اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصالت وجود و حقیقت شئونات هستی

تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی و علم عنایی حق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، مباحث بنیادین فلسفی پیرامون اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت ماهیت را بررسی می‌کنند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از ابهامات و سردرگمی‌های علمی در فلسفه ناشی از عدم درک صحیح حقیقت وجود است، به نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت می‌پردازند. مسیر بحث از تحلیل جایگاه ماهیت در علم عنایی حق آغاز شده و با بررسی نحوه حضور صور علمی اشیاء پیش می‌رود. استاد با طرح مثال‌هایی از اخبار غیبی و پیش‌گویی‌های اولیای الهی، این پرسش را مطرح می‌کنند که اگر ماهیت امری مستقل و جدا از وجود باشد، علم به آن پیش از تحقق خارجی چگونه ممکن است؟ در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که ماهیت بدون تعلق وجود، حقیقتی مستقل ندارد و برای تبیین درست مسائل فلسفی، باید از اصالت وجود و شئونات ذاتی آن آغاز کرد.

اصالت وجود و حقیقت شئونات هستی

5
  • در مسئلۀ مبانی فلسفی خیلی‌ها در این قضیه گیر کردند و مطلب با شک و اینها انجام می‌شود به‌خاطر عدم ادراک صحیح دو مسئله است؛ یکی مسئله اصالت وجود است و یکی هم مسئلۀ وحدت وجود است. مطلب سوم که متفرع بر اینهاست مسئلۀ تشکیک بر وجود است. در مسئلۀ اصالت وجود و وحدت وجود در این مسئله‌ای که وحدت وجود هم متفرع بر اصالت وجود است در اینجا مطلب اگر کاملاً مشخص و روشن بشود آن مسئلۀ بعد که تشکیک در وجود است و مابه‌الاِختلاف بین اعلام است آن قضیه دیگر آن صعوبت و اشکال خودش را دیگر ازدست می‌دهد.

  • اگر درنظر شما باشد در مسئلۀ ماهیت و مسئلۀ وجود در آن وقتی که راجع به این قضیه صحبت می‌شد من این مطلب را در آنجا عرض کردم که برداشتی که از ماهیت هست آن برداشت به‌نظر می‌رسد با برداشتی که می‌توان به‌نحو دیگری مطرح کرد تفاوت می‌کند. در قضیۀ اصالت ماهیت ـ حالا در اصالت ماهیت که اصلاً صحبت نمی‌کنیم چون اصلاً جای بحث نیست و از این مسئله به‌طورکلی فارغ هستیم ـ این مطلب بالاِجمال و فقط همین اشاره‌ای بشود که آن کسانی که قائل به اصالت ماهیت هستند قائل هستند بر اینکه صرف‌نظر از وجود، خود ماهیت فی‌حدّنفسه اعتبار خاص و استقلال دارد؛ یعنی ماهیت یک استقلالی دارد که روی آن استقلال خودش وجود در آنجا حمل می‌شود و آن را به یک نحوه‌ای و یک طوری از اطوار درمی‌آورد؛ یعنی این ماهیت فی‌حدّنفسه دارای یک وزانی است، یک استقلالی دارد، یک غنائی در ذات خود دارد و این غنائی که در ذات خود دارد آن غنا را از جایی نیاورده است بلکه همان اراده و مشیت پروردگار نسبت به جعل ماهیت آن اراده و مشیت همان علت اصلی برای تحقق اوست یعنی علت اصلی برای تحقق او آن ارادۀ پروردگار بر اصل ماهیت است منتها ذات پروردگار در اراده و مشیّت خودش به جعل ماهیات، [یعنی] متعاقباً دو جعل در اینجا انجام نمی‌گیرد که یکی جعل ماهیات در ذات ربوبی خودش و دوم افاضۀ وجود بر او! نه این‌طور نیست همان اراده و افاضۀ پروردگار نسبت به تکوین ماهیت عبارت از تحقق دو شیء در خارج است؛ یکی خود ماهیت و یکی هم عروض وجود بر او، نه‌اینکه دو چیز در اینجا باشد؛ یکی ماهیت را خدا در سال‌های قبل استقلالاً به‌وجود آورد که افراد و اشخاص در اینجا در بحث علم عنائی حق قائل به این اشتباه شده‌اند که این در مسئلۀ علم عنائی حق قضیۀ حضور ماهیات بدون وجود خارجی مورد نظر هست.