
تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم
تبیین نسبت علّی و معلولی میان عوالم هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مقام چهارم از مباحث اشتداد و ضعف در جواهر میپردازند. بحث اصلی پیرامون دیدگاه حکیمان مشاء و اشراق در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش شدت و ضعف در جوهر است. در این مسیر، با تبیین قاعده جعل و نسبت میان علت و معلول، روشن میشود که جوهر معلول، وجودی نازلتر از جوهر علت دارد و این تفاوت در مراتب، به معنای تفاوت در شدت و ضعف جوهریت است. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفی و عقلی، همچون نسبت نور شمس و قمر، چگونگی تنزل حقایق از عالم اعلی به عالم ادنی را تشریح میکنند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه نفس رسول خدا و ائمه اطهار به عنوان آینههای تمامنمای الهی و تفاوت جوهری ایشان با سایرین در مقام دریافت وحی و عصمت منتهی میشود تا ضرورت دقت در نقل روایات و فهم جایگاه معصوم روشن گردد.
تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم
5ایشان در این مسئله میفرمایند که نه، مسئله به این کیفیت نیست این مطلب در واقع یک استبعاد عرفی است که از باب متعارف فرض کنید کسی را یا شیء را در جواهر نمیگویند که اشتداد و اینها وجود دارد ولی از باب آن دقت عقلی ما میبینیم که خود آنها با همدیگر اختلاف دارند. فرض کنید که در ماهیت، اینها باهم اختلاف دارند. در مسئلۀ برودت و اینها ممکن است مائی باشد که خیلی رقیق باشد ولی یک ماء در رقّت و اینها به آن کیفیت نباشد و این از نقطهنظر رقّت از آن قدری اشد باشد. یااینکه فرض کنید که در باب انسانیت و همینطور در فصول این افراد مختلف هستند یا در تعریفی که از حیوانیت میکنند که حَساسٌ مُتحرِّکٌ بالإرادَة ما میبینیم وقتی که این جنبۀ حساسیت در یکی بیشتر شد معلوم میشود حیوانیت در آن بیشتر است، لذا میگویند: حیوانیتی که در انسان هست از آن حیوانیت بعوضه ممکن است قویتر باشد.
اتفاقاً بعوضه حساستر از انسان است و شما هنوز دستتان را نزدیک نکردید او میفهمد و پرواز میکند ولی آدم را اگر در سرش هم بزنی تکان نمیخورد! ایشان باید مثال دیگر بزنند! این بعوضه خیلی از انسان حساسیتش بیشتر است و یااینکه مثلاً ذباب وقتی از نیممتری شما میخواهید او را بزنید میبینید پرواز کرد و رفت. حالا لابد جنبۀ حساسیتهای مسائل دیگر مورد نظرشان است. نمیدانم! علیٰکلّحال ایشان میفرمایند که انسان از حیوان از این نقطهنظر خیلی حساستر است و بنابراین معلوم میشود که حیوانیتش بیشتر است. مسائل دیگر مطالبی وارد کردهاند که جای صحبتی هم خیلی ندارد حالا آیا این حساسیت جنبۀ فصلیت اوست یااینکه منشأ این حساسیت چیزهای دیگر است که این مسائل مربوط به منطق هست و خیلی در اینجا قابل توجه نیست.
و أما المقامُ الرابع.
فاعلَم أنَّ الحکماءَ المتقدمین مثلُ أنباذُقلُس و أفلاطون و مِن بعدِهما حکموا بأنَّ جواهرَ هذا العالم الأدنىٰ أظلالٌ لجِواهرِ العالمِ الأعلى و أرادوا بِذلکَ أنَّها معلولةٌ لِتلکَ إذ المعلولُ کَظلٍّ لِما هو علتُه.
