اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد دیدگاه مشائین درباره اشتداد و ضعف در ماهیت

بررسی تفاوت‌های ذاتی و عرضی در حقیقت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه فلاسفه مشاء پیرامون مسئله اشتداد و ضعف در ماهیت می‌پردازند. بحث با تحلیل دلیل مشائین مبنی بر عدم وجود اشتداد و ضعف در ذات هویت وجود آغاز می‌شود و با تبیین دیدگاه اشراقیون در نقد این نظریه ادامه می‌یابد. محور اصلی سخن، واکاوی این پرسش است که آیا اختلاف در شدت و ضعفِ کیفیاتی مانند سیاهی، به ذات آن حقیقت بازمی‌گردد یا ناشی از عوارض خارجی و فصل‌های ممیز است. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، سیر منطقیِ نقدِ این دیدگاه را ترسیم کرده و نشان می‌دهند که چگونه ارجاعِ شدت و ضعف به عوارض، منجر به تسلسل یا نقضِ قواعد منطقی در باب مقومیتِ فصل می‌شود. در نهایت، با طرح مسئله وجود ذهنی، این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که ادراکِ شدت و ضعف، پیش از آنکه در خارج باشد، در ذهن تحقق دارد و نمی‌توان آن را صرفاً به عوارضِ مادی نسبت داد.

نقد دیدگاه مشائین درباره اشتداد و ضعف در ماهیت

9
  • پس این فصل که در اینجا آمده و این حیوانیت را تقسیم کرده، اول آمده حیوانیت را در همان رتبۀ خودش نگه داشته است و وقتی که نگه داشت، آن‌وقت یک چیزى به این ضمیمه کرد و انسان شد. در جمل حیوانیت را در همان مرتبه نگه داشت؛ حیوانیت بین انسان و حیوانیت بین جمل، یک سر سوزنى تفاوت ندارد. هردو در یک حد هستند و هیچ تفاوتى نمى‌کند. حیوانیت را در همان مرتبه نگه مى‌دارد، یک چیزى اضافه مى‌کند، و این جمل مى‌شود! یک مهرى به آن مى‌زند آن حیوانیت مى‌شود: جمل. همان حیوانیت انسان را در همان مرتبه نگه مى‌دارد یک مهر به آن مى‌زند مى‌شود: غنم. حیوانیت دست نمى‌خورد بلکه چیزى را بر آن حیوانیت اضافه مى‌کند، این مى‌شود: غنم. آن مى‌شود: شتر. آن‌هم دوتا گوش اینجا درمى‌آورد مى‌شود: الاغ! این‌هم فرض بکنید که مى‌شود: الاغ دوپا! حالا دیگر در بعضی‌ها هم معلوم مى‌شود خیلى دست به ترکیب نمى‌زند و همین‌طورى باقى مى‌ماند!! آخر شب بود ملائکه [خسته بودند]!! ملائکه صبح از خواب بلند مى‌شوند و از همان وقت شروع به ساخت و ساز مى‌کنند و ... این‌طورى نقل مى‌کنند!! یعنى بعضی‌ها نقل مى‌کنند!! نمى‌دانم دیده‌اند یا ندیده‌اند! می‌گویند: اول صبح سرشان خلوت است، دست و صورتشان را شستند و فلان و این حرف‌ها لذا آدم‌هایی که بین‌الطلوعین درست مى‌کنند قشنگ، سرحال، فلان، استعداد خوب، حافظۀ خوب، شکل و شمایل خوب، همه را به او مى‌دهند. کم‌کم که زیاد مى‌شود موقع طلوع آفتاب مى‌شود و نزدیک ظهر خسته مى‌شوند، کمی از اینجایش کم مى‌گذارند و یک‌خرده از آنجایش کم مى‌گذارند و دیگر شب که مى‌شود از حال رفته‌اند و نصف شب که دیگر غش مى‌کنند! آن را که نصف شب مى‌زنند دیگر معلوم نیست سروته‌اش چه چیز است!! کارهایشان را کردند دیگر بیچاره‌ها موقع مرخصى شان بود! هروقت یک چیزى خواندید، هروقت یک اظهارنظرى شنیدید، هروقت یک مقاله‌اى خواندید، هروقت یک مطلبى را دیدید که خیلى عالى است بدانید این از آن کار دوازده شب است! این آقا و حیوان کار اول صبح است، تقصیر ندارد! کار همان ساعت یازده شب و ده شب است! آن‌وقت آدم یک چیزهایى مى‌خواند و گاهى اوقات مى‌بیند، تعجب مى‌کند که آدم نود‌ساله چه حرف‌هایی مى‌زند!