
وحدت حقیقت وجود و کثرت مصادیق خارجی
تبیین دیدگاه رواقیون در عدم اختلاف انواع در مراتب وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه رواقیون و مشائیون پیرامون مسئله تشکیک و وحدت کیفیات میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که چگونه حقیقت وجود، با وجود کثرت و تفاوت مصادیق خارجی، یک حقیقت واحد و یکسان باقی میماند. استاد با بهرهگیری از مثالهایی همچون مراتب حرارت و نسبت ابوّت، نشان میدهند که تفاوت در شدت و ضعفِ افراد، موجب تغییر در حقیقتِ آن ماهیت نمیشود. در ادامه، تفاوت دیدگاه مشائیون و رواقیون در مسئله اشتداد مورد تحلیل قرار میگیرد و این نتیجه حاصل میشود که بنا بر مبنای رواقیون، مراتب مختلفِ یک حقیقت، موجب تعدد انواع نمیگردد. این جلسه با تأکید بر این اصل که اختلاف در افراد خارجى، به عوارض بازمیگردد نه به ذاتِ حقیقت، به تبیین دقیق جایگاه رواقیون در فلسفه میپردازد تا مخاطب بتواند نسبت میان وحدت ماهیت و کثرت مراتب را در عالم خارج بهدرستی درک کند.
وحدت حقیقت وجود و کثرت مصادیق خارجی
4امام هادى علیهالسّلام که فرزندان متعددى داشت، آنها مختلف بودند یک فرزند امام هادى، امام حسن عسکرى علیهالسّلام مىشود و یک فرزند امام هادى حضرت سید محمد مىشود و یک فرزند امام هادى جعفر کذاب با آن کیفیت مىشود. از نظر انتساب و أبوّت به امام هادى همه یکسان هستند یعنى حضرت امام حسن عسکرى علیهالسّلام به همان مقدار منتسب به امام هادى است که به همان مقدار جعفر کذاب منتسب است و تفاوتى از این نقطهنظر ندارد. حالا این کجا و آن کجا؟!
بنابراین در مسئلۀ وجود، حقیقت وجود نسبت به همۀ افراد به یک نسق صادق است و اختلافى از این نقطهنظر ندارد. بله! خود آن فرد خارجى وجود، داراى مراتب مختلفى از نقطهنظر هویت خودش و ماهیت خودش است یعنى هم هویت هم ماهیت، هردوى اینها یک تشکل خاصى را براى این بهوجود آوردهاند.
لذا در این مسئله، مرحوم آخوند از یک نقطهنظر جانب رواقیین را دارد که این قضیه مثل قضیۀ وجود است و وجود چنانچه باعث اختلاف نوعى در افراد ذاتى خودش نمىشود همینطور در مراتب تشکیک در کم و در کیف، در حرارت، در بیاض، در مقدار، در این موارد مختلف، مراتب اشتداد و ضعف، طولانیتر بودن و ناقصتر بودن، اولویت داشتن و اقدمیت، اتمّیت داشتن و انقصیت، اینها موجب اختلاف در افراد نمىشود. این حقیقت یکی است.
از طرف دیگر مرحوم آخوند جانب اشراقیین را گرفته است که گفتهاند که یک حقیقت واحده نمىشود، صدق این عدم اشتداد شدت برنمىدارد منظور آنها به خود نفس ذات ماهیت است که خود ذات ماهیت مِن حیث هى هی، صدقش نسبت به همۀ افراد تفاوتى ندارد و لذا اشکال صاحب مطارحات بر آنها وارد نیست ولکن در افراد خارجی اینطور نیست و در آنجا ما مىبینیم که این مرتبه، مرتبۀ اشتدادیت و ضعفیت وجود دارد مثل اسودیت و امثالذلک که خود مشتق در صدق نسبت به چیز اختلاف پیدا مىکند. سیاهى اختلاف ندارد، سیاه اختلاف دارد. سیاهى یک مفهومی است که نسبت به همۀ افرادش علیالسواء است ولکن سیاه اختلاف دارد که این عبارت اسود عبارت از همان فرد خارجى است که آن اختلافش را از مبدأ اشتقاق مىگیرد. این مقام اول تمام شد و در اینجا تمایل مرحوم آخوند به رواقیون در اینجا بهنظر مىرسد.
