اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت حقیقت وجود و کثرت مصادیق خارجی

تبیین دیدگاه رواقیون در عدم اختلاف انواع در مراتب وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه رواقیون و مشائیون پیرامون مسئله تشکیک و وحدت کیفیات می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که چگونه حقیقت وجود، با وجود کثرت و تفاوت مصادیق خارجی، یک حقیقت واحد و یکسان باقی می‌ماند. استاد با بهره‌گیری از مثال‌هایی همچون مراتب حرارت و نسبت ابوّت، نشان می‌دهند که تفاوت در شدت و ضعفِ افراد، موجب تغییر در حقیقتِ آن ماهیت نمی‌شود. در ادامه، تفاوت دیدگاه مشائیون و رواقیون در مسئله اشتداد مورد تحلیل قرار می‌گیرد و این نتیجه حاصل می‌شود که بنا بر مبنای رواقیون، مراتب مختلفِ یک حقیقت، موجب تعدد انواع نمی‌گردد. این جلسه با تأکید بر این اصل که اختلاف در افراد خارجى، به عوارض بازمی‌گردد نه به ذاتِ حقیقت، به تبیین دقیق جایگاه رواقیون در فلسفه می‌پردازد تا مخاطب بتواند نسبت میان وحدت ماهیت و کثرت مراتب را در عالم خارج به‌درستی درک کند.

وحدت حقیقت وجود و کثرت مصادیق خارجی

3
  • مثلاً شما چاقویى دست بگیرید و بعد با نوک این چاقو داخل چشم یکى فرو کنید. حالا این با نوک چاقو که شما در چشم یکى فرو مى‌کنید این چشم را کور مى‌کند لازم نیست که تا ته دسته داخل چشمش کنید تا از آن‌طرف مغزش هم دربیاید! نه! اگر مقصود کور کردن است، سرش هم کفایت مى‌کند. مى‌گوییم که آقا! این چاقو با این سرش کور کرد! اگر بخواهی همین‌طورى آن را در شکم بزنید و از کمرش بیرون بیاید! این‌هم وقتى که شما مى‌گویید که من از این خط عبور کردم، دیگر این عبور کردن زیاد و کم ندارد. صد کیلومتر باشد شما عبور کردید و این به عبور کردن کار ندارد. عبور کردن تجاوز از یک نقطه و یک خط تجاوز کردن است. این را معناى عبور کردن مى‌گویند و لذا ایشان مى‌فرمایند که روى این جهت رواقیین و شیخ اشراق که قائل به اشتداد هستند، مسئلۀ اینها مسئلۀ وجود است که چطور در مسئلۀ وجود، افراد خارجى وجود موجب اختلاف حقیقت نوعیۀ وجود نیستند. خودشان باهم اختلاف دارند! یکى حیوان است، یکى حجر است. بین حجر و حیوان اختلاف است، اختلاف از زمین تا آسمان است، یکی ماده است و یکی مجرد است. ماده کجا و مجرد کجا! ولکن در اطلاق وجود حرف هست. در اینکه در حقیقت وجود اینها داخل در مسئلۀ وجود بشوند و اطلاق حقیقت وجود به‌عنوان یک طبیعت ـ منظور از طبیعت ماهیت نیست، به‌عنوان یک حقیقت، طبیعت در اینجا به معناى حقیقت است ـ مرسله بر همۀ این افراد، چه ماده و چه مجرد آیا کم‌وزیاد دارد یااینکه کم‌وزیاد ندارد؟ گرچه خود اینها در خارج نسبت به همدیگر اختلاف دارند ولى خود این وجود نسبت به اینها اختلاف ندارد.

  • تمثیلی برای فهم وحدت وجود و کثرت مراتب

  • مثل اینکه پدرى که چند فرزند دارد هرکدام از اینها داراى خصوصیاتى هستند، یکى از اینها بقّال مى‌شود، یکى از اینها دانشکده مى‌رود و مهندس مى‌شود و یکى در حوزه مى‌آید و مجتهد مى‌شود. هرکدام از اینها ارتباطى با دیگرى ندارد، آن کسی که مجتهد است کجا و آن دوتای دیگر کجا؟! اصلاً چه ارتباطی با همدیگر دارند؟! از نقطه‌نظر ارزش و مقدار تفاوت ندارند! این تفاوتى که اینها با همدیگر دارند و تفاوتشان بینَ‌ الأرض و السماء هست، موجب تفاوت صدق ابوّت بر اینها نمى‌شود. پدر بر همۀ اینها به یک نسق صادق است، هم پدر این است به همان اندازه پدر دومى است و به همان اندازه پدر سومى است، در پدر بودن فرقى نیست. حالا خودشان با همدیگر خیلى مراتب دارند خودشان می‌دانند، خودشان با همدیگر اختلاف دارند به‌واسطۀ عروض عوارض و اطلاعات و معلومات و سایر خصوصیات مستحسنه یا خصوصیات قبیحه هرکدام از اینها داراى صفات خاص خودشان هستند و این به ابوّت کار ندارد.