند. مسیر بحث از تحلیل جایگاه ماهیت در علم عنایی حق آغاز شده و با بررسی نحوه حضور صور علمی اشیاء پیش می‌رود. استاد با طرح مثال‌هایی از اخبار غیبی و پیش‌گویی‌های اولیای الهی، این پرسش را مطرح می‌کنند که اگر ماهیت امری مستقل و جدا از وجود باشد، علم به آن پیش از تحقق خارجی چگونه ممکن است؟ در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که ماهیت بدون تعلق وجود، حقیقتی مستقل ندارد و برای تبیین درست مسائل فلسفی، باید از اصالت وجود و شئونات ذاتی آن آغاز کرد.

اصالت وجود و حقیقت شئونات هستی

6
  • عدم انفکاک ماهیات و وجود در خلق

  • کیفیت حضور علمی اشیاء در علم عنائی حق، بنا بر مبنای اصالة الماهوی

  • بنابراین ماهیات جدای از وجود هم خلق نمی‌شوند منتها بعد از این خلق ماهیات در آن علم عنائی به‌طورکلی در آن صندوقچه و قفسه‌ای که همۀ نقشه‌ها در آن موجود هست؛ نقشه‌هایی که برای یک منطقه و خانه‌هایی که برای یک منطقه ساخته می‌شود همه را جداجدا در این قفسه قرار می‌دهند و بعد به موقع هرکدام از این پرونده‌ها را می‌آورند دست معمار و بنّا می‌دهند که آن را اجرا کند. پس همۀ این نقشه‌ها در قفسه‌ها هست و هنوز بیرون نیامده است. آن‌وقت که وقت اجرای اوست یکی‌یکی اینها را می‌آورند و می‌گویند که شما این را در این منطقه اجرا کن این خانه را در آن گوشه اجرا کن، این خیابان را در اینجا بکش و امثال‌ذلک. این حضور علمی اشیاء در علم عنائی حق را به این کیفیت تعبیر کرده‌اند که اینها در علم عنائی حق به این نحوه حضور دارند. یعنی آن کسانی که قائل به اصالت ماهیت هستند اینها این نحوه حضور را در آن علم عنائی حق به این شکل و به این کیفیت احساس می‌کنند، حالا بعداً آن اراده و مشیت نسبت به وجود خارجی تعلق می‌گیرد.

  • اشکال به مبنای‌ اصالة الماهوی‌ها

  • اشکالی که بر اینها وارد می‌شود این است که همین حضور اشیاء در علم عنائی حق موجودٌ أو معدومٌ؟! شما می‌گویید که این صور در علم عنائی حق هست می‌گوییم که خب صور هست و وجود خارجی و وجود اعیان نیست اینها را قبول می‌کنیم ولی این صورت‌ها که در علم عنائی حق هست بالأخره هست یا نیست؟ اگر بگویند که نیست پس علم حق به جهل و به عدم تعلق گرفته و عدم هم که لا شیء است و علم نمی‌شود به عدم تعلق بگیرد. اگر همین صور در علم عنائی حق هست بنابراین در اینجا ماهیات موجود هستند منتها کیفیت وجودشان فرق می‌کند؛ یک وقت کیفیت وجود کیفیت جوهر تجردی است یعنی جوهر‌ آن ماهیت جوهر مجرد است و یک وقتی جوهر ماده می‌شود یعنی مرکب از هیولا و ماده و صورت می‌شود. وقتی که آن جوهر مجرد است وجودش وجود مجردی می‌شود پس باز کرّ علیٰ ما فرّ شد. شما می‌خواهید وجود را امر اعتباری بدانید و فقط مختص به ذات حق بدانید و اصالتش را به ذات حق بدهید و نسبت به بقیۀ این صور و ماهیات قائل به اعتباریت وجود هستید اصالت با ماهیت است وقتی اصالت با ماهیت شد شما برای این ماهیات چه وعاء و ظرف و مکانی را درنظر می‌گیرید. بالأخره ماهیات این‌طور نیست که الآن این ماهیات فقط تکوّن ذاتی پیدا کرده‌اند. تکوّن ذاتی‌شان اختصاص به این برهه از زمان ندارد. تکوّن خارجی آنها مربوط به این زمان است ولی تکوّن ذات خود ماهیت این حداقلش این است که در علم عنائی حق هست حالا اصلاً ما کاری نداریم بر اینکه حالا آن افرادی که اشراف و اطلاع پیدا می‌کنند و هنوز قبل از اینکه بچه‌ای بخواهد منعقد بشود خبر پیدا می‌کنند [چگونه است]؟!