اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد دیدگاه مشائین درباره اشتداد و ضعف در ماهیت

بررسی تفاوت‌های ذاتی و عرضی در حقیقت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه فلاسفه مشاء پیرامون مسئله اشتداد و ضعف در ماهیت می‌پردازند. بحث با تحلیل دلیل مشائین مبنی بر عدم وجود اشتداد و ضعف در ذات هویت وجود آغاز می‌شود و با تبیین دیدگاه اشراقیون در نقد این نظریه ادامه می‌یابد. محور اصلی سخن، واکاوی این پرسش است که آیا اختلاف در شدت و ضعفِ کیفیاتی مانند سیاهی، به ذات آن حقیقت بازمی‌گردد یا ناشی از عوارض خارجی و فصل‌های ممیز است. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، سیر منطقیِ نقدِ این دیدگاه را ترسیم کرده و نشان می‌دهند که چگونه ارجاعِ شدت و ضعف به عوارض، منجر به تسلسل یا نقضِ قواعد منطقی در باب مقومیتِ فصل می‌شود. در نهایت، با طرح مسئله وجود ذهنی، این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که ادراکِ شدت و ضعف، پیش از آنکه در خارج باشد، در ذهن تحقق دارد و نمی‌توان آن را صرفاً به عوارضِ مادی نسبت داد.

نقد دیدگاه مشائین درباره اشتداد و ضعف در ماهیت

8
  • معنای مقومیت فصل

  • قوامى که در منطق مى‌گویند که فصل مقوّم است همین است که فصل قاعده‌اش این است؛ هنر اوّلى و وظیفۀ اوّلى که بر دوش دارد و آن تکلیف اوّلى فصل این است که ابهام را از جنس برمى‌دارد و بدون او جنس مبهم است. بدون او جنس مبهم است و تعین ندارد؛ نه تعین ذهنى دارد و نه تعین خارجى دارد، هیچ‌کدام! بله، اجمال و ابهامى از جنس در ذهن هست که آن اجمال و ابهام هم که خب فقط در مرتبۀ ذهن است که در خارج هم آن اجمال وجود ندارد. این وظیفۀ اصلى فصل نسبت به آن عملى که انجام مى‌دهد است. نتیجۀ این قوامى که فصل به جنس مى‌دهد این است که خود آن ماهیت را هم تقسیم به اقسامی مى‌کند. یعنى وقتی که شما ناطق را در کنار حیوان قرار دادید، این مولد نوعیت انسان است. وقتی که مولد نوعیت انسان شد آن‌وقت مایز بین انسان و بین غیر انسان مى‌شود ولى این نتیجه است و کارش نیست.

  • فصل؛ قوام دهندۀ جنس

  • آنچه که کار فصل است عبارت از مسئلۀ قوام است و مى‌آید به جنس قوام مى‌بخشد. این کار فصل است. حالا که آمد و به این جنس قوام بخشید و جنس انسان شد خب طبیعتاً انسان با بقر تفاوت خواهد کرد. انسان با فرس تفاوت خواهد کرد. انسان با شجر و با موش و گربه و اینها تفاوت خواهد کرد. خب این فصلى که الآن آمد و موجب این مسئله شد، این فصل ممیز کار اولش این است که مقوم باشد.

  • اشراقیون مى‌گویند: شما که این اشدیت و اضعفیت را به ذات خود سواد نسبت ندادید بلکه به آن فصل ممیز نسبت دادید، مگر فصل ممیز غیر از مقوم است؟! فصل ممیز که همان مقوم آن ماهیت است. اگر مقوم ماهیت باشد بنابراین خود فصل آمده و در ذاتى آن شیء موجب اختلاف شد یعنى خود آن فصلى که مقوم ممیز بین این فرد شدید هست از فرد ضعیف ... بالأخره دوتا فصل مى‌خواهد؛ یک فصل مى‌خواهد که باعث شدت این سواد است، این‌هم در تحت ضعیف یک فصل است که باعث خفت و به‌واسطۀ ضعف سواد هست. این دوتا فصلى که فصل ممیز هست، چگونه در اینجا مقوم شد؟ درحالی‌که خود همین باعث اختلاف شد، وقتی که باعث اختلاف بشود چگونه مى‌تواند مقوم خود ذات باشد، مقوم جنس باشد؟! اینکه با همدیگر متناقضین هستند، بنابراین در اینجا شما نمى‌توانید اگر شما فصل را مى‌آورید و براى این موجب شدت و ضعف مى‌دانید، دیگر فصل مقوم نیست درحالی‌که در منطق فصل همیشه مقوم آن طبیعت مهمله و طبیعت مبهمه و آن طبیعت جنسیه است و او را خارج مى‌کند. چیزی اضافه نمى‌کند، اختلاف را در خود او به‌وجود نمى‌آورد که خود حیوانیت را مختلف کند. حیوانیت را سر جاى خودش نگه مى‌دارد. دست به ترکیب حیوانیت نمى‌زند. همان حیوانیت در همان‌ رتبه را تقسیم مى‌کند؛ یک قسمش برای انسان، یک قسمش برای بقر، یک قسمش برای فرس، یک قسمش برای جمل و امثال‌ذلک. نه‌اینکه فصل بیاید در خود حیوانیت تصرف کند و حیوانیت را کم‌وزیاد کند! فصل، حیوانیت را کم‌وزیاد نمى‌کند بلکه به همان مرتبۀ از حیوانیت قوام مى‌بخشد. این کاری است که فصل مى‌کند. اگر بخواهد فصل بیاید و خود حیوانیت را کم یا زیاد بکند، پس دیگر جنس مشترک نداریم چون در خود جنس اختلاف وجود پیدا مى‌کند.