
تمایز تشکیک در ماهیت و اقسام آن
بررسی دیدگاه فلاسفه اشراق در تبیین مراتب کمال و نقص ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث «تمایز تشکیک در ماهیت» میپردازند. بحث با بررسی اقسام سهگانه تمایز در فلسفه آغاز میشود که شامل تمایز به تمام ذاتیات، تمایز به بعضی ذاتیات (جنس و فصل) و تمایز به عوارض است. در ادامه، دیدگاه فلاسفه اشراق مبنی بر وجود قسم چهارم یعنی «تمایز تشکیک در خود ماهیت» مطرح میشود. استاد با مثالهای ملموس مانند مراتب رنگها، توضیح میدهند که چگونه یک مفهوم واحد میتواند دارای درجات مختلفی از کمال و نقص باشد، بدون آنکه این تفاوت ناشی از عوارض خارجی یا فصول مقوم باشد. در پایان، ضمن نقد استدلال حکمای مشاء بر بطلان این نظریه، به این نتیجه میرسیم که ماهیت در ذات خود دارای سعه و مراتب است و این نوع تمایز، راهگشای حل بسیاری از پیچیدگیهای ذهنی در شناخت حقایق اشیاء است.
تمایز تشکیک در ماهیت و اقسام آن
1درس پانصد و شصت و نهم
تمایز تشکیک در ماهیت
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
صحبت در بحث تشکیک بود که مرحوم شیخ شهاب در تمایز بین مفاهیم چه ذهنیه و چه خارجیه، قسم چهارم از تمایز را که به معنای تمایز تشکیک در خود ماهیت است را مطرح کردند. طبعاً قبل از ایشان کسی به این مسئله متفطن نبود و اختلاف را در عوارضی میدانستند که آن عوارض بر صورت اتحاد در نوع بر آن اشیاء خارجی عارض شده باشد.
اقسام تمایز
چون همانطوریکه عرض شد تمایز، چه تمایز در مفاهیم ذهنیه و یا تمایز در اشیاء خارجیه، یا به تمام ذاتیات است مثل اختلاف بین جوهر و عرض یا اختلاف بین دو مقولۀ عرضیه مثل کم وکیف و یا مسئلۀ تمایز به اختلاف در بعضی از ذاتیات است که اشتراک در بعضی از ذاتیات در جنس و اختلاف در فصل مثل تمایز در انواع خارجی [است] و همینطور قسم سوم که مطرح کردند تمایز در اعراض است یعنی در ذاتیات تمایزی وجود ندارد حالا بهواسطۀ شرایط و مقارنات و اعراض میبینیم که بین افراد و مصادیقِ یک ماهیتی اختلاف هست. اختلاف صنفی باشد یا غیر صنفی باشد برگشت همۀ اینها به اعراض است.
بنابراین در واقع میشود گفت که اینها یک نوع حصر عقلی را قائل شدند چون ما آنچه که در عالم مفاهیم در اشیاء خارجی داریم یا به ذاتیات شیء برمیگردد و یا به عوارض خارجیه برمیگردد و خود ذاتیات هم به دو قسمتِ تمام ذاتیات یا بعضی از ذاتیات [تقسیم میشود]. بهخاطر این قضیه طبعاً یک حصری را در اینجا قائل شدند و مسئلۀ افتراق را خارج از این سه نوع نمیدانند. این مطلب و مسئله از نظر بعضی از حکمای اشراق ناتمام است و آنها قائل به قسم رابعی شدند که بهواسطۀ آن قسم رابع طبعاً میتوان گفت که حصر، حصر تام است و آن اختلاف نه در ذاتیات و نه در بعضی عوارض خارجیه بلکه در اصل خود ماهیت این تعارض، تمایز، اختلاف و افتراق بین دو مصداق انجام میگیرد؛ یعنی خود ماهیت یک ماهیت سِعی و کشدار است و برگشت این مسئله به این است که ماهیت را دارای یک حقیقت خارجیه بدانیم یا یک مفهوم سعۀ ذهنی بدانیم که آن مفهوم سعۀ ذهنی یک اسمی از اسماء بر آن بار میشود و به آن اسم از اسماء مسمی میشود.
