اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت اشتداد در جوهر نفس

تحلیل رابطه ذات و تدبیر در مراتب وجودی نفس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت اشتداد در جوهر نفس می‌پردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع تعریف برای حقایق اشیاء آغاز می‌شود؛ نخست تعریفی که به ذات شیء فی‌حد‌نفسه بازمی‌گردد و دوم تعریفی که ناظر به نسبت و ارتباط آن ذات با امور خارجی است. استاد با بهره‌گیری از این مبنا، کیفیت تعلق نفس به بدن و نقش تدبیری آن را تحلیل کرده و نشان می‌دهند که چگونه شدت و ضعف در افاعیل تدبیری نفس، نشان‌دهنده مراتب کمال و نقص در تجوهر ذات اوست. در ادامه، این قاعده به غرائز و قوای مادی نیز تعمیم داده شده و تفاوت میان اجسام نوعیه بر اساس تفاوت در مبادی فصول ذاتیه تبیین می‌گردد. در نهایت، تفاوت ادراک زمانی انسان با ادراک اولیاء الهی که از ظرف ماده فراتر رفته‌اند، به عنوان شاهدی بر مراتب وجودی و اشتداد جوهری مورد بررسی قرار می‌گیرد.

کیفیت اشتداد در جوهر نفس

6
  • یا در تظاهراتی که مثلاً گاهی شده امروزه این‌طور هستند. اینها افرادی هستند که برای قرن 1400 هستند یعنی افرادی هستند که از نظر فکر و عقل و رشد عقلی با 1400 سال پیش فرق کرده‌اند و احکامی که مراجع عظام فعلی دارند اینها را تغییر و تبدیل می‌دهند و ارث را یکی می‌کنند و فلان می‌کنند و یا افرادی که دارند می‌آیند و می‌گویند که این احکام مربوط به 1400 سال پیش است الآن دیگر عوض شده، بنده می‌خواهم این را بگویم که بله! درست است واقعاً هم برای آدم‌های این زمان باید این احکام را آورد که آن‌قدر از نظر عقلی رشد پیدا کرده‌اند که دیگر هیچ نوع حجاب و مانعی [برای آنها نیست]!! گفت: تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز!1

  • هیچ حجاب و مانعی را بین خود و دیگران احساس نمی‌کند و همان جنبۀ توحیدی در آنها آن‌چنان قوی شده است که مثل الاغ در شوارع و اماکن عمومی ظاهر می‌شوند و حرکت می‌کنند و تظاهرات خودشان را لخت مادرزاد انجام می‌دهند یا لَیتَنى کُنّا مَعَهم فَأفوزُ معَهم فوزاً عظیماً!! اینها این‌طور انجام می‌دهند اما دیگر ندیده بودیم که برای این مسئله در کشور فرانسه مهد تمدن و اینها قانون وضع بشود که در این چند ماه در این شهر این کار قانونی است. حالا آن حیوانی که دارد بیرون می‌آید و اگر مشاهده بفرمایید می‌بینید زنبیل دستش گرفته است و همین‌طور عین خر دارد از فروشگاه جنس می‌خرد. خب آن قانون‌گذار اَخَرّ ـ به افعل تفضیل! ـ یا ائلغ ـ الاغ!! ـ از این کسی است که دارد می‌آید این کار را انجام می‌دهد است! اینها واقعیت‌های خارجی است ها! آن‌وقت می‌گویند که انسان امروز رشد عقلی پیدا کرده است! این رشد عقلی کجاست و از کجا بیرون زده است؟! مثل اینکه اینها جای بالا و پایین را عوض کرده‌اند!! رشد عقلی پیدا کرده است! به ایشان می‌گفتند که بابا صد رحمت به زمان جاهلیت! آیۀ قرآن می‌فرماید: ﴿وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمۡ عِندَ ٱلۡبَيۡتِ إِلَّا مُكَآءٗ وَتَصۡدِيَةٗ﴾2 اینها به‌خاطر خدا لباس درمی‌آوردند؛ عرب‌های جاهلی می‌گفتند که در لباسی که معصیت کرد‌ه‌ایم آن لباس قابل برای حضور در مسجدالحرام نیست و باید درآورد و به‌خاطر آن گناهانی که شده بدون لباس باید [طواف] کرد یعنی حتی عریان بودنشان در آن موقع که امروزی‌ها مسخره می‌کنند و می‌گویند که این عرب‌ها در آن موقع عریان بودند، آن‌هم جنبۀ دینی و اعتقادی دارد. اینها چه؟ این الاغ‌ها همین‌که بی‌شلوار و پالان درمی‌آیند و راه می‌افتند و می‌روند این نشان می‌دهد که آنها که این حرف‌ها را می‌زنند، آنها خب حالا نفهم هستند! روشن‌فکرها و امثال‌ذلک و یا متدینین و فتوا دهندگانی که می‌آیند و این حرف‌های اینها را نشخوار می‌کنند و تحت تأثیر آنها [این کار را می‌کنند] اینها چرا؟! اینها چرا باید نسبت به این مطالب این‌قدر نفهم باشند و تشخیص ندهند که این قضیه سیر قهقرائی به خود می‌گیرد؟! همۀ اینها به‌خاطر همین است! این به‌خاطر این است که نفس بشر، نفسی است که باید در تحت عِقال دربیاید! عقل از عقال است یعنی جلو می‌گیرد. عقال قاطر و خر و اینها را دیده‌اید؟ دهنی می‌زدند که اینها تمرّد نکنند! نفس بشر همین است و باید در تحت عقال دربیاید. اگر درنیاید طغیان می‌کند! چه حاکم، حاکم اسکندر، چنگیز، تیمور، نِرون، هیلتر و صدام باشد یااینکه حاکم فعلی باشد؛ صدام و امثال صدام و اینهایی که امروزه هستند و همۀ اینها دارای نفس هستند و نفس سرکشی می‌کند و هرچه اسباب و ادوات بیشتر در اختیار او قرار داده بشود سرکشی او بیشتر است. چه در مسائل اخلاقی و چه در مسائل غیر اخلاقی و مسائل اجتماعی، چه در اعراض و چه در تعدّیات، در همۀ اینها نفس حد یقفی ندارد! همۀ این حرف‌ها چرند و بی‌خود است دیگر!

    1. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 266:
      میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست***تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیز
    2. . سوره انفال (8) آیه 35. امام شناسى، ج ‌8، ص 30:«و نيست نماز ايشان در بيت الحرام مگر صفير کشيدن و کف زدن ...»