
تبیین دیدگاه مشاء درباره تشکیک در ماهیات
بررسی تفاوتهای فردی و ماهوی در مقولات کم و کیف
این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه حکمای مشاء درباره مسئله تشکیک در ماهیات میپردازد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با تحلیل کلام مرحوم آخوند، به بررسی این پرسش میپردازند که آیا ماهیات در ذات خود دچار شدت و ضعف میشوند یا خیر. محور اصلی بحث بر این است که در مقولاتی مانند «کم»، اختلاف در افراد خارجی به معنای اختلاف در اصل ماهیت نیست، بلکه ناشی از خصوصیات فردی است که عقل با کمک وهم آنها را انتزاع میکند. در ادامه، تفاوت ماهوی میان مقولات «کم» و «کیف» مورد واکاوی قرار میگیرد و این نکته مطرح میشود که برخلاف مقوله کم، در برخی کیفیات و حرکت، میتوان قائل به مراتب در خودِ مفهوم شد. این درس با پاسخ به اشکال صاحب مطارحات بر مشائین، به این نتیجه میرسد که فصلی که در افراد خارجی سواد مطرح میشود، فصل مقسّم جنس نیست، بلکه به فردیت خارجی بازمیگردد.
تبیین دیدگاه مشاء درباره تشکیک در ماهیات
1درس پانصد و هفتاد و ششم
فصل الخطاب در مسئلۀ اختلاف در ماهیت
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
کلام در مطلب مشاء بود و تبیین و توضیح مرحوم آخوند نسبت به مقام اول که تعلق تشکیک به ماهیات و عدم تعلق تشکیک به ماهیات بود. مسئله به اینجا رسید که مرحوم آخوند نظر مشاء را نسبت به عدم تعلق تشکیک بیان کردند و همانطور رواقییون که به استناد کلام شیخ اشراق قائل به تشکیک در ماهیات بودند.
وجود امتیاز در فرد خارجی، نه در اصل جنس
صحبت در مقام حکومت و فصل خطاب در این مسئله به اینجا رسید که خود اصل جنس تشکیک برنمىدارد و خود کیف و کم قابل براى تشکیک نیستند بلکه در اینجا فرد خارجى است که در آن فرد امتیازى هست که آن امتیاز [آن] را از فرد دیگر جدا مىکند، نهاینکه در صدق خود اصل کیف مطلق و یا مقدار مطلق در او این اختلاف وجود داشته باشد و به عبارت دیگر در خود اصل سواد مطلق اختلاف وجود ندارد، در فرد خارجى اختلاف وجود دارد که آن اختلاف فرد خارجى موجب اختلاف در صدق مشتق خواهد شد.
شما به یکى مىگویید: اسود. به یکى مىگویید: أشدُّ سواداً. به یکى مىگویید: أخفُّ سواداً. خود صدق مشتق ـ نه مبدأ اشتقاق ـ بهخاطر امتیاز خارجى فرد اختلاف پیدا مىکند و افعل التفضیل مىگیرد. این سواد فىحدّنفسه این کار را انجام نمىدهد بلکه آن امتیاز است که موجب این خواهد شد و همان فصل او خواهد شد. در واقع ما مىتوانیم شبیه فصل بگوییم، نه خود فصل. گرچه در اینجا مرحوم آخوند بهعنوان فصل ذکر کردهاند ولکن منظور ایشان در اینجا شبهفصل است یعنى خود آن مشخصۀ خارجى مىآید و افراد آن سواد و خود فرد را به جنس و فصلهایى تبدیل مىکند. یک جنس آن سوادیت در فرد است و مابهالاِمتیاز یک فصل آن عبارت از همان خصوصیت نوعیۀ آن فرد است که آن خصوصیت نوعیه موجب شده است که صدق مشتق بر او اشد و اقوىٰ باشد.
