
تشکیک در مراتب حقیقت انسانیت
تحلیل تفاوت صور ملکوتی افراد بر اساس شدت و ضعف فصل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه مکتب اشراق پیرامون مسئله تشکیک در جنس و فصل میپردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز میشود که آیا تفاوت در آثار خارجی افراد، نشاندهنده تفاوت در حقیقت وجودی و فصل مقوم آنهاست یا خیر. استاد با نقد دیدگاه مشائیون که فصل را امری ثابت و غیرقابل تشکیک میدانند، توضیح میدهند که هرچه انسان در صفات ملکوتی و کمالات نفسانی قویتر شود، حقیقت وجودی او به تجرد نزدیکتر گشته و صورت ملکوتی او متعالیتر میشود. در مقابل، ضعف در این صفات، انسان را به مراتب حیوانی نزدیک میکند. این جلسه با استناد به حکایاتی از بزرگان، به این نتیجه میرسد که ظهورات خارجی و صفات نفسانی، نشانههایی از قوت یا ضعف حقیقت باطنی و فصل انسانی هستند که در سیر تزکیه نفس، قابلیت تحول و ارتقا دارند.
تشکیک در مراتب حقیقت انسانیت
1درس پانصد و هشتاد و چهارم
تقابل مشائیون و اشراقیون در مسئلۀ تشکیک جنس و فصل
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وحدت مفهومی نوع، و کثرت مصداقی آثار
بررسی نسبت فصل مقوّم با صفات متغیر در افراد
مرحوم آخوند در توضیح کلام صاحب تلویحات به یک مسئلهاى اشاره مىکنند که مسئلۀ اختلاف عدم صدقِ فصل در افراد خارجیه است، جنس که بهعنوان حیوانیت است و همینطور هم فصل نسبتش به افراد خارجى و نوع خودش یکسان است و لهذا اگرچه این خصوصیات خارجیه مثل حساسیت اشد یا فرض کنید تعقل اشد یا صفات انسانى و یا حیوانى که در بعضى از حیوانات بیشتر از بقیه هست و در بعضى از انسانها بیشتر از بقیه آن صفات خارجى هست تمام اینها همانطورىکه گفته شد فصل نیستند بلکه اینها اشاره دارند به یک حقیقتى که آن حقیقت، حقیقت کلیه است و صدقش بر همۀ افراد یکسان است یعنى حیوانیت بر همۀ افراد به یک منوال صدق مىکند اما آثار خارجى یک حیوان یعنى حیوانیت ممکن است در یکى بیشتر از سایر افراد باشد و یا انسانیت نسبت به همه افراد که نوع باشد بهنحو متواطى است ولکن آن آثارش در خارج ممکن است که با بقیه تفاوت داشته باشد و فرق بکند.
منبابمثال شما یک انسانى را مىبینید که از اوصاف انسانیت بهرۀ بیشترى برده است ولی [درمقابل] یک انسانى هست که هیچ نصیبى از انسانیت ندارد و در قساوت مثل یک درنده مىماند! در بخل چه وضعى دارد اصلاً رحم و عطوفت در او وجود ندارد! تمام مصالح را همه براساس خودمحورى و مصالح شخصی تدوین و تدبیر میکند. نسبت به بزرگترها اصلاً رعایت احترام و ادب را ندارد. نسبت به زیردستها اصلاً رعایت رحم و عطوفت را ندارد و خلاصه یک همچنین فردى که فقط یک حیوان متحرک است، به او انسان گفته مىشود و یک فردى که جامع جمیع صفات کمالیه هست به او هم انسان گفته مىشود و در این قضیه مىبینیم فرقى نیست بنابراین کموزیاد بودن این آثار خارجى حکایت از یک حقیقتى مىکند که آن حقیقت فرق ندارد و آثارش در خارج متفاوت است.
