اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت اشتداد در جوهر نفس

تحلیل رابطه ذات و تدبیر در مراتب وجودی نفس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت اشتداد در جوهر نفس می‌پردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع تعریف برای حقایق اشیاء آغاز می‌شود؛ نخست تعریفی که به ذات شیء فی‌حد‌نفسه بازمی‌گردد و دوم تعریفی که ناظر به نسبت و ارتباط آن ذات با امور خارجی است. استاد با بهره‌گیری از این مبنا، کیفیت تعلق نفس به بدن و نقش تدبیری آن را تحلیل کرده و نشان می‌دهند که چگونه شدت و ضعف در افاعیل تدبیری نفس، نشان‌دهنده مراتب کمال و نقص در تجوهر ذات اوست. در ادامه، این قاعده به غرائز و قوای مادی نیز تعمیم داده شده و تفاوت میان اجسام نوعیه بر اساس تفاوت در مبادی فصول ذاتیه تبیین می‌گردد. در نهایت، تفاوت ادراک زمانی انسان با ادراک اولیاء الهی که از ظرف ماده فراتر رفته‌اند، به عنوان شاهدی بر مراتب وجودی و اشتداد جوهری مورد بررسی قرار می‌گیرد.

کیفیت اشتداد در جوهر نفس

3
  • شدت و ضعف داشتن تدبیر نفس

  • ایشان می‌فرمایند که وقتی خود ایشان دچار کسالت شده بود سؤال کردند که شما خودتان طبیب هستید و این بیماری هم یک بیماری که غیر قابل علاج نیست و شما صدها نفر را علاج کردید درحالی‌که دیگران عاجز بودند [پس چرا خودتان را علاج نمی‌کنید]؟ ایشان جوابی می‌دهد و می‌گوید که نفس دیگر در تدبیر خود ناتوان مانده است یعنی این عقاقیر، احشا؟؟؟، ادویه و امثال‌ذلک درصورتی مؤثر است که نفس آن زمام تدبیر را به‌دست بگیرد وقتی آن از نظر تدبیر ضعیف بشود [دیگر نمی‌شود علاج کرد]. فرض کنید شما به‌جای یک استکان از این ادویه اگر یک خمره هم در شکم طرف بریزید فایده‌ای ندارد! بالأخره این نفس است که این خواص را می‌گیرد و توسط اجهزه و وسائط و آلاتی که دارد آن را در جای خودش قرار می‌دهد وقتی که نفس به‌واسطۀ عللی نتواند این را تدبیر بکند [علاج نمی‌شود] چون که دیگر پرونده‌اش دارد بسته می‌شود، مدام او را این‌طرف و آن‌طرف می‌کنند و مدام به او پمپ می‌گذارند و خونش را می‌چرخانند و دماغش را سوراخ [می‌کنند] و کلۀ او را فلان می‌کنند. بدبخت دارد می‌میرد دیگر! رهایش کنید و بگذارید خودش [بمیرد] و همین‌طوری رد شود. مدام این‌طرف و آن‌طرف [می‌کنند]! دیگر نفس فایده‌ای ندارد! دیگر غیر از زجر کشیدن اثری ندارد! خب دراین‌صورت دیگر از دست او کاری برنمی‌آید و دیگر آن عقاقیر و ادویه نمی‌تواند تأثیر بگذارد.

  • بنابراین می‌بینیم همین نفس از نقطه‌نظر تدبیر شدت و ضعف دارد گاهی اوقات این نفس در تدبیرش آن‌قدر قوی است که شخص بسیار با نشاط و سر حال حرکت و جست‌وخیز می‌کند در خیابان راه می‌رود و می‌دود و خیلی بانشاط و اینها است بعضی از اوقات نه، می‌بینیم که سروکله آویزان است و ... می‌گویند که آقا بلند شو و به آنجا برو، اینجا گرم است [ولی نمی‌رود] می‌گویند که تنبل نرو به سایه، سایه خودش می‌آید! نمی‌تواند دو قدم بلند شود و به آنجا برود!