
تبیین حقیقت وجود و اختلاف تشکیکی در ذاتیات
بررسی دیدگاه شیخ اشراق و ملاصدرا در تشکیک وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون «اختلاف تشکیکی» و نحوه صدق مفاهیم بر افراد میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه شیخ اشراق در باب تشکیک ذاتیات آغاز میشود که معتقد است تفاوت میان مراتب یک حقیقت، همچون تفاوت در شدت و ضعف سواد یا طول و کوتاهی خط، به نفسِ آن ذات بازمیگردد و نه به امری خارج از آن. در ادامه، استاد با تحلیل کلام بوعلی سینا و نقد و بررسی آن، تمایز ظریفی میان «مفهوم» و «هویت خارجی» قائل میشوند. ایشان توضیح میدهند که چگونه حقیقت وجود، علیرغم وحدت مفهومی و بساطت، در مراتب بروز و ظهور خود، هویات متفاوتی را میسازد که از نظر شدت و ضعف، تقدم و تأخر و کمال و نقص با یکدیگر متفاوتاند. این جلسه با هدف روشنسازی این نکته ارائه شده است که چگونه میتوان میان وحدت حقیقت وجود و کثرت مراتب آن، بدون خلط میان مقام ذات و مقام فرد خارجی، جمع کرد.
تبیین حقیقت وجود و اختلاف تشکیکی در ذاتیات
2مابهالاِختلاف در مورد تشکیک ذاتى عین مابهالاِشتراک
دو خطى که یکى از آنها ده سانت و یکى هشت سانت است هردوى اینها خط هستند ولکن اضافۀ آنها در خود مقدار است، نه در شیئی خارج از آن مقدار که بر او عارض شده باشد؛ به عبارت دیگر مابهالاِختلاف در مورد تشکیک ذاتى عین مابهالاِشتراک است. براى این مسئله عدد را مثال میزنند و میگویند که شما عدد را ملاحظه کنید که عدد ده بر عدد هشت افزون است و این فزونى عدد ده بر عدد هشت به نفس عددیت است یعنى اجتماع وحدات؛ چند وحدت را شما در کنار هم قرار دهید این هشت میشود و همان وحدت را اضافه کنید ده میشود، همان را اضافه کنید صد میشود. پس اضافه بودن عدد بر عدد دیگر و با مقایسۀ عدد دیگر، امر خارج از ذات او نیست بلکه نفس همان مابهالاِشتراکى که عدد هشت را به رتبۀ هشت رسانده، همان مابهالاِشتراک عدد ده را به رتبۀ ده رسانده است و از این نقطهنظر دیگر چه تفاوتی است؟ چه چیزى عارض بر عدد شده است تا عدد ده «ده» شود و چه چیزى عارض بر هشت شده است تا عدد هشت «هشت» شود؟ هیچ! نفس عدد، هشت را بهوجود میآورد و نفس عدد، ده را بهوجود میآورد. این کلام شیخ اشراق بود که درمورد تشکیک ذاتى این مسئله را بیان کردند.
کلام ایشان هم بالأخره مسئلهای است که خالى از وجه نیست گرچه مشائین با این مسئله مخالفت کردند که ازجملۀ آنها مرحوم شیخ در شفاء این مسئله را رد میکند و خود ذات و ذاتیات را نمیتواند در آنها قائل به تشکیک شود یعنى ایشان در مورد سواد میفرمایند که صدق سواد بر افراد ـ همانطور که در جلسۀ قبل خواندیم ـ واحد است و این جلسه هم ایشان این مسئله را مفصل توضیح مىدهد. مرحوم شیخ بوعلى در بحث ذات و ذاتیات قاطیغوریاث شفاء در آنجایى که صدق ذاتى را بر افراد صدق بالسویه میداند در آنجا این مسئله را مطرح میکند و کلام ایشان خالى از دقت نیست! ایشان میفرمایند که ما وقتى که یک ذات را بر ذاتیات حمل میکنیم باید در اینجا این دقت را داشته باشیم که حمل خود ذات بهعنوان طبیعت مرسله بر افراد، حملی یکسان است. آن فرد خارجى است که بهواسطۀ خصوصیتى که دارد بر فرد دیگر خارجى ترجیح دارد ولى خود ذات در ذاتیاتش و آن مفهومى که در ذهن بر او تصور میشود، با افراد و با آنچه را که در خارج هست با افرادش یکسان است. مثلاً دربارۀ سواد شما چه تعریف و مفهومى دارید؟ دربارۀ سواد دارید که شیءٌ کیفیةٌ حاصلةٌ مِن انعکاس ضوء على العین قابضٌ بالبصر، آن حالتى که از انعکاس نور به چشم میرسد که موجب قابضیت بصر است و چشم را قبض میکند البته قابضیت بصر به معناى عکس آن چیزی است که فعلاً مطرح است چون وقتىکه نور زیاد باشد براى تنظیم میزان ورودى نور به شبکیه، مردمک و عدسى خودش را تنظیم میکند. فرض کنید اگر نور زیاد باشد مثل آن پرده دیافراگم خودش را جمع میکند و اگر نور کم باشد خودش را باز مى کند تااینکه حجم نور بیشترى رود.
