
تبیین حقیقت وجود و اختلاف تشکیکی در ذاتیات
بررسی دیدگاه شیخ اشراق و ملاصدرا در تشکیک وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون «اختلاف تشکیکی» و نحوه صدق مفاهیم بر افراد میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه شیخ اشراق در باب تشکیک ذاتیات آغاز میشود که معتقد است تفاوت میان مراتب یک حقیقت، همچون تفاوت در شدت و ضعف سواد یا طول و کوتاهی خط، به نفسِ آن ذات بازمیگردد و نه به امری خارج از آن. در ادامه، استاد با تحلیل کلام بوعلی سینا و نقد و بررسی آن، تمایز ظریفی میان «مفهوم» و «هویت خارجی» قائل میشوند. ایشان توضیح میدهند که چگونه حقیقت وجود، علیرغم وحدت مفهومی و بساطت، در مراتب بروز و ظهور خود، هویات متفاوتی را میسازد که از نظر شدت و ضعف، تقدم و تأخر و کمال و نقص با یکدیگر متفاوتاند. این جلسه با هدف روشنسازی این نکته ارائه شده است که چگونه میتوان میان وحدت حقیقت وجود و کثرت مراتب آن، بدون خلط میان مقام ذات و مقام فرد خارجی، جمع کرد.
تبیین حقیقت وجود و اختلاف تشکیکی در ذاتیات
7اینکه الآن شما به این حرف مىخندید، اگر به این آقایانى که صاحب چه هستند بگویید، به شما مىخندند! یعنى مىگویند که عجب! پس آنجا خیلى عدم وسیعی است تااینکه عدم پشه یا عدم مگس! این چه حرفی است میزنید! آن شریکالباری خیلی عدم دارد! نمیشود تصور کرد! عدم زید [اینطور نیست]! تمام اینها بهخاطر این است که مقداری اینجا ـ عقل ـ مسئله دارد. این قضیه که عدم یک مفهوم واحد است، صدق این مفهوم واحد بر افراد یکسان و علیالسواء است. شریکالبارى نیست، نیست که نیست. تمام شد! نیست؟ بسیار خوب! زید هم نیست! الآن زید در اینجا نیست فرض کنید که در حیاط هست یا زید در خانهاش صبحانه مىخورد! این زیدى که نیست با شریکالبارى که نیست هردو یکى است الاّ اینکه آن فرد خارجى که عدم نسبت به او حمل میشود متعلقش هم فرق مىکند! آن متعلق زید است و آن متعلق شریکالبارى است، این قضیه به عدم چهکار دارد؟ همینطور هم مسئله به وجود است. وقتى که مىگوییم: واجب الوجود موجودٌ تااینکه بگوییم: زید موجودٌ هردو یکى است، هیچ تفاوتى نمىکند. وجود بر هردوی آنها به یک معنا و یک مفهوم صدق مىکند، وجود یعنى چه؟ یعنى بودن. بودن که کم و زیاد ندارد، بودن کم یا زیاد بودن! بودن وسط! بین بودنِ ممکن که این زید است و بین بودنِ خدا هم که متوسطاتٌ إلى غیر نهایة هزار یا صد میلیارد یا اصلاً بىنهایت بودن بودن بودن ...، تا بالا بیاییم چیست؟ اصلاً این مسئله خلاف است.
هویات خارجی، محط اختلاف در بحث وجود
بنابراین بهطورکلى در این مسئلۀ وجود و در مسئلۀ ذات و حقیقت ذات وجود بر فرد خارجى آن مفهومى که صدق مىکند علیالسواء است. پس اختلاف در چه آمده است؟ در نفس خود هویت خارجى آمده است و به صدق آن مفهوم کارى نداریم؛ یعنى خود هویت خارجی این وجود باهم اختلاف دارند. یکى کم است و یکى زیاد است، یکى حصۀ کمی از آن وجود برده است و یکى حصه بیشترى برده است. آن فرد خارجى است که باهم اختلاف دارند. درختچهاى که این مقدار است با آن درخت پانزده مترى هردو درخت هستند نهاینکه آن درختىاش بیشتر از این است! هردو درخت است، یک درخت یک مترى درخت است. من الآن مىبینم که در این باغچه درخت سرو یک متر و سى سانت است و آن درختى که در کنار آن هست فرض کنید شش متر است! هردوى اینها درخت است، نمىتوانیم بگوییم که بوته است، بوته نیست، بوتۀ گوجه فرنگى و خیار و سیبزمینى نیست این الآن درخت است منتها بعد از ده سال یا بیست سال دیگر بهاندازۀ همان درخت شش مترى مىرسد. الآن صدق شجریت بر این درخت سرو مثل آن درخت شش متری است الاّ اینکه آن درخت طویل است و این درخت غیرطویل و قصیر است.
