
ماهیت تصدیق و نسبت آن با تصور در فلسفه
تحلیل جایگاه حکم نفس در برابر تصورات ذهنی
این جلسه از سلسلهمباحث آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق ماهیت «تصدیق» و تفاوت بنیادین آن با «تصور» در فلسفه اختصاص دارد. بحث با نقد دیدگاه بوعلیسینا توسط محقق دوانی آغاز میشود که مدعی است تصورات، خود ملازم با نوعی تصدیق هستند. استاد با رد این ادعا، تصدیق را صرفاً «إعمال نفس» و حکم به وجود یا عدم میداند که از نظر رتبی مسبوق به تصور است، نه اینکه در ذات آن نهفته باشد. در ادامه، با تکیه بر آیات قرآن و مثالهای تاریخی همچون ماجرای شریح قاضی، به تبیین این نکته پرداخته میشود که چگونه انسانها گاهی برای فرار از پذیرش حقایقِ روشن و قهری، با وجدان خود میستیزند و به انکارِ خود دست میزنند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ گشودگیِ ذهن نسبت به واقعیت، نشان میدهد که چگونه مباحث دقیق عقلی، راهگشای مسیر اخلاقی و عملی انسان در مواجهه با امتحانات الهی است.
ماهیت تصدیق و نسبت آن با تصور در فلسفه
6اشتباه مرحوم دوانی نسبت به تصدیق
اشتباهی که مرحوم دوانی در اینجا کرده است این است که تصدیق را از این قبیل گرفت است! دیگر عمه، خاله، دخترعمه و همه را تا حضرت آدم گفته که اینها همه در این تصدیق دخالت دارند!
منظور از تصدیق
تصدیق فقط عبارت از إعمال نفس و حکم نفس نسبت به «بود» یا «عدم» است و واقعاً هم وقتی که ما ملاحظه کنیم در آن مسائلی و کتابهای قبلی که خوانده میشود این مطالب به یک نحو هست ولی وقتی که انسان یکقدری دقیقتر مطالب را بررسی میکند متوجه میشود که اصلاً تصدیق هیچ ربطی به تصور ندارد در تصدیق صرفاً همان حکم به وجود یا حکم به عدم نهفته است. وجود و عدم هم که دو امر ثابت هستند و تفاوتی نمیکند، در هلیّت بسیطه یا در هلیّت مرکبه هردو یکی است و آن حکم به وجود و عدم در هردو ساذج است و حالا متعلق آن حکم چیست؟ اگر کان تامه باشد آن متعلق ساذج است و اگر کان ناقصه باشد ساذج نیست و ترکیبی است. یا شما اصل الوجود را بر یک موضوع ثابت میکنید یا وجود صفتی را برای او ثابت میکنید، باز وجود آن صفت ساذج است و بسیط است و تألیف در آن معنایی ندارد. پس در هر حالی ما تصدیق تألیفی چنانکه در بسیاری از کتب از تصدیق به دو امر تألیفی یا بسیط تعبیر کردهاند همۀ اینها خطاست، آن حکمی را که نفس میکند عبارت از یک مطالب بسیط است. مقدمات برای این قضیه یا بسیط است یا مرکب که هیچ ربطی به تصدیق ندارد.
تلمیذ: آیا از مقدمات تخلفپذیر است؟ إعمال نفسی که میفرمایید، رابطهاش با مقدمات رابطۀ رویهمرفته علت تامه برای إعمال نفس... یعنی آیا میشود یک شخصی این مقدمات را داشته باشد ولی آن لحظۀ آخر إعمال نفس نکند؟
استاد: این هیچ امکان ندارد، عرض کردم تصدیق غیر اختیاری است یعنی وقتی که مقدمات تمام بشود ...
