
کیفیت اشتداد در جوهر نفس
تحلیل رابطه ذات و تدبیر در مراتب وجودی نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت اشتداد در جوهر نفس میپردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع تعریف برای حقایق اشیاء آغاز میشود؛ نخست تعریفی که به ذات شیء فیحدنفسه بازمیگردد و دوم تعریفی که ناظر به نسبت و ارتباط آن ذات با امور خارجی است. استاد با بهرهگیری از این مبنا، کیفیت تعلق نفس به بدن و نقش تدبیری آن را تحلیل کرده و نشان میدهند که چگونه شدت و ضعف در افاعیل تدبیری نفس، نشاندهنده مراتب کمال و نقص در تجوهر ذات اوست. در ادامه، این قاعده به غرائز و قوای مادی نیز تعمیم داده شده و تفاوت میان اجسام نوعیه بر اساس تفاوت در مبادی فصول ذاتیه تبیین میگردد. در نهایت، تفاوت ادراک زمانی انسان با ادراک اولیاء الهی که از ظرف ماده فراتر رفتهاند، به عنوان شاهدی بر مراتب وجودی و اشتداد جوهری مورد بررسی قرار میگیرد.
کیفیت اشتداد در جوهر نفس
4یک وقتی ما به کوه میرفتیم یک زمانی بود که نفس ما از تجوهر خودش زیادی اشتداد شده بود ما به کوه میرفتیم و تازه بعد از یک ساعت راهپیمایی نماز صبحمان را وسط کوه میخواندیم! یک امامزاده عبدالله بود یک مقدار که از دربند بالاتر رفتید سمت چپ بود میرفتیم و نماز صبحمان را آنجا میخواندیم! وقتی میرفتیم و برمیگشتیم تازه مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ سفره انداخته بودند و میخواستند صبحانه بخورند! یک وقت اینطور بود، الآن جناب مستطاب سرور معظم میگویند که آقا بیایید به راهپیمایی برویم موقع خوبی بود! میگویم که شما بهجای من بروید و ثوابش را به ما بدهید! یک دفعه آمدیم پشیمان شدیم! خب حالا بنده این مسئلۀ اشتداد جوهری را خوب میفهمم! این قسمت ملموس و محسوس است!
﴿وَمَن نُّعَمِّرۡهُ نُنَكِّسۡهُ فِي ٱلۡخَلۡقِ﴾1 قاعدۀ آن، این است. بعد هم خودمان با خودمان [میگوییم که] چرا به زور است آدم بلند شود و [برود] فعلاً که خب [بیحال هستیم] هر وقت سر حال شدیم آنوقت آدم چیز میکند. این قضیۀ اشتداد و ضعفی است که نفس در تجوهر خودش پیدا میکند و مسئله از این نظر به اشکال برخورد نمیکند. لذا مرحوم آخوند هم از این نقطهنظر تأیید میکردند.
کیفیت وجود خارجی داشتن مسئلۀ اشتداد جوهری
وَ تَحقیقُ ذلک أنَّ الحُدودَ قَد تَکونُ بِحسبِ الذّات فی نَفسِها و قَد تَکونُ بِحسبِ نِسبتَها إلى أمرٍ و قَد تَکونُ بِحسبِهِما جمَیعاً و لکن بِالاعتبارَین فَتَحدیدُ المَلکِ و البَنّاءِ مِن حیثُ حَقیتِهِما شیءٌ و مِن حیثُ کونِهِما مُضافَینِ إلى شَیءٍ شیءِ آخَر.2
چطور این مسئلۀ اشتداد جوهری وجود خارجی دارد. حدود و تعریفات گاهی اوقات به خود ذات برمیگردند؛ به خود ذات زید! زید کیست؟ حیوان ناطق است دیگر! زبان بسته میخورد و میخوابد و نفس میکشد! به خودش [برمیگردد] همین. گاهی اوقات این حدود بهخاطر نسبت آن ذات به یک شیء دیگر است یعنی بهلحاظ آن نسبت ما تعریف میآوریم و به خود ذات کاری نداریم. هر جنبندهای میخواهد باشد، باشد! گاهی در حدود هردو جنبه لحاظ میشود؛ میگوییم که زید کیست؟ میگوییم که زید حیوان ناطقی است که دارای این حرفه و این علم و این خصوصیات است. ببینید حیوان ناطقی است که دارای این خصوصیات است. حیوان ناطق بودن به ذات او برمیگردد و آن قضیۀ این خصوصیات هم به آن تعلقات و نسبت او به خصوصیات و اوصافی که دارد برمیگردد ولکن به هردو اعتبار. در تعریف مَلک و بنّا خود حقیقت این دوتا همان حیوانیت و فصل آن است. این یک مطلب است. از حیث اینکه اینها تعلق به امری دارند آن مملکتداری است و بنّا هم تعلق به بنا و ساختمان است، اینها یک شیء دیگر هستند.
- . سوره یس (36) آیه 68:
ترجمه: «و ما هر کس را عمر دراز دهيم (به پيرى) در خلقتش تغيير دهيم.» (محقق) - . الحکمة المتعالية، ج 1، ص 442.
- . سوره یس (36) آیه 68:
