
تحلیل اشتداد و ضعف در جواهر و اعراض
بررسی تفاوتهای ماهوی و مراتب کمالی در موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت اشتداد و ضعف در جواهر و اعراض میپردازند. بحث با تحلیل تفاوتهای ماهوی میان کیف، کم، عدد و مقدار آغاز شده و به این پرسش پاسخ میدهد که آیا اشتداد و ضعف تنها در عوارض جاری است یا جواهر نیز دارای مراتب کمالی هستند. در ادامه، با نقد نگاههای سطحی به مفاهیمی همچون «انسان کامل»، تفاوتهای بنیادین در مراتب وجودی افراد بررسی میشود. استاد با تأکید بر لزوم حریت فکری فقیه در برابر ارتکازات عرفی، نشان میدهند که چگونه حقیقت انسانیت میتواند در افراد دارای مراتب متفاوت باشد. این جلسه با استناد به سیره اولیای الهی و کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام، بر اولویت اصلاح نفس بر مصالح دنیوی تأکید کرده و مسیر صحیح تفکر در حقایق وجودی را برای سالک ترسیم میکند.
تحلیل اشتداد و ضعف در جواهر و اعراض
1درس پانصد و هشتاد و یکم
بررسی کیفیت اشتداد و ضعف داشتن جواهر (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و هذا إنَّما یَستقیمُ لَو کانَت الطَبیعةُ المُشترکةُ بَینَ الکاملِ و الناقصِ طبیعةً جنسیةً و یَکونُ کلٌّ مِنهُما مُتحصلاً بِفَصلٍ لا یَزیدُ عَلى حَقیقتِها و وجودِها حتى یَکون واحدٌ مِنهُما بِنفسِ حَقیقتهِ المُختصَةِ و کُلیةِ ذاتهِ الخاصَّةِ أتَمَّ و أشَدَّ مِنَ الآخَرِ لا بِجُزئهِ المُمایز فی الوجودِ أو الوَهمِ لِلجزءِ الآخرِ.1
تحلیل رابطۀ تعدد اسامی با اختلاف نوعی موجودات
مطلبی ندارد خودشان همینطور تطبیق کردند، ایشان در تتمۀ مطلب گذشته راجع به افراد مختلفه و تفاوت کیفی و مقداری و عددی فرمودند که برای هرکدام از آنها اسامی خاصهای هست و این دلالت بر این میکند که اینها اختلاف نوعی دارند چون به اختلاف نوعی اسم برای مسمیٰ وضع میشود تا وقتی که اختلاف در ماهیت شیء نباشد طبعاً دلیلی برای تعدد اسامی نیست و تعدد اسامی دلالت بر تعدد هویات میکند و تعدد هویات دلالت بر اختلاف هویات میکند اختلاف هویات دلالت بر اختلاف ماهیات میکند و اختلاف ماهیات هم همان مسئلۀ اختلاف در نوع است. این مسئله در مورد فرق بین کیف، کم، عدد و مقدار روشن است. قائلین به این مسئله میگویند که این قضیه به این نحو نیست البته در جاهایی است که طبیعت مشترکۀ ما که بین کامل و ناقص است آن فصل ممایز آن طبیعت، خارج از همان هویت خارجی نباشد یعنی شیئی زائد بر آن ماهیت نباشد. مثل سواد و بیاض که آن اختلاف افراد خارجی در سواد، اسود بهخاطر آن فصل خارجی ممایز نیست بلکه بهخاطر طبیعت جنسیۀ آنها است یعنی همان طبیعتی که سواد را تشکیل میدهد همان طبیعت دارای یک فردی از خودش است که یک امری زائد بر فرد دیگر از خودش دارد یعنی از بطن ذات خودش یک امر زاییده میشود که آن فصل متحصل است. آن فصل متحصل غیر از آن طبایعی است که مقسم جنس به اقسامش هستند. در اینجا این مسئله وجود دارد ولی در مورد مقدار و امثالذلک اینها بهجهت یک جزء زائدی است که حالا یا جزء وهمی است که بهجهت مقدار گفتیم، یا جزء خارجی است که در مورد عدد این جزء تصوری و ذهنی و جزء خارجی که عدد است، آن ملاک برای زیاد و نقصان است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 440.
