اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت اشتداد در جوهر نفس

تحلیل رابطه ذات و تدبیر در مراتب وجودی نفس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت اشتداد در جوهر نفس می‌پردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع تعریف برای حقایق اشیاء آغاز می‌شود؛ نخست تعریفی که به ذات شیء فی‌حد‌نفسه بازمی‌گردد و دوم تعریفی که ناظر به نسبت و ارتباط آن ذات با امور خارجی است. استاد با بهره‌گیری از این مبنا، کیفیت تعلق نفس به بدن و نقش تدبیری آن را تحلیل کرده و نشان می‌دهند که چگونه شدت و ضعف در افاعیل تدبیری نفس، نشان‌دهنده مراتب کمال و نقص در تجوهر ذات اوست. در ادامه، این قاعده به غرائز و قوای مادی نیز تعمیم داده شده و تفاوت میان اجسام نوعیه بر اساس تفاوت در مبادی فصول ذاتیه تبیین می‌گردد. در نهایت، تفاوت ادراک زمانی انسان با ادراک اولیاء الهی که از ظرف ماده فراتر رفته‌اند، به عنوان شاهدی بر مراتب وجودی و اشتداد جوهری مورد بررسی قرار می‌گیرد.

کیفیت اشتداد در جوهر نفس

2
  • در اینجا این ارتباط او را از نقطه‌نظر انفعالی با آن علمی که دارد نشان می‌دهد. یااینکه نه در تعریف ما هردو خوابیده است یعنی این مسئله به دو لحاظ، لحاظ می‌شود؛ هم به‌جهت خودش و هم به‌جهت ارتباط او با امور خارجی. در اینجا اتفاقاً نفس را از این قبیل و از این جهت به‌حساب می‌آورد. در کلام بوعلی اگر شما مراجعه کنید وقتی راجع به روح و نفس صحبت می‌کند او را یک ورقائی1 می‌شمارد که از آسمان و از آن عالَم أعلیٰ تنزل می‌کند و می‌آید و به بدن تعلق پیدا می‌کند که در اشعار ایشان اشاره‌ای به این مسئله است:

  • هَبَطَت إلَیکَ مِنَ المَحَلِّ الأرفَعِ***وَرقَآءُ ذاتُ تُعَزُّزٍ و تَمَنُّعِ
  • مَحجوبَةٌ عَن کُلِّ مُقلَةِ عارِفِ***وَ هىَ الَّتى سَفَرَت و لَم تَتَبَرقَع2
  • تعریف نفس

  • این مسئله به این شکل هست که آن جنبۀ ذاتی خودش در اینجا مورد نظر قرار گرفته است ولی چون این نفس می‌آید و به بدن تعلق پیدا می‌کند می‌بینیم که در تعریف، جنبۀ بدنی هم خوابیده است. نفس یک حقیقت مجرده‌ای است که از عالم معنا نزول پیدا می‌کند و می‌آید بدن را در تحت قدرت خود می‌گیرد و قوای بدن را به‌کار می‌اندازد و تدبیر او را می‌کند و بقاء و حیات به‌واسطۀ او تحقق پیدا می‌کند و در اینجا مدام بدن در تعریف نفس آورده شد؛ بدن این کار را می‌کند، تدبیر می‌کند، زندگی بدن را اداره می‌کند به‌طوری‌که اگر نفس را از بدن بگیرند بدن همین‌طور به‌صورت مرده‌ای در روی زمین می‌افتد. خب در اینجا دو جنبه رعایت شد؛ یکی جنبۀ ذاتی خود نفس که مسئلۀ تجرد اوست و یکی هم جنبۀ تدبیر او نسبت به بدن که جنبۀ تعلق او به ماده است. این مطلب است.

  • روی این جهت مرحوم آخوند می‌فرماید که در توجیه کلام مرحوم شیخ اشراق باید این را بگوییم که همان‌طوری‌که خود این نفوس مجرده از نقطه‌نظر تأثیرشان، از آن جایی که اینها دارای تأثیر هستند و تأثیرشان به‌صورت قوا و به‌صورت خود آن تدبیر در خارج ظهور پیدا می‌کند پس باید جنبۀ آن تدبیر شدید باشد که بتواند آن خصوصیات متوقعۀ از این تدبیر را در خارج تحقق ببخشد اگر نفس به‌واسطۀ مرضی یا به‌واسطۀ ذهولی یا سایر مسائل نتواند تدبیر کند حالاتی ممکن است برای انسان پیش بیاید که از آن قوۀ تدبیر خود ناتوان بماند. در بعضی از موارد اتفاق می‌افتد که به‌واسطۀ حالات مرض یا به‌واسطۀ حالات روحی در آن جنبۀ تدبیر ضعف پیدا می‌کند. بوعلی در اینجا خودش هم کلامی دارد.

    1. . ورقاء: کبوتر. (محقق)
    2. عشر قصائد و أشعار، اِبن‌سینا، ج 1، ص 1. نور ملکوت قرآن، ج ‌4، ص 23:
      1- فرودآمد به سوى بدن تو از بالاترين محلّ و عالى‌ترين مقام، کبوتر ورقاءِ روح تو که داراى مقامى بس عزيز و محلّى بس رفيع است.
      2- آن لطيفه روح از ديدگان هر عارف و آشنائى پنهان است؛ و عجب در اينست که او چهره خود را به نقاب نپوشانده است، بلکه دائماً پرده از رخ برافکنده و در مرأى و منظر عامّه خود را هويدا ساخته است.