اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم

تبیین نسبت علّی و معلولی میان عوالم هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مقام چهارم از مباحث اشتداد و ضعف در جواهر می‌پردازند. بحث اصلی پیرامون دیدگاه حکیمان مشاء و اشراق در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش شدت و ضعف در جوهر است. در این مسیر، با تبیین قاعده جعل و نسبت میان علت و معلول، روشن می‌شود که جوهر معلول، وجودی نازل‌تر از جوهر علت دارد و این تفاوت در مراتب، به معنای تفاوت در شدت و ضعف جوهریت است. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفی و عقلی، همچون نسبت نور شمس و قمر، چگونگی تنزل حقایق از عالم اعلی به عالم ادنی را تشریح می‌کنند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه نفس رسول خدا و ائمه اطهار به عنوان آینه‌های تمام‌نمای الهی و تفاوت جوهری ایشان با سایرین در مقام دریافت وحی و عصمت منتهی می‌شود تا ضرورت دقت در نقل روایات و فهم جایگاه معصوم روشن گردد.

تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم

4
  • خلاصه شما هرچه هم به این قمر و اینها نگاه کنید خسته نمی‌شوید. این [برای] چیست؟ به‌خاطر این است که اگر قرار بود ضوء قمر هم مثل ضوء شمس بود خب شما یک لحظه نمی‌توانستید نگاه کنید شما الآن نمی‌توانید به شمس نگاه کنید. این به‌واسطۀ عائق نیست منتها انعکاس است. آن جنبۀ علیت که جنبۀ جوهریت ضوء است به‌واسطۀ انعکاسش بر قمر اخف می‌شود، این خاک و این کره آن شدت جوهریت را به خودش می‌گیرد و یک جوهریت خفیفی از خودش بروز و ظهور می‌دهد لذا شما می‌توانید به این نگاه کنید. ضوء عرض نیست اینها جوهر هستند.

  • بنابراین ایشان می‌فرمایند که چه اشکالی دارد که در باب جواهر و اعراض خود جوهر ـ حالا در باب اعراض صاحب تلویحات می‌فرمایند که ما گفتیم که در کیف و کم و مقدار و اینها اشتداد و ضعف وجود دارد، نه تشکیک در اشتداد، در مسئلۀ جوهر هم پیدا می‌شود ـ هر جوهر مافوقی نسبت به جوهر مادون خودش از اولویت و از اقوائیت و از اشدیت برخوردار است این کلام کلام صاحب تلویحات بود با توضیحی که مرحوم آخوند دادند و مطلب را ‌قدری پرورانند.

  • لزوم وجود مسئلۀ ضدیت در مقام مقایسه

  • خود صاحب تلویحات در اینجا اشکالی بر خودشان می‌فرمایند و بعد هم پاسخش را می‌دهند، می‌فرمایند که ما می‌بینیم در باب جوهریت، خود نفس جوهریت چیزی غیر از این چیز نیست؛ یعنی در مسئلۀ شدت و ضعف و اینها به قضیۀ ضدیت بین دو شیء برمی‌گردد که شیئی مخالف و مضاد با دیگری است و ما در مقایسۀ این با آن ـ بیاض را نسبت به یک بیاض دیگر، خط را نسبت به یک خط دیگر ـ می‌گوییم که این شدت دارد و آن ضعف دارد. در مقام مقایسه باید مسئلۀ ضدیت وجود داشته باشد و لذا یک شیء در آنِ واحد دو صورت مختلف نمی‌پذیرد! معنا بیاضیت یک صفحه در آنِ واحد هم قوی باشد هم ضعیف باشد ندارد. لذا در ذهن توارد ضدین است، توارد حالتین بر شیء واحد در دو زمان، نه در زمان واحد! در دو زمان باید ضدین بر شیء واحد توارد پیدا کند ولی معنا ندارد در زمان واحد یک صفحۀ کاغذ هم اسود باشد هم ابیض و شخص در آنِ واحد هم قائم باشد هم جالس درحالی‌که در باب جواهر مسئله این‌طور نیست، جواهر که ضدین نیستند یعنی مقابل ندارند.