
ماهیت تصدیق و تفاوت آن با تصور
بررسی جایگاه حکم و ادراک در نظام معرفتی نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت تصدیق و تمایز آن از تصور میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای موجود درباره علت تحقق تصدیق در ذهن آغاز شده و با بررسی اشکالات مطرحشده بر کلام بوعلی سینا ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه تصدیق، فعلی بسیط و ساذج از افعال نفس است، تفاوت بنیادین آن را با تصور روشن میسازند. در ادامه، ضمن اشاره به ضرورت رعایت اخلاق در نقل مطالب و پرهیز از قضاوتهای شتابزده، به این نکته پرداخته میشود که مقدمات تصدیق در اختیار انسان است، اما نفسِ حکم، امری قهری است که پس از تکمیل مقدمات حاصل میشود. در پایان، با تکیه بر مبانی صدرالمتألهین، تفاوت میان علیت تقومی و علیت صدوری در ماهیات و نسبت آنها با وجود و عدم تبیین میگردد تا روشن شود که چگونه تصدیق و تصور در ظرف علمی نفس، دو جایگاه و کارکرد متفاوت دارند.
ماهیت تصدیق و تفاوت آن با تصور
2این اشکال اول ایشان یک مقداری آبکی است و حالا از اشکال اول جوابش را بپردازیم تااینکه سر اشکال دوم برسیم که مسئله خلط نشود. جواب این مسئله روشن است همانطوریکه در جلسۀ قبل عرض کردم مرحوم آخوند یک رسالۀ تصور و تصدیقی دارند که این رساله در آخر جوهر النضید برای علامه و محقق طوسی هست و در آنجا این مسئله ثابت میشود که تصدیق نه آنچه که بعضی از علماء گفتهاند، عبارت از تصور موضوع و تصور محمول و حکم به این دو است یا بنا بر قولی مرکب از چهار چیز باشد تصور موضوع، تصور محمول، نسبت حکمیه و حکم به این نسبت حکمیه چه حکم به ثبوت یا حکم به رفع یعنی به عبارت دیگر رفع نسبت بین موضوع و محمول است نهاینکه حکم به نفی تعلق و ربط موجود باشد. در قضایای سالبه رفع نسبت است، نه سلب ایجاد عدم و حکم به عدم، سلبِ نسبت است که اصلاً نسبتی از اول وجود نداشته است. نه! ایشان میفرمایند که مسئله به این کیفیت نیست. تصدیق، یک امر ساذج و بسیط است و آن إعمال نفس است و نفس، اول تصور موضوع را میکند بعد تصور محمول را هم میکند و نسبت بین این دو را هم ملاحظه میکند آنگاه پس از ملاحظات این مطالب بهواسطۀ مقدماتی [تصدیق میکند]. دیدهاید بعضیها هنوز تصور نکردهاند تصدیق میکنند؟!
بیان حکایتی دربارۀ تصدیق بلا تصور
خدا مرحوم آقای گلپایگانی را رحمت کند، ما یک وقت یک کتابی از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را پیش ایشان بردیم و به ایشان دادیم ظاهراً مسئلۀ رؤیت هلال بود رسالۀ نوین و رؤیت هلال راجع به ماههای قمری بود. ایشان در یک جایی بیرون قم طرفهای کوهها بودند. ایشان نگاه کردند و گفتند که سلام من را به ایشان برسانید و اجازه بدهید من این کتاب را مطالعه کنم آنگاه راجع به آن خدمتتان عرض کنم تااینکه تصدیق بلا تصور نشده باشد!! من از این عبارت خیلی خوشم آمد! گفتند که گرچه مطالب ایشان نیازی به تحقیق ندارد و ایشان بالاتر از این هستند، ولی اجازه بدهید این را مطالعه بکنم. بله، این قضیه را از ایشان سراغ داریم و بعد یک قضیۀ دیگر از یک آقای دیگری که حالا اسمش را نمیبرم ایشان رساله بدیعه را خدا رحمت کند توسط حاج میرزا حسن نوری داده بودند که به ایشان بدهند. بعد از یک مدتی مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به قم آمده بودند آن موقع یا تازه به مشهد رفته بودند یا هنوز نرفته بودند شک دارم، در خدمت ایشان و مرحوم حاج میرزا حسن به منزل آن آقا رفتیم، ایشان هم از مراجع بود الآن فوت کرده است. البته یک مقدار مریضحال بود که آن دکتر ... برای عیادتش به آنجا آمده بود ما هم نشستیم. وقتی یک مقداری صحبت شد کمکم حال ایشان یکخرده بهتر شد. صحبت از این ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآء﴾1 شد و شروع کرد گفت که بله بله بسیار کتاب عالی است و این حرفها ... یکدفعه وسط صحبتها به یک جای دیگر زد ما فهمیدیم اصلاً این کتاب را نخوانده است! ما خندهمان گرفت و آقا به ما یک اخمی کردند که حالا فعلاً نمیخواهد اینجا آبروریزی کنی! در معنای [آن اخم] این را گفتند یعنی مفهوم داشت و زبان حالش زبان حال این قضیه بود! بعد میگفت که بله آقا آخر شما چه زمانی دیدهاید که یک مخترعی زن باشد؟! گفتم: ددم وای! آخر تابهحال یک مخترعی زن آمده است؟! یک مکتشفی زن آمده است؟! بله بله همین است و درست است و بسیار کتاب عالی است! إنشاءالله خداوند تأیید بفرماید و چه کند و چه کند! بعد ما فهمیدیم اصلاً نخوانده است! گفتم که عجب بازیهایی در این روزگار داریم میبینیم ددم وای! هیچی! اینقدر آبروریزی بود که بیرون آمدیم به آقا هیچ چیزی نگفتیم یعنی اصلاً راجع به قضیه صحبت نکردیم. ببینید آن [مرحوم گلپایگانی] چطور میگوید و این آقا چطور میگوید! شما از همین یک مسئله باید به روحیات و نفسیات و صدق و صداقت افراد پی ببرید که هر کسی در چه مسئلهای هست. اگر کتاب را نخواندهای بگو که نخواندهام چرا بازی درمیآوری؟!
- . سوره نساء (4) آیه 34. رساله بديعه، ص 78:
«مردان بر زنان قيموميّت دارند.»
- . سوره نساء (4) آیه 34. رساله بديعه، ص 78:
