اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشکیک در ماهیات و دیدگاه فلاسفه

تحلیل تفاوت‌های ماهوی و وجودی در مکاتب فلسفی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله تشکیک در ماهیات و اختلاف دیدگاه میان مشائیون و رواقیون می‌پردازند. بحث با تبیین جایگاه مفهوم و مصداق در فلسفه آغاز شده و این پرسش مطرح می‌شود که آیا اشتداد و ضعف در ماهیت، موجب اختلاف نوعی می‌شود یا خیر. استاد با تحلیل دقیق مبانی صدق مفهوم بر افراد، تفاوت نگاه مشائیون که قائل به تواطی مفاهیم هستند را با دیدگاه رواقیون و شیخ اشراق که تشکیک را در ماهیات نیز جاری می‌دانند، بررسی می‌کنند. در ادامه، با تفکیک میان هویت خارجی و مفهوم ذهنی، به این نتیجه می‌رسند که در حقایق بسیطه مانند کیف، اشتداد ماهوی قابل‌قبول است. این جلسه با نگاهی به سیر تاریخی تدریس فلسفه در حوزه‌های علمیه و اهمیت جایگاه حکیمان در حفظ مبانی اصیل معرفتی به پایان می‌رسد تا مخاطب با درک عمیق‌تری از پیوند میان مباحث انتزاعی فلسفی و واقعیت‌های وجودی آشنا شود.

تشکیک در ماهیات و دیدگاه فلاسفه

6
  • وقتى که عقل یک مفهوم مشترک را از چند مصداق خارجی می‌گیرد خود همان می‌تواند تشخیص دهد که آن انتزاعی که کرده است به یک کیفیت بر آنها قابل صدق است یا قابل صدق نیست. در سیاهى یک مفهوم را مى‌گیرد یعنی مفهوم خاص را از یک حقیقت خارجیه که عبارت از سواد است انتزاع مى‌کند و نمى‌تواند بین آن سوادها از نقطه‌نظر تطبیقش با این مفهوم اختلاف بیندازد و مى‌بیند همۀ اینها منطبق هستند و در عین اینکه همه منطبق هستند، همۀ اینها با همدیگر تفاوت مى‌کنند! مثل انسان، مى‌بیند نمى‌تواند یکی از این افراد مختلف با این اختلافشان را از انسانیت خارج کند و یکى را داخل کند، نه! او قدش بلند است، او قدش کوتاه است، او رنگش این‌طور است، او برای این نژاد است، همۀ اینها را عوارض خارجیه مى‌داند که آن عوارض خارجیه دخلى در ماهیت ندارند. همین‌طور به همین کیفیت براى سیاه‌هاى خارجی یک مفهوم مشترک درست می‌کند که آن عبارت از قابض البصر بودن است. آن قابض البصر بودن از یک نقطه شروع مى‌شود تا نقطه‌اى که دیگر سیاهى بالاتر از او نیست؛ مثلاً سیاهى کلاغ، سیاهى ذغال، شما دیگر از سیاهى ذغال چیزى بالاتر ندارى، دیگر همۀ تشبیهات این‌طور است که مثلاً ابروى یار را به فحم تشبیه کردند و موى مجعّد او را به آن تشبیه کردند، دیگر منظور این است که نهایت سیاهی در فحم تجلّى پیدا مى‌کند.

  • در اینجا عقل در عین اینکه این تعریف را براى آنها مى‌آورد اما در خود همین مفهوم شدت و ضعف قائل است یعنى در خود این مفهوم و ماهیت اشتداد وجود دارد و این اشتداد به آن چیز خارجى کار ندارد و این اشکالی که کرده‌اند که اگر قرار بر این باشد که خود جنس قابل اشتداد و ضعف باشد موجب می‌شود که صدق جنس بر همۀ افراد صدق واحد نباشد درحالی‌که مشاء گفتند که صدق جنس بر همۀ افراد صدق واحد است، این مطلب در اینجا محلّ نظر هست زیرا ما نمى‌خواهیم بگوییم که در اینجا استثناء قاعدۀ عقلى برداشته است ولى در این حقایق بسیطه مانند اعراض ـ که اینها حقایق بسیطه هستند، نه حقایق مرکبه ـ جنس و فصل خودش یک چیز است؛ یعنى یک واقعیت و یک حقیقت که هم جنس است و هم فصل است براى آن اشیائى که در آن وجود دارند.