اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین دیدگاه مشاء درباره تشکیک در ماهیات

بررسی تفاوت‌های فردی و ماهوی در مقولات کم و کیف

0
اسفار
اسفار

این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه حکمای مشاء درباره مسئله تشکیک در ماهیات می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با تحلیل کلام مرحوم آخوند، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا ماهیات در ذات خود دچار شدت و ضعف می‌شوند یا خیر. محور اصلی بحث بر این است که در مقولاتی مانند «کم»، اختلاف در افراد خارجی به معنای اختلاف در اصل ماهیت نیست، بلکه ناشی از خصوصیات فردی است که عقل با کمک وهم آن‌ها را انتزاع می‌کند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان مقولات «کم» و «کیف» مورد واکاوی قرار می‌گیرد و این نکته مطرح می‌شود که برخلاف مقوله کم، در برخی کیفیات و حرکت، می‌توان قائل به مراتب در خودِ مفهوم شد. این درس با پاسخ به اشکال صاحب مطارحات بر مشائین، به این نتیجه می‌رسد که فصلی که در افراد خارجی سواد مطرح می‌شود، فصل مقسّم جنس نیست، بلکه به فردیت خارجی بازمی‌گردد.

تبیین دیدگاه مشاء درباره تشکیک در ماهیات

7
  • اما در مسئلۀ کیف به‌نظر مى‌رسد که حق با صاحب مطارحات و رواقیین باشد، چرا؟ چون در مسئلۀ کیف مثلاً در سواد که درنظر بگیرید، ما خود مفهوم سواد را در ذهن خود داراى شدت و ضعف مى‌بینیم اصلاً به فرد کار نداریم. خود مفهوم سواد که عبارت از قبض بصر است، قبض بصر که یک اندازه نیست. من الآن یک مثال مى‌زنم؛ مى‌خواهم دستم را ببندم، الآن انگشتان من باز است و الآن در یک حرکت وضعى شما مى‌بنیید داراى وضع متغیر مى‌شود، حالا که باز است این انگشتان شروع به بالا آمدن می‌کند، اینجا را بسته نمى‌گویند، هنوز هم بسته نمى‌گویند، نگاه کنید! حالا همین‌که به اینجا رسید مى‌گویند که دست در حال بسته شدن است ولی هنوز یک مقدار مانده است، یک فشار بیشتر مى‌دهم دوباره بیشتر بسته مى‌شود و دوباره یک فشار بیشتر مى‌دهم تا جایى که دیگر فشار فایده ندارد و خود دستم درد مى‌گیرد. این دست از آن نقطه‌اى که این وضع [در حال بسته شدن است] تا نقطۀ آخر صدق قبض در ید مى‌کند و در تمام مواردش به آن قبض مى‌گویند و بینهما متوسطاتٌ.

  • حالا در این صدقِ قبض کردن نگاه کنید آن‌وقت مى‌گویید که آقا دستشان را بیشتر بسته است! باز کن پول را بده! چنان گرفتى و نمى‌دهى و سفت چسبیدی. یک‌وقت این‌طور [باز] است برمى‌دارند، یک‌وقت چنان سفت مى‌چسبد که عزرائیل هم نمى‌تواند از تو بگیرد، این‌طورى قبض مى‌کنی! یک‌وقت شُل است و عزرائیل مى‌تواند مقداری انگشتان را باز کند. آدم اگر مى‌بندد [حداقل] سفت نبندد، [نه‌اینکه] چنان ببندد که عین آهن شود که آن‌هم مجبور است جوشکاری برود و جوش را باز کند لذا آدم خیلى دردش مى‌آید! نه مقداری راحت باشد.

  • اینکه الآن در این حالت قبض هست، الآن ما در خود مفهوم قبض تفاوت مى‌بینیم و به مصداق کار نداریم یعنى ما مى‌بینیم که خود مفهوم قبض از نظر مفهومیت در ذهن داراى مراتب مختلف است و اصلاً ما به فرد خارجى کار نداریم. بله! مقدار داراى مراتب نیست، مقدار الحدّ بینَ النقطتین است، این مرتبه ندارد، حدّ بین دو نقطه که کم‌و‌زیاد ندارد. اینکه مى‌خواهد برای فرد خارجى منطبق شود کم‌و‌زیاد دارد ولى در مورد کیف یا در سایر مقولات دیگر، این مسئله هم در آنجا مى‌آید مثلاً در مورد خود کم و در مورد وضع، به‌خصوص این قضیه در آنجا هست که آن نحوۀ وضع در آنجا صدق مى‌کند یا در خود نفس حرکت، اشتداد و ضعفى که در حرکت هست، این اشتداد و ضعف در خود ماهیت حرکت هست یا در فرد خارجی هست؟! ما در مفهوم حرکت، اشتداد و ضعف مى‌بینیم.