اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین دیدگاه مشاء درباره تشکیک در ماهیات

بررسی تفاوت‌های فردی و ماهوی در مقولات کم و کیف

0
اسفار
اسفار

این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه حکمای مشاء درباره مسئله تشکیک در ماهیات می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با تحلیل کلام مرحوم آخوند، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا ماهیات در ذات خود دچار شدت و ضعف می‌شوند یا خیر. محور اصلی بحث بر این است که در مقولاتی مانند «کم»، اختلاف در افراد خارجی به معنای اختلاف در اصل ماهیت نیست، بلکه ناشی از خصوصیات فردی است که عقل با کمک وهم آن‌ها را انتزاع می‌کند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان مقولات «کم» و «کیف» مورد واکاوی قرار می‌گیرد و این نکته مطرح می‌شود که برخلاف مقوله کم، در برخی کیفیات و حرکت، می‌توان قائل به مراتب در خودِ مفهوم شد. این درس با پاسخ به اشکال صاحب مطارحات بر مشائین، به این نتیجه می‌رسد که فصلی که در افراد خارجی سواد مطرح می‌شود، فصل مقسّم جنس نیست، بلکه به فردیت خارجی بازمی‌گردد.

تبیین دیدگاه مشاء درباره تشکیک در ماهیات

3
  • خنک آن زمانی که ساقی تو باشی***بریزی تو بر ما قدح‌های جانی
  • ز سر گیرد این دل عروج منازل***ز سر گیرد این تن مزاج جوانی
  • خنک آن زمانی که هر پارۀ ما***به رقص اندرآید که رَبّی سَقانی1
  • ‌خلاصه در آن زمان همه جوان مى‌مانند و دیگر مسئله معلوم است! فرض کنید که حضرت عنایتى مى‌کنند، دوائى مى‌آورند، گیاهى یا چیزى به مردم مى‌دهند تا بخورند تا همۀ اینها جوان بمانند و مشکلات هم حل شود و طبعاً شما مى‌دانید که 98 درصد مشکلات به همین مسائل برمى‌گردد و دیگر طبعاً محاکم و محل اختلاف ـ اخیراً درآمده است، چه می‌گویند؟! حل اختلاف ـ و امثال‌ذلک هم کم‌کم منتفى مى‌شود و علىٰ‌کلّ‌حال اینها مسائل مهمى است! یااینکه بالأخره از این دود و گاز و چیزهایى که براى سلامتى انسان مضر است بساطش برچیده مى‌شود و کیفیت تغذیه‌ها همه عوض مى‌شود.

  • راه‌کار طب قدیم برای افزایش عمر

  • علىٰ‌کلّ‌حال خیلى مطالب هست که ما به آنها جهل داریم و خود اطباء هم می‌گویند و دربارۀ این مسئله در طب قدیم صحبت شده است که اگر انسان هر ماده‌ای را در موقع خاص نیاز بدن به بدن برساند [عمر بیشتری خواهد داشت]. در طب قدیم در وهلۀ اول بقاى عمر را بر آرامش اعصاب مى‌دانستند و می‌گفتند این مسئله در درجۀ اول اثر حیاتی نسبت به سلامتی و مرض دارد، در وهلۀ دوم اقتضاء و نیاز هر مزاج انسان نسبت به اکل و شرب او است. این دو قضیه اگر مراعات شود عمر بشر حدى ندارد و این اصلاً مبناى طب قدیم بود و مى‌گفتند که حداقل حداقل مسئلۀ عمر، باید چهارصد سال باشد و بیشتر هم که [مطلوب است] و بر همین اساس است آنهایى که عمر مى‌کردند.

  • کیفیت نامناسب اکل انسان فی زماننا هذا

  • الآن که اصلاً به‌طورکلى همه چیز به هر نحوى تغییر کرده است و با این وضع و اوضاع معلوم نیست که چه خواهد شد! خواب شب‌ها ساعت یک نصف شب! از آن‌طرف‌ صبح نیم‌ ساعت یا یک‌ ساعت بعد از آفتاب [بیدار می‌شوند]! نه خواب معلوم شد و نه غذایی! شب که نباید چیزى خورد، مى‌خورند و آن‌وقت صبح که مهم است، بیدار مى‌شوند و سرکار مى‌روند و انگارنه‌انگار! نه چایى می‌خورند نه چیزى و اصلاً به‌طورکلی کل سیستم بدن تغییر کرده است، سیستم تغذیه و آرامش و مقدار فعالیت عوض شده است.

    1. دیوان شمس، غزل ۳۱۱۹.