
تشکیک در مراتب حقیقت انسانیت
تحلیل تفاوت صور ملکوتی افراد بر اساس شدت و ضعف فصل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه مکتب اشراق پیرامون مسئله تشکیک در جنس و فصل میپردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز میشود که آیا تفاوت در آثار خارجی افراد، نشاندهنده تفاوت در حقیقت وجودی و فصل مقوم آنهاست یا خیر. استاد با نقد دیدگاه مشائیون که فصل را امری ثابت و غیرقابل تشکیک میدانند، توضیح میدهند که هرچه انسان در صفات ملکوتی و کمالات نفسانی قویتر شود، حقیقت وجودی او به تجرد نزدیکتر گشته و صورت ملکوتی او متعالیتر میشود. در مقابل، ضعف در این صفات، انسان را به مراتب حیوانی نزدیک میکند. این جلسه با استناد به حکایاتی از بزرگان، به این نتیجه میرسد که ظهورات خارجی و صفات نفسانی، نشانههایی از قوت یا ضعف حقیقت باطنی و فصل انسانی هستند که در سیر تزکیه نفس، قابلیت تحول و ارتقا دارند.
تشکیک در مراتب حقیقت انسانیت
4تغییر صور باطنی در سیر تزکیه نفس
حالا اگر شخصی را فرض کنید که بتواند خود را اصلاح کند و توفیق نصیب او بشود و یکیک صفات حسنه را جایگزین صفات رذیله بکند مىبینیم از آن جنبۀ حیوانیت او دارد کم مىشود، چون حیوانات مختلف هستند! بین گوسفند و گرگ تفاوت هست! بین گوسفند و کبوتر تفاوت هست! بین یک شیر و ببر درنده و غزال تفاوت هست!
حکایتی از مرحوم حاج شیخ حسنعلى نخودکى اصفهانى در باب دیدن صور ملکوتی افراد
گفته بودند که دیده شد مرحوم حاج شیخ حسنعلى نخودکى اصفهانى ـ رحمةاللهعلیه ـ در نجف وقتى زیارت امیرالمؤمنین علیهالسّلام مىرفت در وقت برگشتن عبا را بر سرش مىکشید. وقتى که گفتند: چرا عبا را بر سر مىکشید؟ گفت: وقتى که از زیارت برمىگردم همه را به اَشکال خود مىبینم و من خود این را از مرحوم آقاى مطهرى شنیدم که ایشان از قول مرحوم آقا سید احمد خوانسارى شنیدند که ایشان گفتند: من خودم از شیخ حسنعلى نخودکی اصفهانی شنیدم ـ سلسلۀ سند معنعن است و در کتب رجالیه هست ـ که ایشان گفتند من صورت بعضى از مراجع نجف را به شکل خوک مىبینم! این عبارت نقل از بنده از مرحوم آقاى مطهرى که خودم در مجلسى که ایشان داشتند براى مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ این قضیه را نقل مىکردند بودم اگر بخواهید شک کنید در این واسطۀ اخیر شک کنید چون سندشان سند معنعن و موثق هست! ایشان گفتند: من بهخاطر همین عبا را به سر مىکشم تا چشمم به کسی نیفتد و از امیرالمؤمنین علیهالسّلام خواستم که این حالت را از من بگیرد و ایشان هم گرفت.
بعد همان شخصی که قضیه را نقل کرد ـ در یک قضیهاى غیر از این قضیۀ آسید احمد خوانساری ـ گفت: آقا شما مرا به چه شکل مىبینید؟ گفت: نپرس! [او اصرار کرد و ایشان گفت که] من تو را به شکل خر مىبینیم! گفت: الحمدلله که ما گرگ و فلان نیستیم! بعد دیدند این روزى تسبیح در دستش گرفته است [و میگوید:] خدایا این خر را بیامرز! مردم نمىدانستند براى چه مىگوید، گفتند: چرا ذکر تو اللهم الرحم هذا الحمار است؟! گفت: من صورتم صورت خر است و شما خبر ندارید! شیخ حسنعلى من را به شکل خر دیده است و من مىگویم که خدایا این خر را بیامرز! باز خدا خیرش دهد خر دیده است و اقلاً گرگ و این حرفها نیست. این عجیب است! میگویند: نهخیر آقا دروغ است! تهمت است! افتراء است! جانم همۀ اینها هست! همۀ این مطالب هست و هیچ کموزیاد هم نخواهد شد. البته پرده براى بعضى برداشته مىشود و براى بعضى برداشته نمىشود ولى حقیقت و واقعیت همین است.
