
اصالت وجود و حقیقت شئونات هستی
تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی و علم عنایی حق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، مباحث بنیادین فلسفی پیرامون اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت ماهیت را بررسی میکنند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از ابهامات و سردرگمیهای علمی در فلسفه ناشی از عدم درک صحیح حقیقت وجود است، به نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت میپردازند. مسیر بحث از تحلیل جایگاه ماهیت در علم عنایی حق آغاز شده و با بررسی نحوه حضور صور علمی اشیاء پیش میرود. استاد با طرح مثالهایی از اخبار غیبی و پیشگوییهای اولیای الهی، این پرسش را مطرح میکنند که اگر ماهیت امری مستقل و جدا از وجود باشد، علم به آن پیش از تحقق خارجی چگونه ممکن است؟ در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که ماهیت بدون تعلق وجود، حقیقتی مستقل ندارد و برای تبیین درست مسائل فلسفی، باید از اصالت وجود و شئونات ذاتی آن آغاز کرد.
اصالت وجود و حقیقت شئونات هستی
4خلاصه میگفتند که ایشان شروع به صلاة مسافر کردند و خیلی بحث دامنه پیدا کرد و بالا و پایین و اینطرف و آنطرف [رفت]. مرحوم سید محمد حجت کوه کمرهای قم نبود، رفته بود ییلاقات و در قم نبود، تابستان بود وقتی که آمدند و ایشان هم همزمان با ایشان صلاة مسافر شروع کرده بودند. حالا یا قبلاً قرار بود شروع کنند یا آن موقع فی البداهه شروع کرده بود و این شده بود یک مسئلۀ تعارض و مقایسه بین ایشان. میگویند که مرحوم آقای حجت از نظر علمی قوی بود و استوانهای بود و از پسِ آقای بروجردی برمیآمد یعنی کم نمیآورد. آقای بروجردی از نظر علمی و اینها شخص جامعی بود مخصوصاً اطلاعش بر اخبار و اینها اطلاع نسبتاً وسیعی بود و از این نقطهنظر مورد توجه فضلا قرار گرفته بود. آقای حجت از همان ابتدا که آمد با دوتا روایت از میان این روایتها آن را اصل قرار داد و همۀ مطالب را به آن برگرداند؛ یعنی میگویند که اینقدر راحت مسئله را جمع کرد که [عجیب بود]! بهجای اینکه از اول برود در باب تعارضات و این چیزها ـ شاید این مطلب را شما در کیفیت صحبتها و بحثهای ما این مسئله را دیده باشید و این قضیه را احساس کرده باشید ـ آمد با دوتا روایت که آن را اصل برای مبنا قرار داد آنها را تثبیت کرد بعد تمام روایات متعارضه را بر اینها حمل کرد و مسئله خیلی راحت و اینها شد و چند ماه را با یک ماه و خوردهای مسئله را حل کرد و میگویند که صلاة مسافر آقای حجت در آن موقع خیلی درمقابل آقای بروجردی صدا کرد و ایشان را کنار زد! [ایشان به عوالم بالا و پایین رفته بود که حالا یک آشی درست کنیم که نخودش [فلان باشد و ...] یکدفعه از اول [مرحوم حجت] همه را [به هم زد و] این قضیه را جدا کرد!
