
بررسی تشکیک در ذات و ذاتیات از دیدگاه اشراقیون
تحلیل تفاوت میان اشتداد ذاتی و عوارض خارجی در فلسفه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه اشراقیون پیرامون مسئله تشکیک در ذات و ذاتیات میپردازند. بحث اصلی بر سر این است که آیا اختلاف میان دو فرد از یک حقیقت واحد، مانند دو سیاهی، ناشی از عوارض خارجی است یا اینکه خودِ ذات و ذاتیات دارای مراتب اشتداد و ضعف هستند. استاد با بررسی ادله اشراقیون و پاسخهای مشائین، به نقد دیدگاه مشائین میپردازند که اختلاف را صرفاً به معروضِ مبدأ اشتقاق نسبت میدهند. در ادامه، تفاوت میان کثرت مادی و اشتداد وجودی تبیین شده و جایگاه این مباحث در فلسفه و عرفان نظری روشن میشود. در پایان، با اشاره به حقیقت وحی و تفاوت آن با مکاشفات صوری، بر این نکته تأکید میشود که اشتداد وجودی، امری فراتر از عوارض ظاهری بوده و به قرب و بُعد نسبت به حقیقت مجرد بازمیگردد.
بررسی تشکیک در ذات و ذاتیات از دیدگاه اشراقیون
5این اشتدادی که الآن بصر این اشتداد و ضعف را احساس میکند آیا این اشتداد، معروض را شدید و ضعف میبیند یا نفس سواد را شدید و ضعف میبیند؟ این چه حرفی است که در اینجا یکی بیاید بگوید که نه آقاجان در اینجا دو فرد از سواد یکی هستند. چشم شما آلبالو گیلاس میبیند! این اصلاً ربطی ندارد. اینکه الآن شما در اینجا قرمز میبینید قرمز نیست زرد است شما دارید قرمز میبینید. میگویید که والله آقا ما مریض نیستیم یرقان هم نگرفتهایم! این چشم ما این را دارد آبی میبیند و این را بنفش میبیند و این را هم قرمز میبیند. میگوید که نه آقا! اشتباه میفرمایید. مثل اینکه صبح سرحال از خواب بلند نشدید و چهره نورانی نیست! اگر چهره نورانی و سرحال بود شما در اینجا این قرمز را سیاه میدیدید!! ـ خب بله، در آن موارد ممکن است که انسان همه چیز را سیاه ببیند ـ این قرمز را سیاه میدیدید و این سفید را در آنجا بنفش مشاهده میکردید و به این کیفیت [میدیدید].
نه آقا، آنچه که الآن داریم احساس میکنیم خود نفس الوان که دارای طبیعت واحده و مشترک است در خود قرمزی اشتداد میبینیم. الآن آن قرمزی با این قرمزی فرق میکند. این رنگی که الآن آبی است با این رنگی که در اینجا بنفش است دارد به سیاهی تبدیل میشود خب ما بین این دو این اختلاف را احساس میکنیم یااینکه شما باید برای هر مرتبه از مراتبِ کیف یک اسم قرار بدهید یعنی برای سیاهی هزار مرتبه قائل بشوید که یک مرتبهاش سیاهی کمرنگ است تازه خود سیاهی گفتن هم در آنجا حرف است که همینکه میگویید که سیاه کمرنگ یعنی مفهوم سیاه هست به اضافۀ مقید به شدت و ضعف. در اینجا مفهوم سواد مقید به شدت هست وَ بَینهُما مُتوسطاتٌ إلی غَیرِ نَهایة این تسمیۀ این لون به سواد براساس مدخلیت این مفهوم سواد است. اگر مدخلیت نداشت شما اصلاً حق ندارید که به این لون و شیء اسود بگویید. این مفهومی که در اینجا مدخلیت دارد آیا مانند همان حیوانیت است که آن حیوانیت کموزیاد نمیشود ولی در اینجا کموزیاد میشود؟ میبینیم نه، مثل حیوانیت نیست چون حیوانیت که کموزیاد ندارد. ـ البته حالا دارد. بعضیها خیلی حیوان هستند!! ـ کموزیاد نمیشود و در اشخاص و افراد و اینها همه به یک لحاظ و به یک اندازه است. اگر اینطور نیست که حیوان نیست.
