
ماهیت تصدیق و تفاوت آن با تصور
بررسی جایگاه حکم و ادراک در نظام معرفتی نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت تصدیق و تمایز آن از تصور میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای موجود درباره علت تحقق تصدیق در ذهن آغاز شده و با بررسی اشکالات مطرحشده بر کلام بوعلی سینا ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه تصدیق، فعلی بسیط و ساذج از افعال نفس است، تفاوت بنیادین آن را با تصور روشن میسازند. در ادامه، ضمن اشاره به ضرورت رعایت اخلاق در نقل مطالب و پرهیز از قضاوتهای شتابزده، به این نکته پرداخته میشود که مقدمات تصدیق در اختیار انسان است، اما نفسِ حکم، امری قهری است که پس از تکمیل مقدمات حاصل میشود. در پایان، با تکیه بر مبانی صدرالمتألهین، تفاوت میان علیت تقومی و علیت صدوری در ماهیات و نسبت آنها با وجود و عدم تبیین میگردد تا روشن شود که چگونه تصدیق و تصور در ظرف علمی نفس، دو جایگاه و کارکرد متفاوت دارند.
ماهیت تصدیق و تفاوت آن با تصور
1درس پانصد و پنجاه و ششم
بحثی دربارۀ تصدیق (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
... و حکم بر ثبوت یا بر نفی نیست زیرا همچنانکه تصدیق برای تحقق خودش علتی دارد که آن علت عبارت از همان ایقاع است، اگر قرار باشد نفسِ حضور مفهومی از مفاهیم موجب تحقق تصدیق در ذهن و نفس باشد لازمهاش این است که یک شیء بتواند علت برای شیئی در دو حالت وجود و عدم واقع بشود وَ هوَ محالٌ. بنابراین آن چیزی که علت برای تحقق مفهوم بهعنوان تصور است چیز دیگر است و آن چیزی که بهعنوان علت برای تحقق تصدیق بر نفس است چیز دیگری خواهد بود. نفس در بعضی از اوقات ایجاد تصور میکند و در بعضی از اوقات بر آن تصور حکم میکند و این دو با همدیگر اختلاف و افتراق دارند. این مطلب ایشان خیلی مسئلۀ واضح و مبرهن است.
ایراد مرحوم علامه دوانی نسبت به کلام بوعلی
مرحوم علامه دوانی نسبت به این کلام بوعلی دو ایراد وارد کردند. ایراد اول ایراد نقضی است و آن این است که راجع به تصور هم همین مسئله خواهد بود. وقتی که شما تصدیق شیئی را میکنید لازمۀ این تصدیق تحقق تصور است یعنی وقتی که در بسائط حکم به وجود یا عدم شیئی برای شیء دیگر میکنیم و همینطور حکم به صفتی برای شیء دیگری در هلیّت مرکبه میکنیم، لازمهاش این است که تصور هم در اینجا محقق شده باشد زیرا تصدیق بدون تصور محال است.
بنابراین اگر شیئی علت برای تصدیق باشد پس علت برای تصور هم خواهد بود زیرا همان مقدمات در اینجا هم جاری است. آن مقدماتی که راجع به محالیت ایجاب تصور، تصدیق را، که فرمودید همین مسئله هم راجع به محالیت ایجاب تصدیق، تصور را لحاظ میشود درحالیکه میبینیم تصدیق بدون تصور نمیشود و وقتی که تصدیقی کردید تصور حتماً در ضمن آن خواهد آمد و اصلاً از مقدمات وجودیۀ تصدیق است بهطوری که در جلسۀ قبل این بحث و مطلب را عرض کردیم. پس این نقض اول نسبت به اینکه نه، ممکن است که این تصور ایجاب تصدیق را بکند و اشکالی وارد نمیشود. اگر اشکال در اینجا وارد میشود باید اشکال در قسمت تصدیق وارد شود که کسی که تصدیق یک حکمی را میکند نباید تصور آن حکم را کرده باشد درحالیکه این تصورش را کرده است و با تصدیق، تصور هم خواهد آمد. وقتی که شما حکم به وجود زید میکنید همینکه میگویید: «است» این «است» حکمی از ناحیۀ نفس است و میآید بر وجود زید بار میشود این «است» بدون زید معنا ندارد! «استِ» بدون زید و یا «استِ» بدون عمرو یا «استِ» بدون وجود چه معنایی میتواند داشته باشد؟! پس آنچه که علت برای این «است» میباشد همان علت برای تصور آن ماهیت هم که زید است و یا صفتی از اوصاف ماهیت که علم است، جلوس است، نوم است، حرکت و امثالذلک است هم خواهد بود و اینطور نیست که مسئله فقط مورد تصور باشد.
