اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت حقیقت وجود و کثرت مصادیق خارجی

تبیین دیدگاه رواقیون در عدم اختلاف انواع در مراتب وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه رواقیون و مشائیون پیرامون مسئله تشکیک و وحدت کیفیات می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که چگونه حقیقت وجود، با وجود کثرت و تفاوت مصادیق خارجی، یک حقیقت واحد و یکسان باقی می‌ماند. استاد با بهره‌گیری از مثال‌هایی همچون مراتب حرارت و نسبت ابوّت، نشان می‌دهند که تفاوت در شدت و ضعفِ افراد، موجب تغییر در حقیقتِ آن ماهیت نمی‌شود. در ادامه، تفاوت دیدگاه مشائیون و رواقیون در مسئله اشتداد مورد تحلیل قرار می‌گیرد و این نتیجه حاصل می‌شود که بنا بر مبنای رواقیون، مراتب مختلفِ یک حقیقت، موجب تعدد انواع نمی‌گردد. این جلسه با تأکید بر این اصل که اختلاف در افراد خارجى، به عوارض بازمی‌گردد نه به ذاتِ حقیقت، به تبیین دقیق جایگاه رواقیون در فلسفه می‌پردازد تا مخاطب بتواند نسبت میان وحدت ماهیت و کثرت مراتب را در عالم خارج به‌درستی درک کند.

وحدت حقیقت وجود و کثرت مصادیق خارجی

2
  • پس این اختلافى که الآن بین مرتبۀ بعد با مرتبۀ قبل هست، اختلاف فردی است که به‌واسطۀ عوارض خارجى پیش آمده است یعنى اضافه شدن یک مرتبۀ از حرارت به مرتبۀ دیگر از حرارت، نه‌اینکه در خود مفهوم حرارت در اینجا تفاوتی وجود داشته باشد و شدت و ضعف در خود مفهوم و حراریتّش ـ که جنبۀ مصدری دارد ـ وجود داشته باشد و این حراریتش از حرارت اقویٰ باشد! حرارت عبارت از دماء بعد از صفر است و برودت دماء قبل از صفر است البته وقتى که نسبت به شیء دیگر مقایسه مى‌شود ما همین لفظ را هم مى‌بینیم.

  • فرض کنید این کتابى که الآن هست، اگر حرارت دست من سى درجه باشد، این احساس سردى که در این کتاب نسبت به انگشتان من پیدا مى‌شود، حکایت از این مى‌کند که مثلاً حرارت جلدش بیست درجه است. گرچه از نظر اصطلاحی و عرفى اطلاق نمى‌شود ولى از نظر حقیقت لغویه خودش به این برودت گفته نمى‌شود چون برودت به معناى تحت صفر است و حرارت به معناى فوق صفر است و این حرکتى که الآن در اینجا به‌وجود آمده است و همین‌طور بالا رفته است، در همۀ اینها فوق صفر بودن صدق مى‌کند. «فوق صفر» فوق صفر است دیگر، چه در درجۀ یک باشد چه درجۀ صد باشد، در هردو کیفٌ له خاصیةٌ و هو فوقَ الصفر. این مفهوم بدون کم و زیاد بودن در اینجا نسبت به او صدق مى‌کند. فوقیت که ما نداریم، بالاتر بودن که نداریم. فوق یعنى آن که از این مرحله تجاوز کند. در «تجاوز کردن از این مرتبه» که بیشتر و کمتر نداریم. وقتی که شما از این خط عبور مى‌کنید از این خط تجاوز کرده‌اید، چه یک قدم جلو بروید، چه صد کیلومتر جلو بروید بالأخره از خط تجاوز کرده‌اید. لذا این مطلب معنا ندارد چون «بیشتر و کمتر تجاوزکردن» نداریم. بله، آن فردى که در خارج تحقق پیدا مى‌کند، خود آن «فرد از تجاوز شده» داراى خصوصیات مختص به خودش است. این شخص مى‌گوید که من ده متر تجاوز کرده‌ام، آن شخص مى‌گوید که من صد متر تجاوز کرده‌ام و او مى‌گوید که صد کیلومتر تجاوز کرده‌ام. ما از این خط و خود آن مسئله عبور کرده‌ایم اما در اصل تجاوز فرق نمى‌کند.