اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل اشتداد و ضعف در جواهر و اعراض

بررسی تفاوت‌های ماهوی و مراتب کمالی در موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت اشتداد و ضعف در جواهر و اعراض می‌پردازند. بحث با تحلیل تفاوت‌های ماهوی میان کیف، کم، عدد و مقدار آغاز شده و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا اشتداد و ضعف تنها در عوارض جاری است یا جواهر نیز دارای مراتب کمالی هستند. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به مفاهیمی همچون «انسان کامل»، تفاوت‌های بنیادین در مراتب وجودی افراد بررسی می‌شود. استاد با تأکید بر لزوم حریت فکری فقیه در برابر ارتکازات عرفی، نشان می‌دهند که چگونه حقیقت انسانیت می‌تواند در افراد دارای مراتب متفاوت باشد. این جلسه با استناد به سیره اولیای الهی و کلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام، بر اولویت اصلاح نفس بر مصالح دنیوی تأکید کرده و مسیر صحیح تفکر در حقایق وجودی را برای سالک ترسیم می‌کند.

تحلیل اشتداد و ضعف در جواهر و اعراض

2
  • بنابراین می‌بینیم که در اینجا یک امر زائدی وجود دارد که آن امر زائد در اول نیست پس اوّلی که عبارت از اختلاف در کیف است با آن دوتای دیگر است تفاوت دارد و همین تفاوت موجب اختلاف در نوع یعنی اختلاف در خود نوعیت اشتداد است. ما این اختلاف را مشاهده می‌کنیم و این بر تمایز بین این سه عرض که بر معروض عارض می‌شود دلالت می‌کند.

  • مرحوم آخوند در جواب می‌گویند که [اگر] شما همۀ این حرف‌ها را بزنید ما مسامحه در تعبیر داشته باشیم نهایت آن این است که همۀ اینها به کمال و نقص برمی‌گردد و دیگر چیز دیگری در اینجا نمی‌ماند یعنی هم شدید داخل در تحت کامل است و هم ضعیف داخل در تحت ناقص است هم کثیر داخل در تحت کامل است و هم قلیل داخل در تحت ناقص است هم زائد در تحت... همۀ اینها در تحت یک عنوان هستند منتها حالا عرف ـ آن‌هم نه هر عرفی بعضی از عرف‌ها ـ بعضی از تعابیر را برای بعضی می‌پسندند؛ در یک جا یک تعبیر و در یک جای دیگر تعبیر دیگری [را می‌پسندند] درحالی‌که این اصل معنا و مفهوم یکی است و ما این را هم در لغات می‌بینیم.

  • فرض کنید لفظی را برای یک معنا به‌کار می‌برند درحالی‌که همان معنا لفظ در معنای دیگر می‌شود ولکن آنها معنای دیگری دارد و خاصِ خودش است. این بنا بر همان وضع در مرحلۀ اول است. مرحلۀ دوم هم که در اثر استعمال است. وقتی که استعمال در یک مسئله زیاد بشود همان کثرت استعمال تبدیل به یک فرهنگ می‌شود و وقتی که تبدیل به فرهنگ شد آن موقع نفس یک حالت نفوری نسبت به استعمال این لفظ در معنای دیگر پیدا می‌کند بنابراین نباید در این‌گونه موارد آن نفور طبع را نسبت به استعمال لفظ در غیر ما وُضِعَ له خودش دلیل بر عدم اشتراک در نوعیت در دو مفهوم دانست.