اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرط بقای موضوع در حرکت

تحلیل فلسفی حرکت در مقوله و تفاوت آن با وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از قواعد بنیادین فلسفی یعنی لزوم بقای موضوع در تحقق حرکت می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های حکما پیرامون حرکت در مقولات آغاز می‌شود و با تکیه بر این اصل که در هر نوع حرکت، وجود یک موضوع ثابت که از حالتی به حالت دیگر منتقل شود ضروری است، ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از استصحاب و تطبیق آن بر مسائل اجتماعی و سیاسی، به آسیب‌شناسی دخالت‌های نابجا در امور خطیر می‌پردازند. ایشان با ذکر نمونه‌هایی از تاریخ مشروطه و فتاوای نادرست، بر اهمیت خلوص نیت و پرهیز از خودمحوری تأکید می‌کنند. در نهایت، با بازگشت به بحث فلسفی، تفاوت حرکت در مقوله با حرکت در وجود تشریح شده و این نکته تبیین می‌شود که چرا نمی‌توان احکام حرکت در مقوله را بدون در نظر گرفتن مبانی دقیق، به حرکت در وجود تعمیم داد.

شرط بقای موضوع در حرکت

3
  • بله، یک وقت می‌آیند به او تحمیل مى‌کنند که آقا بیا! اگر شما نروید اصلاً دین رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم زیر چاه نفت می‌رود!! این‌قدر داخل می‌رود که به شش هزار مترى مى‌رسد!! اگر شما این علَم و این پرچم را به‌دست نگیرید بار زمین مى‌ماند و دیگر دین رسول خدا بانى و پشتیبان ندارد! به امام زمان علیه‌السّلام! بابا امام زمان کجا بود؟! چه کسی خبر آورده و چه‌کار کرده است؟! ما هستیم که باید دین را به‌دست بگیریم ما هستیم که باید این پرچم را به‌دست بگیریم و اگر نگیریم عالم ملک و ملکوت زیرورو خواهد شد و همۀ ملائکه به‌هم خواهند ریخت و خدا از عرش سقوط خواهد کرد و به ته دره خواهد رفت! لذا ما باید بیاییم و پرچم را به‌دست بگیریم! در نفس همه همین مى‌گذرد‌ حالا یک بدبختی به زبان می‌آورد و یکى نمی‌آورد! همه همین هستیم! همۀ مسئله همین است! دیگر چه کنیم آقا تکلیف و وظیفه است!! با حالت حزنى هم مى‌گوید که امر فرمودند!!

  • دیده‌اید کسی کتاب مى‌نویسد، می‌گوید: بعضى از دوستان از ما تقاضا کردند! حالا چه کسی [تقاضا] کرد؟! ننه‌ات یا زنت؟! زنت را نشاندی و گفتی که از من تقاضا بکن! او هم کرد! دروغ هم نیست دیگر! می‌گوید: دوستان از ما تقاضا کردند و ما مجبور شدیم کتاب را بنویسیم! دوستان تقاضا کردند و ما مجبور شدیم درس را بدهیم! دوستان تقاضا کردند مجبور شدیم این جلسه را راه بیندازیم! دوستان تقاضا کردند مجبور شدیم این مرجعیت را قبول کنیم! مجبور شدیم منسب را [قبول کنیم]! حالا دوستان چه کسانی هستند؟ ما نفهمیدیم! خادم خانه‌اش یا پسر عمۀ ننه‌اش است یااینکه مخدرۀ مکرمه‌اش است بالأخره یکى از اینها دوستان هستند! اینها راه‌هایی براى چه... لذا استصحاب در اینجا جارى نیست باید رفت تفحص کرد و دید که وضعیت چطور است!

  • بنده خودم در ارتباط با افراد که یک وقتى خلاصه یک چیزیمان می‌شد و کله‌مان بوى قورمه سبزى می‌داد ـ کمتر از حالا! الآن یک‌خرده جل و پوستمان را جمع کردیم! ـ و در کار این‌وآن می‌رفتیم در زمان جوانى، البته الآن هم جوان هستیم یک موقع شبهه‌ای ایجاد نشود! آن موقع جوان‌تر بودیم، مسائلى را می‌دیدیم که نه تابه‌حال گفتیم و نه خواهیم گفت! مسائلی که با عدم آنها شریعت رسول‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم معدوم خواهد شد و چه بودند و چه هستند و چه مطالبى!