
تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم
تبیین نسبت علّی و معلولی میان عوالم هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مقام چهارم از مباحث اشتداد و ضعف در جواهر میپردازند. بحث اصلی پیرامون دیدگاه حکیمان مشاء و اشراق در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش شدت و ضعف در جوهر است. در این مسیر، با تبیین قاعده جعل و نسبت میان علت و معلول، روشن میشود که جوهر معلول، وجودی نازلتر از جوهر علت دارد و این تفاوت در مراتب، به معنای تفاوت در شدت و ضعف جوهریت است. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفی و عقلی، همچون نسبت نور شمس و قمر، چگونگی تنزل حقایق از عالم اعلی به عالم ادنی را تشریح میکنند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه نفس رسول خدا و ائمه اطهار به عنوان آینههای تمامنمای الهی و تفاوت جوهری ایشان با سایرین در مقام دریافت وحی و عصمت منتهی میشود تا ضرورت دقت در نقل روایات و فهم جایگاه معصوم روشن گردد.
تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم
3همین مطلب را فلاسفه و عرفا در باب جواهر خارجیه مطرح میکنند در اینجا ظل بهواسطۀ وجود عائق پیش آمده و یااینکه بهواسطۀ انعکاس! مثلاً در مقایسۀ بین شمس و قمر ما مسئلۀ اخفیت و اشدیت را در آنجا ملاحظه میکنیم ولی اینجا دیگر عائقی وجود ندارد. نور شمس وقتی که بر قمر میتابد یک نور و ضوئی از قمر انعکاس پیدا میکند، قمر از خود ضوء ندارد. انعکاس نور و ضیاء شمس از قمر ظل برای این قمر است و شما در اینجا میبینید که شدت ضوء شمس بسیار در مراتب بالاتری از قمر است بهطوریکه اصلاً شما قادر بر رؤیت شمس نیستید. اگر شخصی چهار دقیقه به شمس نگاه کند عصب چشم او کور خواهد شد و دیگر قابل معالجه نخواهد بود ولی شما شب تا صبح به قول سعدی شیراز میفرماید:
ببند یک نفس ای آسمان دریچۀ صبح *** بر آفتاب که امشب خوش است با قمرم1 شب تا صبح هم به این قمر بخواهد نگاه کند سیر نمیشود، قمر! بعضیها اسمشان را قمر میگذارند، قمر خانم! حالا خیلی قیافهاش هم مثل قمر است! ما کوچک بودیم شخصی بود به او قمر خانم میگفتند! من در همان کوچکی انگار مطوّل خوانده باشم، گفتم که قیافۀ تو به همه چیز میآید غیر از قمر! میگفت: او این چیزها را از کجا یاد گرفته است؟! قشنگ یادم هست میگفت: این چیزها را از کجا یاد گرفته است؟! شما شب تا صبح هم به قمر یا به سیارات دیگر نگاه کنید اصلاً نهتنها اینکه چشم شما را اذیت نمیکند بلکه اشتیاق شما بیشتر هم میشود.
یکی از علامات پیامبر آخرالزمان در کتب یهود
شخصی که از بزرگان یهود بود خدمت رسول خدا آمد، وقتی آمد فرستاد دنبال حضرت خدیجه یا یکی از افراد و گفت: از علامات این شخص برای من بگو، گفتش که من میروم سؤال میکنم، بعد گفت که بپرس در موقع خواب این به چه چیز فکر میکند، حضرت فرمودند: من در موقع خواب به آسمان نگاه میکنم و این آیۀ ﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ * رَبَّنَا مَا خَلَقۡتَ هَٰذَا بَٰطِلٗا سُبۡحَٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾2 اینها این و همینطور آیاتی که مربوط به ﴿وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا لَٰعِبِينَ﴾3 گفت که حضرت فرمودند: من در شب، تمام توجهم به آسمان، ستارگان، ماه و اینها است و در این فکر هستم، گفت که این مسئله یکی از علامات نبوت و رسالت است. خوانده بود پیغمبر آخرالزمان عادتش این است که شب در وقت خوابیدن به آسمان نگاه میکند تااینکه خوابش ببرد و این آیات را میخواند. مضمون این آیات هم در اشارۀ به آثار پیامبر در کتب سابق و اینها موجود بود.
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 385.
- . سوره آل عمران (3) آیه 190 و 191. مطلع انوار، ج 12، ص 41:
«تحقيقاً در آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز، نشانههايى از عظمت خداوند است براى صاحبان انديشه و عقل * و در خلقت آسمانها و خلقت زمين فکر مىکنند.» - . سوره انبیاء (21) آیه 16. معاد شناسى، ج 9، ص 29:
«و ما در خلقت آسمان و زمين و آنچه که در بين آنهاست، بازيگر نبودهايم (به بازيچه نيافريدهايم).»
