
تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم
تبیین نسبت علّی و معلولی میان عوالم هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مقام چهارم از مباحث اشتداد و ضعف در جواهر میپردازند. بحث اصلی پیرامون دیدگاه حکیمان مشاء و اشراق در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش شدت و ضعف در جوهر است. در این مسیر، با تبیین قاعده جعل و نسبت میان علت و معلول، روشن میشود که جوهر معلول، وجودی نازلتر از جوهر علت دارد و این تفاوت در مراتب، به معنای تفاوت در شدت و ضعف جوهریت است. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفی و عقلی، همچون نسبت نور شمس و قمر، چگونگی تنزل حقایق از عالم اعلی به عالم ادنی را تشریح میکنند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه نفس رسول خدا و ائمه اطهار به عنوان آینههای تمامنمای الهی و تفاوت جوهری ایشان با سایرین در مقام دریافت وحی و عصمت منتهی میشود تا ضرورت دقت در نقل روایات و فهم جایگاه معصوم روشن گردد.
تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم
1درس پانصد و هشتاد و سوم
بررسی کیفیت اشتداد و ضعف داشتن جواهر (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و أما المقامُ الرابع.
فاعلَم أنَّ الحکماءَ المتقدمین مثلُ أنباذُقلُس و أفلاطون و مَن بعدِهما حکموا بأنَّ جواهرَ هذا العالم الأدنىٰ أظلالٌ لجِواهرِ العالمِ الأعلى.1
در جلسۀ قبل راجع به این قضیه در مقام چهارم صحبت شد که مرحوم آخوند فرمودند که در مسئلۀ قبول اشدیت و اضعفیت نسبت به جواهر هم اختلاف هست و همانطوریکه در ابتدای بحث، مرحوم آخوند فرمودند حکماء مشاء قائل به عدم قبول این مسئله هستند و دلیلشان هم این است که جوهر عبارت از حد وجودی یک ماهیت است، آن حد خارجی که همان جنس و فصل در مقام ظهور و مقام تعین خارجی است، [آن] جوهریت شیء است. در واقع ما در مسئلۀ ماهیت جنس و فصل و آن حدود شیء را بهنحو کلیت خودش در ذهن تصور میکنیم اما در جوهر همان جنس و فصل بهلحاظ وجود خارجی تصور میشود و مورد لحاظ قرار میگیرد و از آنجا که جنس و فصل قابل برای اشتداد و ضعف نیست پس وجود خارجی آنها هم قبول شدت و ضعف نمیکند. طبیعی است! وقتی خود حیوانیت فیحدّذاته قبول شدت و ضعف نمیکند بلکه صدقش نسبت به افراد خارجی خودش صدق متواطی است و همینطور در فصلیت که صدق ناطقیت نسبت به افراد خودش صدق متواطی است بهخاطر اینکه فصل یک حقیقت ممیزه است و حقیقت محصلۀ آن جنس است که افراد خارجی را تحصیل و تعیّن میدهد و صدق دلالتش بر افراد یکسان است زیرا اگر قرار باشد که صدقش بر افراد مختلف باشد پس خود فصلیت هم دارای اقسامی است و خود او هم باید فصلی داشته باشد و یتسلسل که طبعاً باطل است.
همینطور آنها معتقد هستند بر اینکه مابإزاء خارجی جنس و فصل در خارج که در افراد هست آنهم تفاوتی ندارد و در همه یکسان است. حیوانیت در زید با حیوانیت در عمرو یکی است هردو در یک حد از حیوانیت هستند، همینطور ناطقیت هردو یکی است یااینکه حیوانیت انسان نسبت به حیوانیت بقر اضعف نیست و حیوانیت بقر اشد نیست گرچه جسم او در خارج احجم از صدق از جسم انسان است و اثقل از جسم انسان است اما این به حیوانیت کاری ندارد. یک بقر در خارج با یک بعوضه و مرغ یا خروس تفاوتی ندارد هردو دارای آن جهت حیوانیت هستند این کموزیاد شدن وجود خارجی آنها بهواسطۀ آن عوارض خارجی است ولی در آن جوهریت آنها هیچ مدخلیتی ندارد. این کلام حکماء مشاء است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 440.
