
تشکیک در ماهیات و دیدگاه فلاسفه
تحلیل تفاوتهای ماهوی و وجودی در مکاتب فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله تشکیک در ماهیات و اختلاف دیدگاه میان مشائیون و رواقیون میپردازند. بحث با تبیین جایگاه مفهوم و مصداق در فلسفه آغاز شده و این پرسش مطرح میشود که آیا اشتداد و ضعف در ماهیت، موجب اختلاف نوعی میشود یا خیر. استاد با تحلیل دقیق مبانی صدق مفهوم بر افراد، تفاوت نگاه مشائیون که قائل به تواطی مفاهیم هستند را با دیدگاه رواقیون و شیخ اشراق که تشکیک را در ماهیات نیز جاری میدانند، بررسی میکنند. در ادامه، با تفکیک میان هویت خارجی و مفهوم ذهنی، به این نتیجه میرسند که در حقایق بسیطه مانند کیف، اشتداد ماهوی قابلقبول است. این جلسه با نگاهی به سیر تاریخی تدریس فلسفه در حوزههای علمیه و اهمیت جایگاه حکیمان در حفظ مبانی اصیل معرفتی به پایان میرسد تا مخاطب با درک عمیقتری از پیوند میان مباحث انتزاعی فلسفی و واقعیتهای وجودی آشنا شود.
تشکیک در ماهیات و دیدگاه فلاسفه
3بله! آن حصهای که از وجود مىبرند ـ نه به معناى مفهومی بلکه بهعنوان اسم مصدری یعنى به همان عنوان تحقق خارجى این وجود ـ آنها داراى مراتب مختلفى است، أین الثرىٰ مِن الثریا و أین الأرض من السّماء. هرکدام بهحسب مراتب خودشان چیزهاى خاص خودشان و موقعیت خاص خودشان را دارند پس حصهاى که اینها از وجود دارند، در خارج مابهالاِشتراک در این افراد عین مابهالاِختلاف آنها است زیرا چیزى را ندارند از خارج که غیر از وجود به آنها عارض بشود و او باعث اختلاف شود. در عین این قضیه خود مفهوم حقیقت موجود در اینجا تفاوت مىکند!
پس نکتۀ ظریفى که در اینجا هست که مرحوم آخوند به این نحوه و کیفیت این قضیه را در واقع به نفع اشراقیون و رواقیون چرخاندند این است که آن که ما قبلاً صحبت مىکردیم و بحث بود، این است که مفهوم ماهیت داراى مراتب اشتداد و ضعف باشد، در اینکه خود مفهوم ماهیت یعنى ماهیت سیاهی، خودش اشتداد و ضعف بردارد ما در مورد این قضیه صحبت مىکردیم نهاینکه در مصداق خارجى سیاهى اسود باشد. آن مصداق خارجى سیاهى که اسود باشد معلوم است که شدت و ضعف دارد، سیاهى پررنگ و سیاهى کمرنگ داریم، قرمزى پررنگ و قرمزی کمرنگ داریم، اینها مشخص است.
صحبت و مطلب این بود که مفهوم سیاهى یعنى نفس خود سیاهى بدون مصداق خارجی آیا شدت و ضعف برمیدارد یا نه؟ مشائیون قائل بودند به اینکه این شدت و ضعف برنمىدارد بهخاطر اینکه خود مفهوم مِن حیث هو مفهومٌ یک حد خاص خودش را دارد و از آن حد تعدّى نمىکند یعنى حد حیوان بهنحوى است مثلاً حد غنم که حیوانیت است بهاضافۀ خصوصیتى که آن فصل منوّع اوست، این فصل منوع باعث مىشود که این غنم از غنمیت خودش تجاوز نکند و در حریم بقر داخل نشود، بقر هم براى خودش یک جنس دارد و یک فصل منوّع دارد و آن فصل باعث مىشود که بقر از حریم خود تجاوز نکند و داخل در حریم ابل نشود. هرکدام از اینها حریم خاص خودشان را دارند که ماهیت آنها را تشکیل میدهد و به این ماهیت و حد و مفهوم مىگویند یعنى همان مفهوم ماهیتى خود آن شیء را مىگویند.
