اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تمایز تشکیک در ماهیت و اقسام آن

بررسی دیدگاه فلاسفه اشراق در تبیین مراتب کمال و نقص ماهیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث «تمایز تشکیک در ماهیت» می‌پردازند. بحث با بررسی اقسام سه‌گانه تمایز در فلسفه آغاز می‌شود که شامل تمایز به تمام ذاتیات، تمایز به بعضی ذاتیات (جنس و فصل) و تمایز به عوارض است. در ادامه، دیدگاه فلاسفه اشراق مبنی بر وجود قسم چهارم یعنی «تمایز تشکیک در خود ماهیت» مطرح می‌شود. استاد با مثال‌های ملموس مانند مراتب رنگ‌ها، توضیح می‌دهند که چگونه یک مفهوم واحد می‌تواند دارای درجات مختلفی از کمال و نقص باشد، بدون آنکه این تفاوت ناشی از عوارض خارجی یا فصول مقوم باشد. در پایان، ضمن نقد استدلال حکمای مشاء بر بطلان این نظریه، به این نتیجه می‌رسیم که ماهیت در ذات خود دارای سعه و مراتب است و این نوع تمایز، راهگشای حل بسیاری از پیچیدگی‌های ذهنی در شناخت حقایق اشیاء است.

تمایز تشکیک در ماهیت و اقسام آن

2
  • مثلاً مفهوم قرمزی را درنظر بگیرید خب این قرمزی کیفی است که عارض می‌شود اما چه موقع آن قرمزی در عالم ذهن بر آن مفهوم و تصور ذهنی شما قابل حمل است و تسمیه، تسمیۀ صحیح و درست است؟ در وقتی که ذهن شما دقیقاً بیاید و بین دو رنگ را امتیاز بدهد؛ یعنی آن رنگ نارنجی‌رنگ و پرتقالی را در ذهنتان مشخصاً از رنگ قرمز جدا کنید. وقتی که توانستید در ذهنتان بگویید که این قرمز است از آن نقطه قرمزی شروع می‌شود. همین‌طور ادامه پیدا می‌کند تا می‌رود به یک جایی که قرمزی به‌اندازه‌ای شدید می‌شود که از آن به بعد دیگر ذهن شما نمی‌تواند اطلاق قرمز بودن را بر آن مفهوم ذهنی کند. اگر سیب‌های متعددی در اینجا در کنار هم قرار بدهید مشاهده می‌کنید این مسئله در سیب خیلی محسوس است که رنگ قرمزی در سیب‌ها خیلی متفاوت است. از قرمزی کم‌رنگ شروع می‌شود تا همین‌طور قرمزی متوسط و عادی تا به حدی می‌رسد که گاهی اوقات که انسان یک سیبی را می‌بیند خیال می‌کند دیگر به سیاهی اشبه است! یعنی رنگ سیب آن‌قدر در قرمزی شدید شده است که آن‌طور که معروف است می‌گویند: «سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد»!1 خیلی در معرض ستارۀ سهیل قرار گرفته‌اند حتماً از آن‌وقت که بیرون آمد صاف به این‌هم خورده است! این‌طور نقل می‌کنند.

  • علیٰ‌کلّ‌حال این قرمز بودن همین‌طور مراتب دارد. وقتی از شما بپرسند که از آن شخص سؤال بکنید که آقا سیب قرمز داری؟ آن دکان‌دار جعبه‌ها را نشان می‌دهد و می‌گوید که آقا ببین از اینجا تا اینجا همه سیب قرمز هست. شما می‌بینید که همۀ اینها قرمز هستند ولی در قرمز بودن متفاوت هستند و درجات متفاوت دارند. شما هیچ‌وقت به هیچ‌کدام از اینها سبز نمی‌گویید. سبز یک مفهوم دیگری دارد. حتی هیچ‌وقت به اینها نارنجی نمی‌گویید که نزدیک قرمزی است چون نارنجی یک مفهوم دیگری دارد و فرق می‌کند. حتی سیاه هم نمی‌گویید چون سیاه فرق می‌کند ولی آن اواخر که دارید به بعضی‌ها نگاه می‌کنید می‌بینید این دیگر به قرمزی نمی‌خورد و این از شدت قرمز بودن دارد خارج می‌شود و به رنگ بعد از قرمزی مثلاً رنگ زرشکی که تقریباً آن نقطۀ کمال قرمزی هست به‌نظر می‌آید تا آن حد می‌رسد. بنابراین احساس می‌کنیم که یک مفهوم سعی برای خود این قرمز بودن وجود دارد و همۀ مراتب را می‌گیرد درحالی‌که قرمزی و قرمز بودن خودش یک مفهوم است ولی در عین مفهوم بودن مراتب متفاوتی دارد.

    1. امثال و حکم، دهخدا، ج 2، ص 630:
      چوب معلم به کسی ننگ ندارد***سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد