
تشکیک در ماهیات و دیدگاه فلاسفه
تحلیل تفاوتهای ماهوی و وجودی در مکاتب فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله تشکیک در ماهیات و اختلاف دیدگاه میان مشائیون و رواقیون میپردازند. بحث با تبیین جایگاه مفهوم و مصداق در فلسفه آغاز شده و این پرسش مطرح میشود که آیا اشتداد و ضعف در ماهیت، موجب اختلاف نوعی میشود یا خیر. استاد با تحلیل دقیق مبانی صدق مفهوم بر افراد، تفاوت نگاه مشائیون که قائل به تواطی مفاهیم هستند را با دیدگاه رواقیون و شیخ اشراق که تشکیک را در ماهیات نیز جاری میدانند، بررسی میکنند. در ادامه، با تفکیک میان هویت خارجی و مفهوم ذهنی، به این نتیجه میرسند که در حقایق بسیطه مانند کیف، اشتداد ماهوی قابلقبول است. این جلسه با نگاهی به سیر تاریخی تدریس فلسفه در حوزههای علمیه و اهمیت جایگاه حکیمان در حفظ مبانی اصیل معرفتی به پایان میرسد تا مخاطب با درک عمیقتری از پیوند میان مباحث انتزاعی فلسفی و واقعیتهای وجودی آشنا شود.
تشکیک در ماهیات و دیدگاه فلاسفه
4منظور مشائین از نفى تشکیک از ماهیت
اما آن شیئى که در خارج هست این طبیعى است که مثلاً غنم از نظر وجود خارجی، اصغر از وجود بقر است و وجود بقر اصغر از وجود ابل است و وجود ابل اصغر از وجود فیل است و هَلُمَّ جَرّاً. این وجودات خارجى که صغر و کبر برمىدارند به اصل صدق ماهیت بر آنها کارى ندارد، ماهیت حیوان بر همۀ اینها به یک نحو ثابت است. مشائین که نفى تشکیک از ماهیت کردند، ماهیت به این معنا منظورشان بود یعنى مفهوم این حیوان، همانطوریکه نسبت به همۀ افراد على التواطى صدق مىکند، همینطور مفهوم سواد نسبت به همۀ افراد به یک نحو صدق مىکند الاّ اینکه همانطوریکه در خارج وجود خارجى غنم اصغر از وجود خارجى بقر است وجود خارجى اسود در خارج هم ممکن است اضعف از اسود دیگر باشد. در مسئلۀ مقدار این قضیه خیلى مشخص است که توضیح دادم و عرض کردم که ما در مورد کیف قبول نداریم. در مسئلۀ مقدار که مسئلۀ کم است و همینطور بهخصوص در مسئلۀ عدد که کمّ منفصل باشد یا خط که کمّ متصل باشد یا زمان که کم متصل باشد و امثالذلک غیر قارّ الذات، در همۀ اینها مفهوم این ماهیت به یک منوال صدق مىکند یعنى به یک منوال مقدار صدق مىکند، هم بر خط ده سانت و هم بر خط پنجاه سانت، به یک منوال صدق مىکند.
بله! وجود خارجى آن خط مانند وجود خارجى غنم و بقر متفاوت است که آن وجود خارجى این خط در مقام مقایسۀ با خط دیگر کموزیاد برمىدارد، اشتداد و ضعف برمىدارد. چه اینکه وجود خارجى غنم لو خلّی و طبعه درنظر بگیرید اصلاً کموزیاد معنا ندارد و غنم، غنم است. فرض کنید که شما چشمتان باز شود و نگاهتان به یک گوسفند در دنیا بیفتد، آیا اصلاً تصور مىکنید که این چند کیلو است؟ اصلاً تصور مىکنید کوچکتر از یک حیوان دیگر است؟ اصلاً تصور مىکنید این بزرگتر از یک حیوان دیگر است؟ نه! فقط خود حیوان را تصور مىکنید. بعد که یکدفعه یک گاو کنارش مىگذارند شما نگاه مىکنید در مقایسه با او مىبینید این کوچکتر است، همۀ این مطالب در مقام مقایسه است اما در مقام نظرۀ به خود آن مصداق خارجی، نه صغر در ذهن مىآید، نه کبر در ذهن مىآید، نه توسطى در ذهن مىآید، نه ثقلش در ذهن مىآید، حتى رنگش درنظر شما نمىآید که آیا غنم دیگری داریم که اگر یک غنم سفیدى آوردند آیا غنم اسود هم داریم یا نداریم؟! یا غنم احمر هم داریم یا نداریم؟ نه! اصلاً این مطالب درنظر نیست، خود نفس این حیوان مورد نظر است.
