
بررسی تشکیک در ماهیت و بطلان آن
تحلیل دیدگاه مشائین و اشراقیون در مراتب وجودی ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون «تشکیک در ماهیت» میپردازند. بحث اصلی حول محور ادلهای است که فیلسوفان مشاء برای اثبات عدم امکان تشکیک در ماهیت اقامه کردهاند. در این مسیر، استاد با بررسی استدلالهای اشراقیون مبنی بر لزوم وجود مراتب مختلف (ضعیف، متوسط و شدید) برای یک ماهیت مشککه، به چالشهای منطقیِ حملِ هوهویت در این مراتب اشاره میکنند. در ادامه، پاسخهای مرحوم مرحوم آخوند به این ادله و نقد علامه طباطبایی بر این پاسخها مورد تحلیل قرار میگیرد. این جلسه با تبیین تفاوت میان وحدت عددیه و وحدت نوعیه، به این نتیجه میرسد که چگونه ذهن میتواند برای مراتب مختلف یک حقیقت، ماهیتهای متعددی را در نظر بگیرد تا از محذورات منطقیِ حملِ یک مفهوم واحد بر مراتب متفاوت پرهیز شود.
بررسی تشکیک در ماهیت و بطلان آن
1درس پانصد و هفتاد و دوم
بررسی دلیل اشراقیون براى بطلان مسئلۀ مشائین براى عدم اشتداد و ضعف در خود ذات هویت (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و مِن حججِهم فی هذا الباب أنَّ ذاتَ الشیء إن کانَت هی الکاملةُ فالناقِصُ و المتوسطُ لیسا نفسَ الذاتِ و کذا إن کانَت کلا مِنَ الناقص و المتوسطِ فالباقیانِ لیسا تلکَ الحقیقةَ بعینها.1
وجودِ حداقل سه مرتبه براى ماهیت مشککه به زعم اشراقیین
دلیل دیگرى که مشّائین براى عدم تشکیک در ماهیت ذکر کردند و این دلیل هم از شیخ نقل شد، عبارت از عدم انطباق یک مفهوم بر مفهوم دیگر در مراتب تشکیکی است. حداقل سه مرتبه براى این ماهیت مشککه به زعم اشراقیین وجود دارد؛ یک مرتبه مرتبۀ ضعیف است مثل سواد ضعیف، مرتبۀ دوم سواد متوسط و مرتبۀ سوم سواد شدید؛ اگر این سه مرتبه را هم درنظر بگیریم در هرکدام از این مراتب آن حقیقت سوادیت ذاتى اوست؛ یعنى مفهوم سوادیت، همان چیزی است که آن مرتبه واجد اوست و چیزى خارج از ماهیت سوادیت در آن مرتبه وجود ندارد.
بنابراین از آنجا که ذاتیات امر واحد است و چیزى خارج از ذات و ذاتیات در ماهیت شیء دخالت ندارد یا ما باید مرتبۀ ضعیف را ماهیت بدانیم و آن دو مرتبۀ دیگر را خارج از ماهیت و امر زائد بر ماهیت بدانیم یا مرتبۀ متوسط را ما ذاتیات و ماهیت شیء بدانیم و ضعیف و مرتبۀ کامل را انضمام امورى خارج از ذاتیات قلمداد کنیم و یا مرتبۀ بالا را ماهیت بدانیم یعنى سیاهى همان مرتبۀ شدید است و اما مرتبۀ متوسط و ضعیف، بعضى از ذاتیات این ماهیت را فاقد هستند.
تحقق حمل هوهویت در ماهیت
اینطور باید تصور کنیم والاّ دراینصورت دیگر نمىتوانیم یکى از این مراتب را بر دیگرى حمل هوهوی کنیم، چرا؟ زیرا در ماهیت آنچه که تحقق دارد حمل هوهویت است. وقتی که ما مىگوییم: «الإنسانُ حیوانٌ ناطق» یعنى ماهیت انسان همان حیوان ناطقیت است و چیزى زائد بر آن نیست. ماهیت انسان سواد ندارد، بیاض ندارد، کم ندارد. اینها اوصاف و اعراض خارج از ماهیت انسان هستند که بر فرد خارجى و محقق این طبیعت نوعیه، عارض میشوند ولى خود طبیعت انسان، حیوان ناطق است. لذا وقتی که شما انسان را درنظر میگیرید، آیات قرآن مىگوید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾2 آیا وقتی که شما «انسان» را از این آیه قرآن فهمیدید، قد و وزن و شکل و قیافهاش به نظرتان مىآید؟ چنین چیزی درنظر نمىآید. آیا انسان سفیدپوست درنظر میآید یا سرخ پوست؟ هیچکدام درنظر نمیآید. آیا در آیۀ ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾3 مرد براى شما درنظر مىآید یا زن؟ زن و مردى درنظر نمىآید. فقط آن حقیقت انسان است که مشمول و مورد خطاب آیه واقع شده است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 430.
- . سوره انشقاق (84) آیه 6. معاد شناسى، ج 4، ص 288:
«اى انسان! تو با سعى و زحمت بسوى پروردگار خودت کوشا و در حرکت هستى! و به شرف لقاى او ميرسى!» - . سوره مریم (19) آیه 96؛ سوره بینه (98) آیه 7؛ سوره لقمان (31) آیه 8.
