
تبیین حرکت توسطیه و قطعیه در فلسفه
تحلیل نسبت فعلیت و قوه در حرکتهای تدریجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت حرکت در مقولات و پاسخ به اشکالات پیرامون فعلیت متحرک در زمان حرکت میپردازند. بحث با نقد نظریه ضرورت مکان بالفعل برای متحرک آغاز شده و با تبیین دیدگاه علامه دوانی درباره حرکت توسطیه ادامه مییابد. در ادامه، تفاوت بنیادین میان حرکت توسطیه و حرکت قطعیه تشریح میشود؛ به این معنا که حرکت توسطیه تبدل قوه به فعل در هر آن است که به حرکت قطعیه در خارج منجر میشود. استاد با نقد دیدگاههای پیشین، بر این نکته تأکید دارند که متحرک در حال حرکت، دارای یک فرد زمانی واحد و سیال است و تقسیمات آن به آنات غیرمتناهی، امری ذهنی و عقلی است، نه خارجی. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه حرکت جوهری در اشتداد وجودی و تفاوت آن با حرکت در اعراض ختم میشود تا مخاطب به درکی روشن از نحوه اتصاف متحرک به فعلیت در بستر زمان دست یابد.
تبیین حرکت توسطیه و قطعیه در فلسفه
8پس فرض بکنید اگر دستگاهی بود و یک فیلمی از این فضایی که بین تخت بلقیس و حضرت سلیمان علیهالسّلام بود در آن موقع گرفته میشد یکدفعه میدیدید که تخت بلقیس عین شهاب که شبها میرود، در یک ثانیه به آنجا رفت! بعد آن فیلم را کند میکردیم میدیدیم تخت مثل هواپیما بالا رفت ولی قضیه اینطوری نبوده است! اصلاً هوا و تخت و مسافتی نبوده است! این کتابی که الآن در اینجا بود یکمرتبه این کتاب در آنجا خلق شد!
بعضی از افراد به ما میگفتند که ما به یک جایی رفته بودیم و [صحبت از] این قضیۀ آصف شد و آن شخص صاحب حال و نفسی بود. [بقیه] این مسئله و قضیه را باور نمیکردند. بعد گفتند که خیلی خوب، حالا شما یک چیزی در کنار خودت قرار بده بعداً کاملاً به مسافت نگاه کنید. همان چیزی که مقابلشان بود مثلاً ظرف چای و استکان چای که بود گفت که همه نگاه کنید ببیند این چای را که میآورم از کدام مسافت عبور میکند؟ میگفت که همه نگاه کردیم. این چای اینجا بود یکدفعه دیدیم چای آن کنار هست! هیچ، اصلاً بهاندازۀ حتی سرسوزنی احساس اینکه این چایی حرکت کرد نداشت. بعد گفت که حالا من این کار را انجام میدهم ـ این شخص در یکی از این شهرستانها بود و فوت کرده است ـ بعد میگفت که این چایی را حالا جابجا میکنم این قسم دومی که جن میخواست این کار را بکند یک نگاه کردیم دیدیم چایی دارد بلند میشود و مثل پرنده میآید آمد آمد و رفت در آنجا دوباره نشست! گفت که این کار، کاری است که جن میخواست بکند و آن کار، کاری است که آصف کرد! گفت:
فیضِ روحُالقُدُس ار باز مدد فرماید *** دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد1 حضرت آصف علیهالسّلام آمد خلق و إعدام کرد. اول آن را در آنجا إعدام کرد و بعد در آنجا خلق کرد مسافتی طی نکرد!
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 143.
