اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین تشکیک در ذات و ذاتیات

تحلیل تفاوت مفهوم و مصداق در مقولات فلسفی

14٬048
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق دیدگاه شیخ اشراق و مشائین پیرامون مسئله تشکیک در ذات و ذاتیات می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که آیا ماهیت و ذاتیات اشیاء، مانند مقولات کم و کیف، قابلیت اشتداد و ضعف دارند یا خیر. استاد با تفکیک میان «مفهوم» و «مصداق»، توضیح می‌دهند که در حمل اولی و تواطی، مفهوم ماهیت ثابت است و تشکیک‌بردار نیست؛ اما در مقام مصداق و فرد خارجی، تفاوت‌هایی وجود دارد که گاه موجب توهم تشکیک در ذات می‌شود. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های مشائین و اشراقیون، روشن می‌شود که اختلاف در شدت و ضعف، نه در خودِ ماهیت، بلکه در مصداق کلی ذهنی و خصوصیات فردی خارجی ریشه دارد. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهم‌های رایج در باب تقابل و تضاد در مراتب ماهوی، به تبیین دقیق جایگاه مقایسه و نقش ذهن در ترسیم این مراتب می‌پردازد.

تبیین تشکیک در ذات و ذاتیات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق دیدگاه شیخ اشراق و مشائین پیرامون مسئله تشکیک در ذات و ذاتیات می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که آیا ماهیت و ذاتیات اشیاء، مانند مقولات کم و کیف، قابلیت اشتداد و ضعف دارند یا خیر. استاد با تفکیک میان «مفهوم» و «مصداق»، توضیح می‌دهند که در حمل اولی و تواطی، مفهوم ماهیت ثابت است و تشکیک‌بردار نیست؛ اما در مقام مصداق و فرد خارجی، تفاوت‌هایی وجود دارد که گاه موجب توهم تشکیک در ذات می‌شود. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های مشائین و اشراقیون، روشن می‌شود که اختلاف در شدت و ضعف، نه در خودِ ماهیت، بلکه در مصداق کلی ذهنی و خصوصیات فردی خارجی ریشه دارد. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهم‌های رایج در باب تقابل و تضاد در مراتب ماهوی، به تبیین دقیق جایگاه مقایسه و نقش ذهن در ترسیم این مراتب می‌پردازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین تشکیک در ذات و ذاتیات

5
  • تا حالا شده است که بگویید: حیوان ناطق؟ البته تا حالا این‌طورى صحبت نکردید، باید یک طلبه این‌طورى حرف بزند! عیالش بگوید که چه کسی زنگ زد؟ [او بگوید که] یک حیوان ناطق! مى‌گوید: اى داد! شوهر کردم، ببین چه از آب درآمد! مى‌گوید که حیوان ناطق دم درآمد!

  • بنده خدایى ـ الآن زنده است و معمم است ـ مى‌گفت که با دو نفر دم منزل آقاى مطهری ـ خدا او را بیامرزد ـ رفتیم، آن دو نفر کت و شلوارى بودند و ما آخوند بودیم، پسر ایشان ـ نمى‌دانم کدام یک از پسران ایشان ـ آمد در را باز کرد و رفت به بابایش داد زد که بابا! بیا دوتا آدم با یک آخوند دم درآمدند بعد آقاى مطهری ـ البته این شخص هم شاگرد آقاى مطهرى بود، شوخ هم بود ـ مى‌گفت که پس تکلیف شما دوتا معلوم شد! گفت: بله! تکلیف کسى که پیش شما درس بخواند همین است! همین است که از آدمیت خارج است!

  • حالا این زن بگوید که شوهرش مى‌گوید که [حیوان ناطق آمد!]، شما از این حرف‌ها نزنید! یک حیوان ناطق آمد! یک‌دفعه چه تصورى از این حیوان ناطق است؟ حیوانیتی که آن است نمى‌آید. انسان در ذهن می‌آید. این انسانى که در ذهن هست ـ در بعضى موارد قابلیت شدت و ضعف دارد ـ قابلیت شدت و ضعف ندارد و در بعضى موارد آن مصداق قابلیت شدت و ضعف دارد که آن مصداق عبارت از همان مصداق کلى خطیت است، نه آن مفهوم! آن مفهوم على التواطی صادق بر آن مصداق کلى است.

  • یا فرض کنید که در مورد عدد على التواطی است، فرق نمى‌کند ولى همین‌که کمٌ قار ذو تعدّد و منفصل مى‌آید، خود مصداق کلى عدد در ذهن آمد که این مصداق کلى عدد شدت و ضعف دارد.

  • اینجاست که آن مطلبى را که من مى‌خواستم خدمتتان عرض کنم که گفتم: اگر از این راه وارد مى‌شدند ـ البته اینکه مرحوم آخوند ذکر کرده‌اند قدرى با این مسئله تفاوت دارد یعنی توضیح و دقت بیشترى شده است ـ و اگر از اول این معنا را به این کیفیت ذکر مى‌کردند دیگر اصلاً جا براى اشکال و اعتراض امثال شیخ و مشائین نبود و آن معنا این بود که شما در ذهنتان همیشه افراد خارجى را مدّنظر قرار مى‌دهید! فرد ذهنى را خودتان مقایسه کنید، راجع به فرد ذهنی که دیگر مصداق خارجى نیست. این اگر باشد افرادی هستند که داخل در تحت ماهیت هستند، آیا برای افراد ذهنی تشکیک قائل نیستید؟! یعنی خود ذهن! گرچه از خارج کمک می‌گیرد و مبدأ و منشأ برای همین تصور و تشکیل ماهیت و افرادش خارج هستند ولی بالأخره الآن صرف‌نظر از خارج، کسى که چشمش را ببندد افراد متفاوتِ اسود را فرض نمى‌کند؟ خب این افراد متفاوت اسود بدون فرد خارجى چگونه ترسیم مى‌شوند؟! به چه نحوى ترسیم مى‌شود؟! به‌خاطر همین است که دلیل خود این افراد متفاوت اسود بر این است که اینها در تحت یک مصداق عامی داخل هستند که آن مصداق عام قابل تشکیک است؛ یعنى همین‌که شما عدد شش با عدد ده را بدون تعین خارجی در ذهن تصور می‌کنید و می‌گویید که عدد شش از عدد ده انقص است، این نقصان و تمامیت از کجا آمد؟! از نفس خود ذهن این نقصان و تمامیت آمده است که ذهن در تشخیص ماهیات چیز دیگرى راه ندارد. ذهن که وجود خارجى ندارد.

/