
بررسی تشکیک در ذات و ذاتیات از دیدگاه اشراقیون
تحلیل تفاوت میان اشتداد ذاتی و عوارض خارجی در فلسفه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه اشراقیون پیرامون مسئله تشکیک در ذات و ذاتیات میپردازند. بحث اصلی بر سر این است که آیا اختلاف میان دو فرد از یک حقیقت واحد، مانند دو سیاهی، ناشی از عوارض خارجی است یا اینکه خودِ ذات و ذاتیات دارای مراتب اشتداد و ضعف هستند. استاد با بررسی ادله اشراقیون و پاسخهای مشائین، به نقد دیدگاه مشائین میپردازند که اختلاف را صرفاً به معروضِ مبدأ اشتقاق نسبت میدهند. در ادامه، تفاوت میان کثرت مادی و اشتداد وجودی تبیین شده و جایگاه این مباحث در فلسفه و عرفان نظری روشن میشود. در پایان، با اشاره به حقیقت وحی و تفاوت آن با مکاشفات صوری، بر این نکته تأکید میشود که اشتداد وجودی، امری فراتر از عوارض ظاهری بوده و به قرب و بُعد نسبت به حقیقت مجرد بازمیگردد.
بررسی تشکیک در ذات و ذاتیات از دیدگاه اشراقیون
7تشبیه نفس آدمی به کِش و فنر!
بنابراین اینطور نیست که ما آن حقیقت لاهوتی را نداریم، داریم منتها نفس ما با آن حقیقت لاهوتی اقتران پیدا نکرده است و اینطور نیست که ما حقیقت مجردۀ ملکوتیۀ علیا را نداریم بلکه نفس هنوز با او اقتران پیدا نکرده است و در آنجا در صندوقچه همینطور مخفی و منطوی است و در آن بقچه در آن کنار فرسنگها همینطور در آنجا نهفته است و تا آخر عمر هم نهفته میماند و همینطور با او قبر به خواهد رفت. این نفس نیامده است که خود را به آن مرتبۀ ملکوتی یا لاهوتی برساند. یک طرف این نفس در همان مرتبۀ تعلق به ماده گیر کرده است مثل فنر یا کشی که این را بکشند، اینکه الآن این کش کشیده میشود یک وقتی این کش دوباره سر جای خود برمیگردد و یک وقت نه، این کش و مادۀ قابل انعطاف وقتی که کشیده میشود در همینجا ثابت میماند. وقتی که در اینجا ثابت ماند دوباره به اینجا برنمیگردد. الآن نفس ما مانند کشی است آن کش و فنر تا اینجا کشیده شده و در همینجا ثابت مانده است. سلوک و مجاهده و مراقبه این است که این دوباره به اینجا برگردد. اینکه به اینجا برمیگردد این را اشتداد وجودی میگویند و در لسان عرفاء به این مسئله اشتداد وجودی میگویند. اگر تا برزخ آمد و چشم برزخی او باز شد این اشتداد وجودی در مرحلۀ رؤیت صورت اشیاء میشود. البته در خود برزخ هم مراتب مختلف هست. این اشتداد وجودی در مرتبۀ برزخ اشیاء...
عدم ارتباط وحی به باز بودن چشم برزخی
در بعضی از عبارات و مقالات خواندم که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم که به مقام وحی رسید بهخاطر این بود که چشم برزخی او باز شده بود! جانم چشم برزخی که در خواب باز میشود این ربطی به وحی ندارد. این مربوط به مکاشفات صوری، خواب، منامات، رؤیا و امثالذلک است. آن حقیقت وحی اصلاً صورت ندارد و به چشم برزخی ربطی ندارد بلکه به آن چشم قلب ارتباط دارد که آن چشم قلب و بالاتر از قلب که سرّ است با آن مبدأ خود که عالم لاهوت باشد ارتباط پیدا میکند و از آنجا حقایق را بدون صورت تلقی میکند که اسم آن وحی است.
