اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت وجود و اختلاف تشکیکی در ذاتیات

بررسی دیدگاه شیخ اشراق و ملاصدرا در تشکیک وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون «اختلاف تشکیکی» و نحوه صدق مفاهیم بر افراد می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه شیخ اشراق در باب تشکیک ذاتیات آغاز می‌شود که معتقد است تفاوت میان مراتب یک حقیقت، همچون تفاوت در شدت و ضعف سواد یا طول و کوتاهی خط، به نفسِ آن ذات بازمی‌گردد و نه به امری خارج از آن. در ادامه، استاد با تحلیل کلام بوعلی سینا و نقد و بررسی آن، تمایز ظریفی میان «مفهوم» و «هویت خارجی» قائل می‌شوند. ایشان توضیح می‌دهند که چگونه حقیقت وجود، علیرغم وحدت مفهومی و بساطت، در مراتب بروز و ظهور خود، هویات متفاوتی را می‌سازد که از نظر شدت و ضعف، تقدم و تأخر و کمال و نقص با یکدیگر متفاوت‌اند. این جلسه با هدف روشن‌سازی این نکته ارائه شده است که چگونه می‌توان میان وحدت حقیقت وجود و کثرت مراتب آن، بدون خلط میان مقام ذات و مقام فرد خارجی، جمع کرد.

تبیین حقیقت وجود و اختلاف تشکیکی در ذاتیات

3
  • بر همین اساس در شب می‌بینید که مردمک چشم باز است، در روز مردمک جمع می‌شود و پیدا می‌شود. براى بعضى از افرادى که ناراحتی‌های چشمى دارند توصیه می‌شود که به یک نور شدید نگاه کنند بعد یک‌مرتبه به نور ضعیف نگاه کنند تااینکه این ورزش موجب شود که حالت انعطافى که باید عدسی و مردمک پیدا کند برای آن به‌وجود بیاید. لذا اگر قابض به معنای جمع‌شدن هست خلاف فرض است و بعید است که آنها در آن موقع این مطلب را ندانند چون یک مسئلۀ [خاص یا پیچیده‌ای] نبوده است و هر کسى نگاه مى‌کرد. قابضیتى که در اینجا هست یک احساس گرفتگى است که وقتی انسان به شیء سیاه نگاه مى‌کند در خودش احساس مى‌کند یا به‌عکس، وقتى که نگاه به شیئی سفید می‌کند یک حالت انبساط و انفتاحى براى او حاصل مى‌شود، این معنایش است اما اگر مسئله را به‌سمت جنبۀ فیزیکى ببریم این‌طور نیست و آن مسئلۀ قابضیت این معنا را ندارد، به‌عکس بیاضیت این حالت را دارد.

  • علىٰ‌کلّ‌حال سواد که به چنین تعریفى است، این مفهوم بر هر سیاهى همان می‌شود یعنى وقتى که شما گفتید: شیء سواد؛ یعنى آنچه را که دیگر عرف به او اسود بگوید. فرض کنید که از مرتبۀ داخل شدن در رنگی که هنوز به سیاه نرسیده است، حالا هرچه می‌خواهد باشد، هر رنگى در اشتداد خودش متمایل به سواد است، قبل از اینکه به مرتبۀ سیاهى برسد خب داخل در تحت نوع خاصى از لون است ولى همین‌که از نظر عرفى این لون داخل در تحت آن سواد شود، از آنجا این مفهوم به آن صدق می‌کند اما صدق این مفهوم به آن یک صدق طبیعى است، این صدق دیگر صدق مختلف نیست. سواد یعنى سیاهى، هذا أسودٌ یعنى هذا شیءٌ یقبضُ البصر معنایش این است که الآن این مفهوم بر آن صادق است. حالا آن شیء خارجى بیشتر قبض بصر می‌کند، این به‌خاطر آن فرد است یعنى آن فرد از آن سواد داراى خصوصیتى است که حصۀ بیشترى از وجود خارجى سواد برده است تااینکه آن بیشتر قبض مى‌کند اما ما می‌بینیم که از نقطه‌نظر مفهوم یکی است. در مورد کم این مثال بهتر صدق مى‌کند، می‌گوییم: خط طویل و خط قصیر. تعریف خط چیست؟ «مقدارٌ محددٌ بین النقطتین ذا بُعدٍ واحدة»، این تعریفى است که برای خط می‌شود. وقتى که شما یک خط ده سانتى را درنظر بگیرید این تعریف بر او صادق است که مقدارى محدد بین دو نقطه است و داراى یک بعد است به‌خاطر اینکه سطح یا حجم تعلیمى که داراى دو بعد و سه بعد است، آن را خارج کنید. این تعریفى که الآن براى خط آوردیم با تعریفى که براى خط یک کیلومترى آوردیم هردوی آنها یکی است، آن‌هم مقدارٌ محددٌ بین النقطتین ذا بعدٍ واحدة است که این بعد واحد آیا سهم بیشترى دارد نسبت به مفهوم آن خطى که ده سانت است؟ نه! آن یک کیلومتر مقدارٌ محددٌ بین النقطتین ذا بُعدٍ واحدة و آن ده سانت هم مقدارٌ محددٌ بین النقطتین ذا بُعدٍ واحدة است، حالا آن نقطه در خارج زائد بر این است، آن فرد نسبت به آن فرد دیگر ترجیح دارد، نه‌اینکه صدق خود این ذات بر او بیشتر است، هردوی آنها مقدارٌ! ده سانت باشد مقدارٌ، یک کیلومتر هم باشد مقدارٌ، سه کیلومتر هم باشد مقدارٌ، از این نظر تفاوتى ندارد.