اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تشکیک در ماهیات و دیدگاه فلاسفه

تحلیل تفاوت‌های ماهوی و وجودی در مکاتب فلسفی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله تشکیک در ماهیات و اختلاف دیدگاه میان مشائیون و رواقیون می‌پردازند. بحث با تبیین جایگاه مفهوم و مصداق در فلسفه آغاز شده و این پرسش مطرح می‌شود که آیا اشتداد و ضعف در ماهیت، موجب اختلاف نوعی می‌شود یا خیر. استاد با تحلیل دقیق مبانی صدق مفهوم بر افراد، تفاوت نگاه مشائیون که قائل به تواطی مفاهیم هستند را با دیدگاه رواقیون و شیخ اشراق که تشکیک را در ماهیات نیز جاری می‌دانند، بررسی می‌کنند. در ادامه، با تفکیک میان هویت خارجی و مفهوم ذهنی، به این نتیجه می‌رسند که در حقایق بسیطه مانند کیف، اشتداد ماهوی قابل‌قبول است. این جلسه با نگاهی به سیر تاریخی تدریس فلسفه در حوزه‌های علمیه و اهمیت جایگاه حکیمان در حفظ مبانی اصیل معرفتی به پایان می‌رسد تا مخاطب با درک عمیق‌تری از پیوند میان مباحث انتزاعی فلسفی و واقعیت‌های وجودی آشنا شود.

تشکیک در ماهیات و دیدگاه فلاسفه

1
  • درس پانصد و هفتاد و هشتم

  • جمع‌بندی میان دیدگاه رواقیون و مشائیون در مسئلۀ تشکیک و وحدت کیفیات (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • در بحث گذشته راجع به مقام دوم ـ که عبارت از اختلاف نوعى در اشتداد و ضعف هست یا نه ـ عرض شد که مرحوم آخوند نظر رواقیین و شیخ اشراق را در اینجا دارند که تشکیک در ماهیات موجب اختلاف نوع نخواهد بود. دلیلی که بر این مسئله ذکر مى‌کنند آن مطلبى است که ایشان در باب وجود قبلاً ذکر کردند بر اینکه وجود یک حقیقت واحده‌ای است که این حقیقت واحده داراى افراد مختلفى است، گرچه این افراد در خارج باهم اختلاف دارند و اختلافشان اختلاف نوعی است و چه‌بسا از نقطه‌نظر تجرد و ماده باهم اختلاف دارند، وجودات مجرده چه ربطى به وجودات مادى دارند؟ ولکن در صدق حقیقت وجود بر آنها، نه صدق ماهیت. یک‌وقت بحث صدق ماهیت است، فرض کنید شیئى یک محدودۀ خاصى دارد و هرکدام از اینها متناسب با همان ماهیت خودشان مصداق براى آن طبیعت مرسله قرار مى‌گیرند.

  • هیچ‌وقت نمی‌توانیم اسم موجود مادى را به موجود مجرد اطلاق کنیم و نمى‌توانیم اسم موجود مجرد را بر موجود مادى اطلاق کنیم. شما نمى‌توانید به یک درخت بگویید که این از مصادیق عالم نفس است یا به یک حجر نمى‌توانید بگویید که از مصادیق عقل کلی است چون این جاى خودش را دارد و آن جاى خودش را دارد. شما به یک حیوان نمى‌توانید بگویید که از مصادیق ملک هست چون وجود آنها وجود مجردی است و این وجود مادی است و بالعکس.

  • مابه‌الاِشتراک تمام اشیاء خارجی

  • بنابراین همان‌طوری‌که هرکدام از این اشیاء خارجی داراى ماهیت خاص هستند و مصداق براى یک ماهیت هستند ولى درعین‌حال در یک مسئله مابه‌الاِشتراک دارند و آن اطلاق لفظ موجودٌ هست و حصه‌اى که اینها از وجود مى‌برند. آن حصه‌اى که اینها از وجود مى‌برند، همان حصه‌ای است که سایر اشیاء دیگر از وجود مى‌برند. گرچه به‌واسطۀ عوارض خارجی [باشد]، نه عوارض خارج از وجود، چون ما چیزى خارج از وجود نداریم.