
تشکیک در مراتب حقیقت انسانیت
تحلیل تفاوت صور ملکوتی افراد بر اساس شدت و ضعف فصل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه مکتب اشراق پیرامون مسئله تشکیک در جنس و فصل میپردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز میشود که آیا تفاوت در آثار خارجی افراد، نشاندهنده تفاوت در حقیقت وجودی و فصل مقوم آنهاست یا خیر. استاد با نقد دیدگاه مشائیون که فصل را امری ثابت و غیرقابل تشکیک میدانند، توضیح میدهند که هرچه انسان در صفات ملکوتی و کمالات نفسانی قویتر شود، حقیقت وجودی او به تجرد نزدیکتر گشته و صورت ملکوتی او متعالیتر میشود. در مقابل، ضعف در این صفات، انسان را به مراتب حیوانی نزدیک میکند. این جلسه با استناد به حکایاتی از بزرگان، به این نتیجه میرسد که ظهورات خارجی و صفات نفسانی، نشانههایی از قوت یا ضعف حقیقت باطنی و فصل انسانی هستند که در سیر تزکیه نفس، قابلیت تحول و ارتقا دارند.
تشکیک در مراتب حقیقت انسانیت
2مرحوم صاحب تلویحات مىگویند که از کجا فرق ندارد؟! این آثار یک منشأ انتزاع مىخواهد. هر چیزى که در خارج ظهور و تعین دارد بالأخره از یک منشائى نشئت و سرچشمه مىگیرد و این یک مبدائى را اقتضاء مىکند و براساس آن مقصد و آن مبدأ این اشیاء در خارج تعین پیدا مىکند پس وقتى که شما مىبینید یک نفر منبابمثال رحم و عطوفتش نسبت به بقیه بیشتر است معلوم است از آن حقیقت انسانیت در او بیشتر هست و اگر شما مىبینید یک نفر قواى عاقلهاش قویتر از دیگرى است و در ترتیب قضایا بهنحو صحیحتری عمل مىکند و کلماتى که از دهان او صادر مىشود کلمات پختهتر و قابل تأملترى است این معلوم میشود که بهرۀ او از انسانیت بیشتر است چون ما غیر از انسانیت که چیز دیگرى نداریم. بالأخره آن چیزی که در خارج هست یا حجر است یا حیوان است یا انسان است یا ملک است بالأخره همین انواعى که ما در خارج مىبینیم هست و حد فاصل بین انسان و غیر انسان نداریم.
ریشۀ اختلاف در صور ملکوتی افراد
اینجاست که بزرگان و آن افرادى که صاحب کشف هستند که ازجملۀ آنها صاحب تلویحات و مکتب اشراق باشد، به این نکته از این نظر عنایت دارند که هرچه انسان از نقطهنظر صفات ملکوتى واجد مرتبۀ اقوا و اشد بشود آن حالت نفسانى او بهسمت ملکوت که همان حقیقت انسانى و تجردى انسان است نزدیکتر مىشود و هرچه از این نظر فاقد این صفات بشود و ظهور این صفات در نفس او کمرنگتر بشود به جنبۀ حیوانیت نزدیکتر مىشود و برایناساس است که صورت ملکوتى افراد را مىبینیم که تفاوت پیدا مىکند؛ یکى صورت ملکوتیاش صورت ملکوتى سگ است و یکى صورت ملکوتى مار است و یکى صورت ملکوتى حیوان است؛ حیوانات هرکدام داراى صفات مختلفى هستند!
امکان تحول انسان از یک صورت به صورت دیگر
این جهت انتقال یک صورت بهصورت دیگر و تحول انسان از یک صورت به صورت دیگر حکایت از این مىکند که آن حقیقت انسانیت انسان یک مقولۀ ثابت لا یَتغیر و لا یَتبدل نیست بلکه یک حقیقت متغیر است، آن حقیقت متغیر به اختلاف شرایط و به اختلاف ظروف صور متغیره را قبول مىکند.
